عدد "هفت" نزد ایرانیان قدیم مقدس بود و به خاطر ستارگان هفتگانه یعنی « زهره ، مشتری ، عطارد ، زحل ، مریخ ، زمین و خورشید » عدد هفت را گرامی می داشتند. نیاکان ما که زرتشتی بودند ، اعتقاد داشتند که عقل مقدس یعنی " اهورامزدا " که به او "سپند مینو" نیز می گفتند ، شش وزیر بزرگ به نام "امشاسپندان" دارد که یعنی مقدسان جاویدان و این شش امشاسپند با "سپندمینو" تشکیل (هفت سپند) می دهند.علت این که هفت سین به راستی هفت سین

ادامه مطلب...
خونه مون عیدا پر مهمونه
میرن مهمونا از اونا فقط
آشغالاشون به جا می مونه
کجاست اون کیوی ؟
چی شد نارنگی؟
کجا رفت اون موز ؟ خدا میدونه!
جعبه خالی شیرینی هنوز
گوشه طاقچه پیش گلدونه
عطرش پیچیده تا آشپز خونه
شیرینیش کجاست ؟ خدا میدونه
می رن مهمونا از اونا فقط
جعبه ی خالی به جا می مونه
از بس خونه رو به هم می ریزن
آدم مثل خر تو گل می مونه!!
یکی نیست بگه خداوکیلی
جای پوست پسته تو قندونه
قند نصفه ی عمو جون هنوز
خیس و لهیده ته فنجونه
حالا خداییش قندش مهم نیست
کنار اون قند نصف دندونه!
می رن مهمونا از اونا فقط
نصفه ی دندون به جا میمونه
پسته ی خندون ، بادوم شیرین
فندق درباز مال مهمونه
پرسید زیر لب یکی با حسرت
که از این آجیل ، به غیر تخمه
واسه ما بعدها چی چی میمونه!

بوی جان می آید اینک از نفس های بهار
دستهای پر گل اند این شاخه ها ؛ بهر نثار
با پیام دلکش " نوروزتان پیروز باد "
با سرود تازه " هر روزتان نوروز باد "
شهر سرشار است از لبخند ؛ از گل ؛ از امید
تا جهان باقی ست این آئین جهان افروز باد
آرزویم این است نتراود اشک در چشم تو هرگز مگر از شوق زیاد . . . نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز . . . و به اندازه هر روز تو عاشق باشی عاشق آنکه تو را می خواهد . . . و به لبخند تو از خویش رها می گردد . . . و تو را دوست بدارد به همان اندازه که دلت می خواهد
راهیان نور
اول به دلیل اینکه چند روزی نتونستم برای دوستان عزیزم مطلب بزارم از همه پوزش میطلبم.
خداراشکرامسال هم راهیان نور به طور گسترده در سراسرایران شکل گرفته،امادرشهرماهم داوطلبان بسیار زیادی برای اعزام به این مناطق ثبت نام نمودند.خلاصه بعد از ثبت نام با هدف تجدید پیمان با شهداء وآرمان های بنیان گذارکبیر انقلاب راهی این مناطق شدیم خدمت شماعرض شود بعد ازخداحافظی گسترده مردم شهرحرکت کردیم.البته درطول مسیراتفاقاتی افتادکه اکنون نمی توان آن هارابیان نمود.باتکیه به امام عصر(عج)وپروردگارمتعال به سلامت به اهواز رسیدیم.روزاول مستقرشدن ما در پادگان حبیب الهی زیاد جالب نبودچون بقیه اتوبوس های کاروان ماراهی منطقه ی طلائیه شدند.اما مابه دلیل مشکلاتی که قابل ذکر نیست سعدت عزیمت به این منطقه را نداشتیم.روز اول همین طور گذشت،اما صبح روز دوم بعداز صرف صبحانه حدود ساعت 30/9 دقیقه راهی منطقه ی اروند رود شدیم.

همان منطقه ای که به دلیل وجور اروند که آب آن حدود70کیلومتر درساعت سرعت دارد،عراق نتوانست هیچگاه در دوران جنگ از آنجا عبورکند.اما سربازان رشید انقلاب درشبی(تاریخچه) از این رود گذشتند وبه منطقه عملیاتی عراق(فاو)حمله نمودند.که عراق ودیگر کشورهایی که در این جنگ عراق را یاری مینمودند در شگفت بودند که چگونه ممکن است سربازان ایرانی از این رود بدون کشتی و قایق عبور کرده وبه فاو حمله کننداما آن ها ودیگران باید بدانند که ایرانی توانسته کارهای غیرممکن بکند ومیتواند.

مکان بسیار زیبا ومعنوی بودزمانی که پاتومیذاشتی روخاک این منطقه با خودت میگفتی یه زمانی دست عراق بوده اما چه خون هایی داده شد تا دوباره از دست عراق پس گرفته شدوبه ایران برگردانده شد.خیلی زیبا بوداماواقعا نمیشه این احساس رو تشریح کردبعد ازخواندن نمازدراروندرودوخوردن نهار راهی شلمچه شدیم.وای عجب منطقه ای وقتی آفتاب غروب میکرد.چنان غم واندوهی انسان را فرامی گرفت که قابل وصف نیست وقتی خاکی رولمس میکردی که میدونستی زمانی هزاران خون جوانان پاک این مرزوبوم در آن جافداشده است تااز مال و جان وناموس خود ودیگران دفاع کند.چه حسی در آدم شکل میگره؟ ناخودآگاه اشک ازچشمانم جاری شد.منطقه خوبی بود بعدازمراسم سینه زنی وتشریح عملیات هاوازخودگذشتگی ایرانیان در این منطقه توسط راوی هرکس که واقعادرک کرداشک ریخت.برروی خاک همین منطقه درآخرین نقطه ایران نماز شکرخواندیم وسرسجده شکربرخاک نهادیم سپس زیارت عاشورا را بازیبایی هرچه بهتر تلاوت نمودیم.ای کاش در آن زمان جنگ ما هم بودیم تا میتونستیم جان خودرافدای ایران کنیم.
مرزایران وعراق در شلمچه

روز دوم این سفر هم به سلامتی تمام شد اماروز سوم از منطقه سوسنگرد وسپس دهلاویه مکانی که شهید چمران ویارانش در آن منطثه رشادت هاکردنددیدن نمودیم فیلم مستندی هم که از دفاع دکتروچمران ویارانش ونحوه شهادت ایشان درحال پخش بود رابااعضای کاروان به طور کامل دیدیم که به خدمت شما عزیزان عرض کنم که هرکس در آن سالن بودبه گریه افتاد صدای گریه وزاری در فضای سالن پیچیده بود،احساس عجیبی بود منم ناخوداگاه به گریه افتادم واشک ریختم وباخود گفتم وای..وای..چه کسانی رفتند تاجمهوری اسلامی ایران باقی بمانداماماواقعاجواب خون شهداء رابه خوبی داده ایم؟
آیازمانی که جوانان همین کشور که به دست عناصرکثیف خارجی تحریک شده بودند وبه خیابان ها آمده بودند ودر روزعاشورای امام حسین(ع) شاه شهیدان پرچم سرخ شهدات را به آتش کشیدند وباجیغ وهاهله کردن به عزای امام شهیدان خندیدند کمی فکر کردن که مرتکب چه کار زشت وشرم آوری شده اند؟
نه به خداقسم لحظه ای فکر نکردن!!!میدونستی با کارهاشون درحال پایمال کردن خون این شهداء عزیزمان بودند آن ها دل شهیدان را به درد آوردند من به خودی خود در آن مناطق دعا نمودم که انشاءالله هرکس دل شهیدان ورهبر عزیزمان را به درد آوردخداون خود کیفر آنان را بدهد.شایدم عده ای از آن افراد،هم اکنون به اشتباه کریح خود پی برده باشند که آن هم باز انشاء الله خدا گناهان آنان را ببخشد.
اماسخن آخر:
این سفر راهسان نور به کربلای ایران بهترین سفر زندگی من بودچراکه1-خود راشناخته که چه بوده ام واکنون چه هستم. 2-مانند سفرهای دیگر نبود چون میزبانان ما هزاران لاله در خون خفته بودند که من حس می کنم که به خوبی از ما پذیرایی کردند.
انتقاد از مشکلات این سفر:
1-روز اول سفر متاسفانه همان طورکه گفتم نتوانستیم راهی منطقه بسیار معنوی طلائیه شویم.
2-وضعیت جا ومکان خواب مناسب نبود.
3- وضعیت بهداشت و وسایل گرما زامخصوصا در شب مناسب نبود.
جواب انتقاد از نظرخودم:
1-شاید شهیدان طلائیه ما را نطلبیدن که نتوانستیم برویم واز محل شادت آنان دیدن نماییم ،امافکرکنم که شنیده اید مهمان حبیب خداست پس چگونه ممکن است شهیدکه از خدا روزی میخورد مهمان خود وخدا را از خانه اش بیرون کند.اما...شایدبه دلیل ناکارآمدی مسئولان بوده؟!....
2-وضعیت جا ومکان خواب مناسب نبود امااگرشخص باهدف تجدید پیمان با شهداء و آرمان های انقلاب رفته باشد،برای او مهم نیست چون با خود میگویید این گوشه ی بسیار کمی از سختی های شهیدان بودکه مجبور بودند در هرمکانی بخوابند.اما اگر هدف شخص سفر تفریحی باشدخیلی برای او سخت می شود.
3-وضعیت بهداشت و وسایل گرما زابد بود که آن هم اگر هدف تجدید پیمان
باشد چیزی نیست چون احساس میشود که رفته ایم تا درک کنیم آن ها چه کردند وماچه کردیم. مجبور بودندکه با لباس خیس در شب سرد کویر بیرون سنگر ها نگهبانی دهند اگر هم قصد خواب درسنگر را داشتندآیا با یک چراغ ولباس خیس و دلی آشفته میشد انسانی بخوابد.
اماجواب شماازاین انتقادات؟
انشاءالله که بتوانیم از خون شهیدان پاسداری کرده وسرباز خوبی برای کشور عزیزمان باشیم.
وفات حضرت معصومه (س) کریمه اهل بیت (ع)
در اول ذیقعده سال 173 هجری قمری، شهرمدینه به وجود مقدس حضرت فاطمه معصومه (س) زینت یافت. پدر بزرگوارشان حضرت موسی بن جعفر (ع) و مادر گرامیشان حضرت نجمه خاتون بودند.
بعد از برادر گرامیشان حضرت علی بن موسی الرضا (ع)، ایشان دومین و آخرین فرزند از حضرت نجمه خاتون بودند و آن حضرت در میان فرزندان امام کاظم (ع)، بعد از امام رضا (ع) از بالا ترین مقام و منزلت برخوردار هستند
یکسال بعد از اینکه امام رضا (ع) به اجبار مامون به خراسان هجرت کردند، (در سال201 هجری قمری)، حضرت معصومه (س) به شوق دیدار برادر به همراه برادران و جمعی از نزدیکان خود از شهر مدینه به سمت مرو حرکت نمودند.
درمیان راه وقتی که آن حضرت به شهر ساوه رسیدند، از جانب دشمنان اهل بیت مورد حمله و هجوم قرار گرفتند و پس از درگیری سختی که میان همراهان ایشان و مهاجمان درگرفت، عده ی زیادی از نزدیکانشان به شهادت رسیدند و ایشان نیز توسط زنی در شهر ساوه مسموم گشتند.
غم از دست دادن عزیزان و مسمومیت، حضرت معصومه (س) را به شدت بیمار ساخت. ایشان به همراهانشان فرمودند: "مرا به قم ببرید، زیرا از پدرم شنیدم که قم مرکز شیعیان ما می باشد."
حضرت فاطمه معصومه ( س)بعد ازگذشت 17 روز ، در 10 ربیع الثانی سال 201 هجری قمری، پس از گذشت 28 سال زندگی پرمشقت، با دلی شکسته و خاطری افسرده از غم هجران و دوری برادر، بر اثرشدت بیماری و مسمومیت به شهادت رسیدند و مزارشان زینت بخش شهر غم دیدهی قم شد.
در مورد مقام والای حضرت معصومه (ع) ,حضرت صادق(ع) میفرمایند:
" ... بانویی از فرزندان من، به نام فاطمه دختر موسی، در آنجا (قم) رحلت میکند , که با شفاعت او همهی شیعیان ما وارد بهشت میشوند."
احادیث درباره حضرت معصومه
امام جواد (ع): کسى که عمه ام را در قم زیارت کند پاداش او بهشت است .
امام رضا(ع): هرکس نتواند به زیارت من بیاید، برادرم را در رى یا خواهرم را در «قم» زیارت کند که ثواب زیارت مرا در مى یابد.
امام رضا(ع): هرکس معصومه(س) را در قم زیارت کرده باشد، مثل اینست که مرا زیارت کرده باشد.
درباره تعداد فرزندان حضرت موسیبن جعفر(ع) و این که چند تن از آنها فاطمه نام داشتهاند اختلاف است.
شیخ مفید تعداد آنان را 37 تن ذکر کرده است؛ 19 پسر و 18 دختر که دو تن از دختران، فاطمه نام داشتند. فاطمهالکبری و فاطمه الصغری.

حضرت فاطمه معصومه (س) بعد از امام رضا (ع) از دیگر فرزندان حضرت موسیبن جعفر(ع) فاضلتر و دارای مقامی شامختر میباشد.
با گذشت ایام، حضرت معصومه (س) هم دوران خردسالی را پشت سر گذاشت و در این سالها محل رشد آن حضرت خاندانی بود که او را با دریایی از علم و معرفت رو به رو ساخت.
ولی بیش از 10 بهار از عمر شریفش نگذشته بود که پدر بزرگوارش با زهر جفا در زندان هارون به شهادت رسید و دریایی از غم و اندوه بر قلب شریفش فرو ریخت.
در ایام غم و تنهایی، تنها مایه تسلی او برادرش امام رضا (ع) بود که ناگهان مأمون وجود اقدس امام هشتم را از کانون خانواده جدا نمود و به اجبار به خراسان جلب کرد و به اقامت اجباری در خراسان وادار نمود.
حضرت معصومه (س) دوری یک ساله فراق برادر را تحمل کرد.
حضرت معصومه در راه ایران و قم:
یک سال بعد از رفتن حضرت علی بن موسی الرضا (ع)به سرزمین خراسان؛ یعنی در سال 201 قمری حضرت معصومه (س) خواهر حضرت رضا، برای زیارت برادر از مدینه به مقصد خراسان حرکت کرد.
چون آن حضرت با همراهانش وارد ساوه شد، بیمار و رنجور بود و میدانست در آن نزدیکی شهری است به نام قم که مردم آن از دوستداران اهل بیت اطهار هستند.
از این امر چنین استنباط میشود که آوازه تشیع مردم قم و علاقه شدید ایشان به اهل بیت به مدینه هم رسیده بود.
حضرت پرسید میان ما و قم چند فرسخ فاصله است. گفتند: ده فرسخ و حضرت دستور حرکت به سوی قم را صادر کردند.
چون خبر به آل سعد رسید با هم اتفاق کردند که از او درخواست کنند به قم بیاید. از میان ایشان، موسی بن خزرج بن سعد اشعری بیرون آمد، و چون به شرف ملازمت حضرت فاطمه رسید زمام ناقه او بگرفت و به جانب شهر بکشید و به در سرای خود فرود آورد.
محل سرای موسی بن خزرج و حجرهای که حضرت معصومه (س) در آن به عبادت میپرداخته اکنون معین و زیارتگاه است.
گویا در این سخن اختلافی نباشد که حضرت فاطمه معصومه (س)مدت 17 روز در آن محل توقف داشته و پس از آن رحلت فرموده است.
بنابر نوشته کتاب قم، بعد از غسل دادن و کفن کردن و نمازگزاردن بر جسد مطهر او، موسی بن خزرج آن حضرت را در زمینی در بابلان (محل فعلی) نیمه دوّم قرن چهارم که به او تعلق داشت دفن کرد و بر سر تربت او سایهبانی درست کرد.
بدون هیچ اختلافی سال وفات آن حضرت را یقیناً 201 قمری نقل کردهاند ولی در این که در چه روز و ماهی از این سال بوده اختلاف میباشد که بعضی دهم ربیع الثانی را قوی میدانند.
![[تصویر: 49843001240898655555.gif]](http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/49843001240898655555.gif)
زمین را بیارایید و ثانیه ها را در عطر شکوفه های عشق بپیچید.
هلهله کنید و پای بکوبید که اینک،
یازدهمین فصل کتاب شیعه،
با دست های سبز مردی از تبار ملکوت، ورق می خور د.
ولادت امام حسن عسکری علیه السلام مبارک باد.
![[تصویر: 60712035262252093091.gif]](http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/60712035262252093091.gif)
شبی که صبح سعادت، در انتظارش بود
هزار چشمهی خورشید، آبشارش بود
شبی به وسعت هفت آسمان، که جبرائیل
دعا به اهل زمین، تا به صبح، کارش بود
ستارگان همه در انتظار بهت انگیز
مگر که ماه برون از خط مدارش بود
در انتظار کسی اهل آسمان بودند
گمان کنم که خدا هم در انتظارش بود
زنی به عصمت مریم، به پاکی هاجر نشسته بود
و به بر طفل شیر خوارش بود دل از تمامی عالم بریده
و تنها نظر به مرحمت و لطف کردگارش بود میان بستر ناز، آرمیده بود
به ناز گلی که غنچه توحید، در کنارش بود رسید موکب آن گل،
به عالم هستی که هستی همه عالم، در اختیارش بود
زبوستان ولایت، گلی شکوفا شد
گلی که باغ جنان، خرم از بهارش بود
امام عسکری(ع) آن افتخار آل الله
که بندگی به در دوست، افتخارش بود
امام یازدهم(ع)، حجّت خدا بر خلق
شهی که یاری دین خدا شعارش بود
چگونه وصف کنم در جهان، از آن حُسنی
که حُسن بیحد و اوصاف بی شمارش بود
پدر به خلق جهان هادی و پسر مهدی(ع) عجب سعادت و اجلال، در تبارش بود ز علم و دانش خود سفرهای چنان گسترد که هر چه عالم و داناست ریزه خوارش بود اگر چه مدت عمرش چو عمر گل، کم بود به فضل و علم، سرآمد به روزگارش بود به حیرتم که چرا، این چنین گل بیخار به دل خلیده ز دوران، هزار خارش بود ولای آل علی(ع) بود در دل «خسرو» که باعث شرف و عزّ و اعتبارش بود
ولادت امام عسگری علیه السلام
اغلب تاریخ نویسان معتقدند امام عسکری علیه السلام در سال 232 ق در شهر مدینه چشم به جهان گشود و هنوز چندسالی از عمر مبارکش نمی گذشت که به همراه پدر بزرگوارش امام هادی علیه السلام از مدینه به سامرا تبعید شد و در مرکز عسکر (لشکرگاه) تحت نظارت مأموران خلیفه ساکن شد. آن حضرت و پدر بزرگوارشان به مناسبت این که در محل استقرار لشکریان حکومت ناگزیر به سکونت شده بودند، عسکریین علیه السلام (= دو عسکری) لقب یافته اند.
دوران امامت حضرت عسکری علیه السلام
امام یازدهم در سال 254 ق، به دنبال شهادت امام هادی علیه السلام و در حالی که بیش از 22 سال از عمر مبارک آن حضرت سپری نشده بود، منصب امامت را عهده دار شدند و حدود شش سال یعنی تا 26 سالگی به ارشاد و هدایت مردم مشغول بودند. آن حضرت سرانجام در هشتم ربیع الاوّل سال 260 ق به دسیسه معتمد عباسی و در شهر سامرّا به شهادت رسیدند و جنازه مطهرشان در کنار مرقد منوّر پدر بزرگوارشان امام هادی علیه السلام به خاک سپرده شد که میعادگاه شیعیان جهان است و عاشقان ولایت چون پروانه به دور شمع وجودش می چرخد.
طلوع فرخنده

نسیم سحری، جان مایه عشق را به گستره خاک بخشید. آبشاری از نور، از خنده های شادمانه خورشید، به میهمانی زمین آمد. دریچه ای از شادی بر دل ها گشوده شد و ترنّم شکفتن نوگلی معطر، در باغستان توحید، دل ها را مفتون و مجذوب خویش ساخت. امام حسن عسکری علیه السلام روح حماسه، چکاد بلند آفتاب، چهره روشن ایستادگی، سیمای بلند فرزانگی، پگاه پرتبسم ایمان، چراغ دار راه انسان، طلیعه خورشید صداقت و صفا، راه بان فتوت و مردی، یاور ستمدیدگان و محرومان، پاسدار ایمان و آرمان، مدافع حریم مهر نبوی، تداوم بخش راه عدل علوی علیه السلام ، و رسواگر دشمنان اسلام مصطفوی است. اینک در سال یادِ میلاد خجسته آن مولا، سلامی صمیمی و سرشار از گل و باران، بر ساحت آن مرهم زخم های خسته دلان می فرستیم و به شما گرامیان به مناسبت این طلوع فرخنده، تهنیت و شادباش می گوییم.
خورشید یازدهم
اماما! خورشید عدالت را تو پروریده ای. مژده دیرپایی صالحان تویی. شکوه عارفانه ایمان تویی. این تویی که در یک پگاه آفتابین، بر بلندای زمانه می ایستی و به هیئتِ آن منجی می نگری که دست مهربانش همه شمشیرهای ستم را می شکند و آفتاب وجودش، یخ تاریخ را آب می کند؛ هر رنگ تیره و تار را از چهره جهان می زداید و بر گیسوان زمین گل برکت و عدالت و ایمان می زند. سلام بر تو و بر فرزندت حضرت موعود. هم او که می آید تا خدا را تفسیر، عشق را تکثیر، و محبت را تقسیم کند. می آید تا به دادخواهی ستمدیدگان، بیرق عدالت را بر دوش گیرد. خورشید یازدهم! ما هرروز با سبدی دعا به استقبال فرزندت می رویم و در آینه قنوت قلبمان زیارتش می کنیم و بر ضریح چشمانش دخیل می بندیم تا شاهد رویش سبز لحظه ظهورش باشیم. آری، عدالت، پاره ای از تن توست ـ ای امام عسکری ـ و جهان لحظه شمار گل آرایی فرزند تو. اینک بر تو و بر آن خورشید، بر تو و بر آن گل غایب، بر تو و بر نایب بر حق آن غایب، سلامی بی کرانه نثار باد!
مژده طلوع
تو سبزترینی به دیده من! وقتی که می خواهم بر آینه یادها بوسه زنم، صبورانه و پرشکیب می آیی و بر بام بلند تاریخ می ایستی. نسیم، نغمه محمدی می سراید تا طلوع تو را به خورشید مژده دهد. آفتاب هم چهره می پوشاند از شرم دیدار. به شاعران می گویم تو را بسرایند؛ هیچ یک ابهت تو را بر نمی تابند و در ابتدای کلام در می مانند. شاعر سپیده دمان، از راه می رسد، بر دو زانوی ادب می نشیند. کتاب نام نیکویت را ورق می زند. سوره «والشمسِ» رویت را تلاوت می کند و به آیه «واللیلِ» گیسویت سوگند یاد می کند که سپیدتر از تو ندیده است. فجر هم که از راه می رسد، در برابر نور تو رنگ می بازد. تو آن زیباترینی که در سپیده دمی روشن، به خاک، مفهومی آسمانی بخشیدی. سلام بر تو و بر آن دقایقی که از نام مقدّست معطّر شد. سلام بر تو و بر آن دقایقی که به نماز ایستادی ای امام عسکری.......
ادامه مطلب...

فردوسی بزرگ و سفارش به پاسداری از نوروز و جشنها و آداب و رسوم ملی ایران :
بیارید این آتش زردشت بگیرد همان زند و اوستا بمشت
نگه دارد این فال جشن سده همان فر نوروز و آتشکده
همان اورمزد و مه و روز مهر بشوید به آب خرد جان و چهر
کند تازه آیین لهراسبی بماند کین دین گشتاسبی
منوچهری :
آمدت نوروز و آمد جشن نو روزی فرا کامکارا، کار گیتی تازه از سر گیر باز
یکی از جشنهایی که در شاهنامه فردوسی از آن نام برده شده، آئین و مراسم نوروز میباشد. در این مقاله سعی بر این است که درباره مراحل پیدایش این جشن ،زمان برگزاری ،استعمال کلمه نوروز و چگونگی آن در شاهنامه توضیحاتی داده شود . جشن نوروز از مهمترین مراسمی است که از سالیانی دور در بین ایرانیان فلات ایران رایج بوده و به یادگار مانده است . امروزه همه اقوام ایرانی نوروز را بر تمامی جشنهای برتری می دهند . ولی متاسفانه آنها از خانه خود توسط بیگانگان جدا شده اند و مرزهایی غیر واقعی بین آنها و ایران گذاشته شده است . گستره جشن نوروز امروزه در بسیاری از سرزمینهای ایرانی برقرار است : ایران - افغانستان - ازبکستان - تاجیکستان - ترکمنستان - آذربایجان - ارمنستان - کردستان سوریه و ترکیه و عراق و . . . شادی و سرور در این زمان ،چندان دور از ذهن نیست زیرا جهان رنگی دیگر به خود میگیرد و زمان ،زمان زایش زمین است و تولد گیاه. حال از چه دورهای این عید به صورت رسمی درآمده بهتر آن است که بدانیم از چه زمانی گاه شماری وجود داشته ؛ زیرا اگر این آئین به صورت یک جشن در فصل بهار انجام میشده است باید در سال زمان معینی داشته باشد و داشتن وقتی مشخص لازمه این گفتار میگردد .
میتوان گفت ایرانیان پیشین با دیدن تغییرات جوی و طبیعی، هر دورهای از سال را به نوعی زمان بندی کرده بودند . درگاه شماری میخوانیم که سال ایرانی زمانی به دو قسمت تقسیم میشده ،زمستانِ ده ماهه و تابستانِ دوماهه .و سال در دوری از ادوار به دو قسمت تابستا هفت ماهه و زمستان پنج ماهه تبدیل شده است .و همچنین «سال از عهدی بالنسبه قدیم (و شاید از قدیمترین ازمنه نیز) به چهار فصل سه ماهه معروف تقسیم میشده که اسامی پهلوی آنها چنین است :وهار ـ هامین ـ پاتیژ ـ زمستان». (1)
بنابراین نوعی گاه شماری به وجود آمده بود که نسبتاً زمان تغییر و تحولات طبعیی را مشخص میساخته است . آریاییان قدیم در هریک از دو فصل گرما و سرما جشنی برپا مینمودند و به پایکوبی میپرداختند .و از طرفی میبینیم که «در عهد بسیار کهن ،سال از اول تابستان (انقلاب صیفی) و با تیرماه آغاز میشده و دلیل آن لغت «میذیایری» است که اسم گاهنبار پنجم از شش گاهنبار سال است . (2) این جشن درحوالی انقلاب شتوی برپا میشده و معنی لغوی آن (نیمه سال) است. و از سوی دیگر درمییابیم که در زمانی سال با اول تابستان شروع میشده ،ولی نه با تیرماه ،بلکه با فروردین ماه. بیرونی اول سال ایرانیان را فروردین و در انقلاب صیفی میداند و اعیاد خوارزمی نیز مؤید همین ادعاست. و قرائنی در دست است که میرساند این جشن در عهد قدیم یعنی هنگام تدوین بخش کهن اوستا نیز درآغاز برج حمل (3) یعنی اول بهار برپا میشده وشاید بنحوی که برما معلوم نیست، آن را در اول برج مزبور ثابت نگه میداشتند . (4)
پس اساس به وجود آمدن این جشن آغاز بهار ،و در واقع شادی طبیعی از پایان فصل سخت سرماست .در این فصل ،تمامی ناخوشیهای مربوط به سرما از بین رفته و جای آن را سبزی و طراوتی وصف نشدنی فرا میگیرد. زمین لباس تازه در برمیکند و زمینی دیگر میشود و شاید ،آدمیان همین دید را نسبت به خود نیز داشتهاند. این عقیده در اشعار شاهنامه هم دیده میشود. هنگامیکه گیوبیژن را نمییابد ،به چارهجوئی نزد کیخسرو رفته و از او میخواهد که او را دریافتن گمشدهاش یاری نماید. کیخسرو بدینگونه پاسخ میدهد که :
بمان تا بیاید مه فرودین که بفروزد اندر جهان هوردین
بدانگه که برگل نشاندت باد چو برسر همی گل فشاندت باد
بگویم ترا هر کجا بیژنست بجام اندرون این مرا روشنست
تا زمانی که نوروز فرا نرسیده کیخسرو نمیتواند به جام جم نگاه بیاندازد و اسرار ببیند .چرا؟ تنها در بهار است که تغییراتی کاملاً محسوس جهان را فرا گرفته ،زندگی بار دیگر آغاز میگردد.(البته زندگی گیاهی که شاید به همان اسطوره (مشی و مشیانه) و (یم ویمگ) برگردد که اولین جفت انسانی اند.) (5)
پس انسان نیز تولدی دوباره مییابد و از تمامی بدیها جدا گشته ،مانند موجودی تازه به دنیا آمده ،بدون گناه میگردد . کیخسرو نیز تنها در نوروز است که میتواند جام جم را در دست گرفته و راز هفت کشور را دریابد .
یکی جام برکف نهاده نبید بدو اندرون هفت کشور بدید
زمان و نشان سپهر بلند همه کرده پیدا چه و چون و چند
فردوسی ،آغاز شهریاری کیومرث (اولین انسان) و برتخت نشستن وی را در اول برج حمل میداند .
چنین گفت کائین تخت و کلاه کیومرث آورد و او بود شاه
چو آمد ببرج حمل آفتاب جهان گشت با فرّ و آئین و آب
بتابید از آن سان زبرج بره که گیتی جوان گشت از آن یکسره
کیومرث شد برجهان کد خدای نخستین بکوه اندرون ساخت جای
و نیز در زمان پادشاهی جمشید، هنگام برپائی نوروز در روز هرمزد از ماه فروردین است .
چو خورشید تابان میان هوا نشسته بر او شاه فرمانروا
جهان انجمن شد بر تخت اوی از آن بر شد قره بخت اوی
به جمشید بر گوهر افشاندند مر آن روز را روز نو خواندند
سر سال نو هرمز فرودین بر آسوده از رنج روی تن دل ز کین
به نوروز تو شاه گیتی فروز بر آن تخت بنشست فیروز روز
بزرگان بشادی بیاراستند می و جام و رامشگران خواستند
چنین جشن فرخ از آن روزگار بما ماند از آن خسروان یادگار
در شاهنامه میخوانیم که پس از طهمورث ،جمشید پسر وی (6) به تخت پادشاهی نشست و همه مرغان و دیوان و پریان به فرمان او درآمدند .وی به ساختن آلات جنگی پرداخت ،رشتن و تافتن و بافتن به مردم آموخت، طبقات چهارگانه کاتوزیان ،نیساریان ،نسوریان و اهتوخوشی (7) را پدید آورد ،به دیوان دستور داد تا باآب و خاک ،گل درست کرده ،گرمابه و کاخهای بلند سازند و سپس از سنگ ،گوهر بیرون آورد ،بویهای خوش پدیدار ساخت ،پزشکی را بوجود آورد و کشتی رانی را به مردم آموخت وبعد از تمامی این کارها ،تختی ساخت که هرگاه اراده میکرد دیوان آن را برداشته و به آسمان میبردند و در روز هرمزد فروردین براین تخت بر آسمان رفت و جهانیان این روز را روز نو خواندند .
همه کردنیها چو آمد بجای ز جای مهی برتر آورد پای
بفرکیانی یکی تخت ساخت چه مایه بدو گوهر اندر نشاخت
بجمشید بر گوهر افشاندند مران روز را روز نو خواندند
سرسال نو هرمز فرودین برآسوده از رنج روی زمین
اغلب کتب قدیمی جمشید را پایه گذار نوروز دانستهاند. (8) دلیل انتساب این جشن به جمشید به درستی بر ما معلوم نیست. اما با اطلاع به اینکه فردوسی شاهنامه را براساس روایتهای قدیمی و کتاب خداینامه به نظم درآورده است، در مییابیم که نسبت دادن این جشن بجمشید از دوران بسیار قدیم معمول بوده است .
در هر حال نوروز در ایران چنان اهمیتی داشته است که با روی کار آمدن دین زرتشت به عنوان یک دین حکومتی در زمان ساسانیان ،نه تنها از بین نرفت بلکه جایگاه خاصی نیز پیدا نمود .
«در این عهد نوروز را در میان ملت ایران و نیز در دربار ،مراسم مخصوص و تشریفات فراوان در کار بوده است و بتحقیق میتوان گفت که در هیچ زمان نوروز را با این همه تکلفات بجا نمیآوردند.» (9)
«مورخین یونانی مینویسند که ژوستین دوم امپراطور روم کمی بعد از جلوس خود به تخت که در چهارم نوامبر سال 565 میلادی بود سفیری به دربار انوشیروان فرستاد که با شتاب تمام راه افتاده ،سفر کرد ولی در شهرهائیکه سر راه بود به جهت بعضی ترتیبات که به فرمان شاهنشاه ایران داده شده بود ،حرکتش به تأخیر افتاد و مجبور گردید که در شهر دارا به جهت مراسم عید نوروز مدتی توقف بکند .
از اینجا معلوم میشود که در عهد ساسانیان نه تنها در پایتخت بلکه در ولایات نیز مراسم با شکوه مفصلی برای نوروز بجا میآوردند.» (10)
در قسمت تاریخی شاهنامه در زمان ساسانیان هنگامیکه نامی از آتشکده برده میشود ،مکانی نیز به نوروز اختصاص دارد .
از جمله :در زمان پادشاهی اردشیر :
به دیبا بیاراست آتشکده هم ایوان نوروز و کاخ سده
در زمان پادشاهی بهرام گور :
برفتند یکسر به آتشکده به ایوان نوروز جشن سده
همی مشک بر آتش افشاندند به بهرام بر آفرین خواندند
چو شد ساخته کار آتشکده همان جای نوروز و جشن سده
در زمان پادشاهی شیرویه :
ببخشید چندی به آتشکده چه بر جای نوروز و جشن سده
و در آخر اینکه، نوروز در شاهنامه، از آغاز کتاب تا سرانجام آن (یعنی تا زمان حمله اعراب به ایران) به صورت یک جشن ملی و در دوره ساسانیان بشکل یک آئین مذهبی ،برای ایرانیان گرامی بوده و جشن گرفته میشده است و با اینکه بعد از حمله اعراب به ایران مدتی برگزار نمیگردیده اما به دلایلی از جمله اشتیاق ایرانیان به اجرای این مراسم ،باقی و برای ما به یادگار مانده است .
پی نوشت :
1ـ گاهشماری در ایران ـ حسن تقی زاده ـ ص 44
2ـ براساس اسطوره خلقتبه یکسال ،در پی هر آفرینش جشنی برپامیشود و چون شش آفرینش وجود دارد ،شش جشن نیز در طی سال برگزار میشود. این جشنها شش گانه را گاهنبار میخوانند .جالب توجه این است که در ادبیات دینی زردشتی سخنی از نوروز و مهرگان و اعیاد بزرگ ملی نیست و محتملاً این اعیاد ملی با اعیاد بومی پیش از آریائیان مربوط بوده است. «پژوهشی در اساطیر ایران ص 20».این گاهنبارها به ترتیب عبارتند از :1ـ میدیوزرم زمان خلق آسمان 2ـ میدیوشهیم زمان به وجودآمدن آب 3ـ پتیه شهیم زمان آفریده شدن زمین 4ـ ایاسرم زمان خلق شدن گیاه 5ـ میدیارم زمان آفرینش جانوران 6ـ همسپتمدم زمان آفریده شده انسان. (برای اطلاع بیشتر نگاه کنید به یشتها ج 1 ص 594).
3ـ اسامی برجهای فلکی که بترتیب از اولین ماه بهار آغاز میگردد عبارتست از :جمل ،ثور ،جوزا،سرطان ،اسد ،سنبله، میزان،عقرب ،قوس ،جدی ،دلو ،حوت .
4ـ برهان قاطع ـ با حواشی دکتر معین ـ ذیل لغت نوروز .
5ـ نخستین جفت انسانی یعنی مشی و مشیانه در زمان مرگ کیومرث چون نطفهای از وی جدا گشته و به مدت چهل سال بر روی خاک بود تا آنکه چون گیاه ریواس از زمین روئید و به دو قسمت تبدیل شد که دارای هیئتی انسانی بودند یکی نر و دیگری ماده و از ایشان فرزندانی بوجود آمد که در تمامی جهان پراکنده گشتند .
6ـ برای اطلاع بیشتر نگاه کنید به یشتها ج 1 ص 180 و حماسه سرائی در ایران ص 424
7ـ آذربان ـ جنگجویان ـ کشاورزان ـ دست ورزان
8ـ البته بعد از اسلام ایرانیان روایات متعددی درباره علل پیدایش نوروز ساخته اند تا اعراب با روحیه اعراب خوش آینده باشد و این جشن در اوایل اسلام منع نگردد . . از جمله «گویند خدای تعالی در این روز عالم را آفرید و هر هفت کوکب در اوج تدویر بودند واوجات همه در نقطه اول حمل بود .در این روز حکم شد که بسیرو دور درآیند و آدم علیه السلام را نیز درین روز خلق کرد، پس بنابراین این روز را نوروز گویند» برهان قاطع ـ ذیل کلمه نوروز.
«وقتی سلیمان بن داود انگشتر و سلطنت خود را از دست داده بود همینکه پس از چهل روز به سلطنت خود رسید و عظمت
و جلال پیشین خود را بدست آورد، سلاطین بحضورش آمدند و مرغها بخدمتش کمر بستند آنوقت ایرانیان گفتند که نوروز آمد یعنی روز نو رسید. از آن به بعد آنروز را روز نو نامیدند». آثار الباقیه .
9ـ مقاله نوروز بقلم دکتر ذبیح الله صفا ـ مجله مهر ـ ش 3 ص 273.
10ـ مقاله اساس نوروز جمشیدی ـ حسین کاظم زاده ،ایرانشهر شماره 10 از جلد اول ص 261 نوروز
سوسن فرهنگی
--------------------------------------------------------
نوروز جشن آفرینش
نوروز و جشن نورزی یک آیین کهن و همگانی و مربوط به نو شدن و جوان شدن طبیعت است. در اقوام مختلف جهان و بومیان ایران، پیش از آمدن آریایی های به ایران، نوروز از مهم ترین اعیاد بوده است. مهرداد بهار نوروز را یک جشن همگانی در فرهنگ ایران و بین النهرین آیین نوروزی را یک سنت کهن و محتملا رایج از هزاره سوم پیش از میلاد و در منطقه می داند و می نویسد: " این آیین یا همراه با کوچ بومیان نجد ایران به بین النهرین به آن سرزمین رفته، یا هم زمان در سراسر منطقه وجود داشته است.
نوروز در فرهنگ های منطقه در اقوام سامی نیز از کهن ترین زمان ها شناخته شده بود. نیز در بسیاری از مردم جامعه های عرب دوره جاهلیت آن را جشن می گرفتند. در اوستا به نوروز اشاره ای نشده است و مهرداد بهار اشاره نکردن به نوروز را در اوستا به علت زردشتی نبودن این جشن و مرسوم نبودن چنین آیینی در شرق ایران احتمال داده است. در نوشته های پهلوی و مانوی از نوروز، جشن اول سال نو بسیار گفته شده است. در تخت جمشید نیز که یک مرکز آیینی - دینی بوده، مراسم نوروز برگزار می شده است.
بیشتر روایات اسطوره ای - افسانه ای ایران دوره پیشدادی را زمان پیدایی نوروز و جمشید، چهارمین پادشاه پیشدادی را بنیانگذار نوروز و آیین نوروزی به شمار آورده اند. بنا بر پژوهش هایی که روی آثار سنگ نگاره ها و کتیبه های مانده از دوره هخامنشیان انجام شده، مردم آن زمان به درستی با نوروز آشنا بوده اند و نوروز را به عنوان آیینی کهن به هنگام گردش سال جشن می گرفته اند.
پادشاهان هخامنشی از تخت جمشید که محلی مقدس و مخصوص نیایش بود، به هنگام نوروز برای برگزاری آیین های ویژه نوروزی و استقبال از نمایندگان اقوام مختلف مادی، عیلامی، بابلی، خوزی، آشوری، هندی، تونسی، آفریقایی و ...با پوشاک قومی - ملی خود ، در تخت جمشید گرد می آمدند و نوروز و نوشدگی سال را در کاخ آپادانا، در برابر شاه جشن می گرفتند و هدیه های خود را به پادشاه ایران اهدا می کردند.
در دوران اشکانیان (250 پ م تا 226 م ) و ساسانیان (224 تا 652 م ) مردم نوروز را بنا بر سنت های فرهنگی رایج در فرهنگ مردم ایران در آغاز سال نو جشن می گرفتند. نوروز و جشن نوروزی در میان ایرانیان، چنان اهمیت داشت که برخی از جشن های مهم را به شمار روزهایی که تا نوروز فاصله داشت، می خواندند. ایرانیان نوروز را هم چون نیاکان خود جشن می گرفتند. در برگزاری آیین های نوروزی در آغاز بهار، سخت می کوشیدند. در سرزمین های اسلامی، سه گونه عید در آغاز سال وجود داشت.
1- آغاز سال ایرانی یا شامی که مصادف با اوایل بهار بود. 2- آغاز سال قبطی (مصر) که به آخر اوت (نهم شهریور) می افتاد. 3- و بالاخره آغاز سال هجری قمری که هر سال تفاوت می کرد. بر این عیدها باید آغاز سال ایرانی قدیم را که آغاز تابستان بود نیز افزود.
مردم ایران و حکومت های ایرانی محلی در دوره عباسیان و حکومت های توانمند ایرانی پس از عباسیان به ویژه سامانیان (261 تا 389) در خراسان بزرگ و بوئیان (320 تا 348) در ایران جنوبی و عراق در زنده و پویا نگه داشتن نوروز و آیین های نوروز در میان جامعه مسلمان نقش بسیار مهمی داشتند. در دوره صفوی، جشن و آیین های نوروزی با برخی از آیین های و آداب اسلامی درآمیخت و رنگ دینی گرفت. برای اعتبار بخشیدن به رفتارهای مسلمانان در آیین های نوروزی و شرعی و رواداشتن آنها، مجموعه ای حدیث و ورایت در چگونگی پیدایش نوروز و ارزش و اعتبار و تقدس آن نقل و گردآوری کردند. این حدیث ها و روایات شان و منزلت نوروز و آیین های مربوط به آن را نزد شیعیان ایرانی بیش از پیش بالا برد و به آنها اهمیت بخشید.
برخی نسبت های مردمی و مراسم نوروزی
مقدمه نوروز چنین است که در میدان های عمومی، با نقاره و شیپور و سنج از نیمه شب تا ظهر نوازندگی می کنند. پس از آن مردم بلافاصله محل کار خود را ترک می گویند و همه با هیاهو و خوشحالی به مساجد، میدان ها و ساختمان های عمومی روی می آورند و همه به هم تبریک می گویند. اسب دوانی، چوگان بازی، کشتی گرفتن، جامه نو پوشیدن، حنا بستن و... از جمله سنت هایی است که همیشه در این زمان از سال انجام می شده . نوروز و آزادی زندانیان در زمان هخامنشیان انجام می گرفته. جمشید پس از پروزی بر دیوان و برقراری حکومت داد و برابری که در نخستین روز نوروز انجام شد، زندانیان را آزاد کرد.
شیر سنگی
در بسیاری از شهرها و روستاها شیر سنگی وجود داشت که در زمان های کهن نمادی از نیروی آناهیتا، فرشته باروری و آب بوده اند. در این گونه جاها، دوشیزگان به هنگام شب سوری آیین های نیایشی با تندیس شیر داشتند. دختران بر روی شیر می نشستند و از زیر دست و پای آن چندین بار می گذشتند و پشت و شکم آن شیر را نوازش می کردند و از آن مراد می طلبیدند و فرزندان نیرومند می خواستند . در تهران نمادی دیگر وجود داشت و آن توپ بود. دختران دم بخت از توپ مروارید در این شهر در زمان های پیشین ، حاجت می طلبیدند.
آوردن آب از آسیاب ها و چشمه سارها
درزمان ساسانیان در برخی از روستاها رسم بر این بود که آب پای سفره هفت سین را می بایستی دختران شوی ناکرده از چشمه سارها، به ویژه از زیر آسیاب ها بیاورند، زیرا نوروز هنگام زایش و باروری است و کوزه آب که نمادی است از آناهیتا باید در خوان نوروزی نهاده شود.
هفت سین
در زمان ساسانیان، قاب های زیبای منقوش و گرانبهایی از جنس کائولین از چین به ایران آورده می شد و یکی از کالاهای ارزشمند بازرگانی چین و ایران آورده می شد و یکی از کالاهای ارزشمند بازرگانی چین و ایران همین ظرف هایی بود که بعدها به نام کشوری که از آن آمده بود نامگذاری شد به نام «چینی» و به گویش دیگر به صورت سینی و معرب «صینی» در ایران رواج یافت. برای چیدن خوان نوروزی از همین ظرف ها استفاده می شد آنها را به عدد هفت امشاسپند که عبارتند از اردیبهشت، خرداد ، مرداد ، شهریور ، بهمن ، اسپندارمذ و خود اهورامزدا، بر سر خوان های نوروزی می گذاشتند و از این رو خوان نوروزی، به نام هفت سینی و یا هفت قاب نام گرفت و بعدها با حذف «یا» به شکل هفت سین درآمد. یکی از لوازم خوان نوروزی، کتاب مقدس بود و چون این جشن ملی است، هر خانواده می توانست کتاب مذهبی ویژه خود را بر خوان نوروزی بگذارد. از دیگر خوراکی هایی که در زمان ساسانی بر خوان نوروزی می گذاشتند نان بود که نمادی از برکت است. در آن زمان، گرده نان هایی به اندازه یک کف دست یا اندکی کوچک تر می پختند و آنها را دون می نامیدند و بر سر سفره هفت سین می گذاشتند. شیر تازه دوشیده شده در خوان نوروزی نمادی است از غذای نوزادان گیهانی زیرا بنا بر اسطوره آفرینش انسان، در گهنبار همسپنتمدم ، یعنی در سیصد و شصت و پنجمین روز سال آفریده شد. بنابراین در جشن زادیش آدمیان، همانطور که کودک نوزاد به شیر نیاز دارد، نوزادن گیهانی نیز به شیر که در دین ایران کهن بسیار مقدس است، نیاز دارند. تخم مرغ بن مایه خوان نوروزی است و انواع سفید و رنگین آن می بایستی خوان هفت سین را زینت بخشد. زیرا تخم و تخمه نمادی است از نطفه و نژاد و در روز جشن تولد آدمیان که تخمه و نطفه پدیدار می گردد، تخم مرغ تمثیلی است از نطفه باروری که به زودی باید جان گیرد و زندگی یابد و زایش گیهانی انجام پذیرد. پوست تخم مرغ خود نمادی است از آسمان و طاق گیهانی. آینه، سمنو، ماهی، سیب، انار و سکه از دیگر چیزهایی است که خوان نوروزی به آنها مزین می شود. رویاندن سبزه و نگریستن به رویش و بالش دانه ها در دوازده روز و جشن نوروز از آیین های کهن ایرانیان بوده است. رشد بیشتر هر یک از دانه های کاشته شده را در گردش سال مظهری از رشد خوب آن دانه های کاشته شده را در گردش سال مظهری از رشد خوب آن دانه در سال نوی زراعی می پنداشتند. ایرانیان کهن، سبزه رویاندن را از زمان جمشید می دانستند و معتقد بودند که، جمشید پس از سرکوب اهریمن و پیروانش، که برکت را از مردم روی زمین گرفته بودند و باد را نمی گذاشتند که بوزد و درختان برویند، به زمین بازگشت. در این روز که نوروزش نامیدند، هر چوب و درختی که خشک شده بود باز رویید و سبز شد. یادآوری مردگان و بزرگداشت روان درگذشتگان در آخرین روزهای پایان سال، به ویژه در آخرین شب جمعه سال کهنه، بازمانده از آیین های نیاپرستی در جامعه های دوران ایران باستان است. روز عرفه (آخرین پنج شنبه سال) که در برخی جاهای دیگر ایران مانند خراسان به «روز بی بی حور» معروف است، روز مردگان می پندارند و باور دارند که روان های مردگان در این روز آزادند و از آسمان به زمین فرود می آیند تا آن روز را نزد کسانشان بگذرانند.
اسطوره سیزدهم فروردین
رسم بیرون رفتن از خانه در روز سیزدهم فروردین و آن روز را به شادی و تفریح گذراندن از روسوم دیرین ایرانی است و آخرین قسمت از جشن های نوروزی است. در اساطیر ایرانی عمر جهان هستی 12 هزار سال است و عدد 12 از بروج دوازده گانه گرفته شده است و پس از این دوازده هزار سال و عدد 12 از بروج دوازده گانه گرفته شده است و پس از این دوازده هزار سال عمر جهان بسته می شود و انسان هایی که در جهان هستی وظیفه آنها جنگ در برابر اهریمن است، پس از این دوازده هزار سال، پیروزی نهایی بر اهریمن می یابند. از آن پس دیگر جهان مادی وجود نخواهد داشت و آدمیان به جایگاه ابدی خویش به عالم مینو باز می گردند. با دانستن این موضوع می توان گفت که اولین دوازده روز جشن زایش انسان گویا تمثیلی از این 12 هزار سال زندگی انسان ها است و روز سیزدهم تمثیلی از هزاره سیزدهم، می تواند باشد که آغاز رهایش از جهان مادی است و از این رو روز سیزدهم می تواند روز بازگشت ارواح به مینو و روز بزرگ رامش گیهانی باشد. در متون کهن فارسی به بیرون شدن از خانه ها و به صحرا رفتن در روز سیزدهم فروردین اشاره ای نشده است. توجیه دیگری که برای مراسم نوروز شده این است که، روز سیزدهم سال نو گویا در دوران های کهن روز ویژه طلب باران بهاری برای کشتزارهای نودمیده بوده است. روزهای ماه در ایران قدیم نامی ویژه داشت و هر یک متعلق به ایزدی بود و روز سیزدهم متعلق به ایزد تیر یا «تیشتری» بود، که ایزد باران است. برای اینکه این ایزد پیروز باشد، لازم بود که همه مردمان در نماز از او نام برند و او را بستایند و از او طلب باران کنند. روز سیزدهم نوروز گویا روز رسمی همه مردم برای طلب باران، برای همه سرزمین های ایران بوده است که در اوستا آمده و افکندن سبزه های تازه دمیده نوروزی به آب روان جویبارها تمثیلی است از دادن فدیه به ایزد آب در آناهیتا و ایزد باران و جویبارها «تیر». در این روز مردم همه به دشت و صحرا می روند و از بامداد تا شامگاه به شادی و سرور می پردازند.
ناخجستگی شماره سیزده و روز سیزده
حادثه های بزرگ گیهانی در روزگاران کهن، بارها فلاکت و بلاهای بسیار برای دنیای خاکی ما پدید آورده اند. از این حادثه و بلایا در متون کهن نام برده شده است. در بعضی کتب مذهبی مانند اوستا، ودا، تورات، انجیل و کتاب های پهلوی و ... اشاره ای به این حادثه ها شده است. زمین لرزه و سیل و طوفان بسیار اتفاق افتاده است، اما همواره بدترین آنها در خاطر مردمان پایدار مانده است. یکی از حادثه های سهمگین گیهانی که ذکر آن در تورات آمده است، در روز سیزدهم سال نو مصری که مانند جشن فروردین ایرانی به هنگام تعادل بهاری خورشید گرفته می شد به وقوع پیوسته و موجب مرگ عده زیادی از انسان ها شده است. این روز مصادف با روز سیزدهم ماه ایرانی است . در آن روز سیزدهم سال نو، گویا ستاره ای دنباله دار در فضای زمین درخشیده است به طوری که در افق ایران نیز آن را دیده اند. بر اثر برخورد این ستاره با زمین آتشفشان ها آغاز آتشفشانی کرده اند و زمین لرزه ای سهمگین روی داده است و کاخ ها ویران گشته اند این حوادث، این اندیشه را در ذهن مردم پدیدار کرد که هر چند هزار سال یک بار واقعه ای اینچنینی رخ خواهد داد. از همین رو است که مردم به طور سنتی در هر سال به هنگام روز سیزدهم فروردین منتظر واقعه ای سهمگین بوده اند، از این جهت خانمان خود را رها می کردند و در این روز زیر سقف و بام نمی ماندند، تا اگر زمین لرزه ای رخ دهد در امان بمانند. رفته رفته روز سیزدهم سال و در پی آن شماره سیزده، رنگ نحس و ناخجستگی گرفت و مردم در همه جای دنیا از عدد سیزده پرهیز کردند و عدد سیزده یک ترس و وحشت برای همه ایجاد کرد. در حال حاضر در ایران، اروپا و آمریکا شماره خانه هایی که به 13 می رسد را به صورت 1+12 می نویسند. در تمام دنیا عدد 13 بدشگون و بدیمن است. مانند عدد هفت که مقدس ترین شماره در ایران بوده و هست و به ادیان دیگر هم رفته است . مانند آرامگاه کوروش بزرگ که بر طبقه هفتم سنگی سترگ بنا شده است و یا هفت آسمان و . . .
آیتالله شاه آبادی:
آیت الله صدر زنده هستند و مسافر ایران!
نظر ما اینست که ایشان زنده اند و رو به ایران و مسافر ایرانند و دشمنان نمی توانند کاری کنند و بالاخره با پیروزی مردم لیبی، در زندان ها باز خواهد شد و همه زندانیان سیاسی خصوصا ایشان به وطن باز خواهند گشت.

به گزارش شیعه آنلاین، پنج شنبه گذشته، حضرت آیت الله شیخ "محمد شاه آبادی" در حاشیه درس اصول اعتقادات در پاسخ به سوالی پیرامون وضعیت امام موسی صدر، در این باره نکات جالبی را اشاره فرمودند. سؤال مطرح شده این بود: «از شما نقل شده است که فرمودید آیت الله صدر زنده است. آیا این نظر متعلق به شماست و دیدگاه شما در این باره چیست؟» که معظم له اینگونه پاسخ فرمودند:
البته باید مساله قذافی حل شود. باید از مقام خودش خلع شود، اگر چنین شد راه درست کردن این امر یعنی آزادی ایشان آسان می شود. در این صورت دیگر قذافی حاکم نخواهد بود و ما می توانیم به خواسته های خود برسیم. یعنی ولی مسلمین با نفوذ در آن مملکت ایشان را به وطن بر می گردانند. تا قذافی آنجاست نمی توان کاری کرد. وقتی حکومت آنجا دست مردم مسلمان افتاد، آن وقت است که ولی مسلمین می تواند اقدام برای برگرداندن ایشان داشته باشد.
ایشان در ادامه افزودند: قذافی مهره اسرائیل است و اسرائیل نمی خواهد که ایشان آزاد شود؛ به خاطر نفوذی که ایشان در جهان اسلام دارد بر علیه اسرائیل. ولی وقتی مردم پیروز شوند دیگر اسرائیل و دشمنان اسلام راهی برای اعمال نظرشان در آنجا نخواهند داشت و نمی توانند دیگر کاری بکنند. مثل پس از انقلاب ایران که دیگر اراده آن ها نافذ در اداره و تصمیمات کشور ما نیست.
حضرت آیت الله شاه آبادی در پایان بیان کردند: نظر ما اینست که ایشان زنده اند و رو به ایران و مسافر ایرانند و دشمنان نمی توانند کاری کنند و بالاخره با پیروزی مردم لیبی، در زندان ها باز خواهد شد و همه زندانیان سیاسی خصوصا ایشان به وطن باز خواهند گشت. از خدا باید خواست که ایشان را صحیح و سالم به ما باز گرداند، انشالله.
منبع:شیعه آنلاین
این مقاله به چگونگی قرار گرفتن شیر و خورشید بر روی پرچم ایران و طراحی پرچم جمهوری اسلامی میپردازد.
1 تاریخچه شیر و خورشید
دربارهی نماد شیر و خورشید و قرار گرفتن آن برروی پرچم ایران افسانهسراییهای زیادی صورت گرفته است. برخی این نماد را به هویت ایرانی متصل میکنند و پرچم جمهوری اسلامی را خدشه دار نمودن هویت اصیل ایرانی میدانند. ملیگرایان و ناسیونالیستهای متعصب ایرانی بر اصیل بودن این نماد اصرار میورزند و برخی از آنها که از نظر سیاسی به جبههی ضد انقلاب هم تعلق خاطری دارند، چنان در تقدس بخشیدن به شیر و خورشید و دشمنی با پرچم جمهوری اسلامی افراط میکنند که گویی در این دنیا چیزی اصیلتر از شیر و خورشید وجود ندارد!
قدیمیترین سندی که از وصال شیر و خورشید حکایت میکند مربوط به دوران امپراطوری سلجوقیان است:
« پادشاه ترک سلجوقی به نام غیاثالدین کیخسرو که در آسیای صغیر حکومت میکرد، عاشق دختری گرجی میشود و اصرار میکند که «پیکر او را روی سکههای سیمین بنگارند.» اما چون زدن سکه با پیکر زن، از نظر مسلمین قبیح بود، با راهنمایی و ابتکار ستارهشناسان به گونهای دیگر این آرزو برآورده شد. دستور دادند که شیری بر سکه نگاشته شود و در بالای آن خورشیدی با صورت آن زن قرار گیرد. اگر کسی به این مسئله ایراد میگرفت، توضیح میدادند که طالع پادشاه است و هنگام زاییده شدن، خورشید در برج اسد(شیر) قرار داشت و این نقش یادآور این اتفاق فرخنده است. با این حیله، هم به خواستهی پادشاه عاشقپیشه جامهی عمل پوشاندند و هم از بدگویی مردم جلوگیری کردند.»

برای اولین بار شیر و خورشید در این سکهی سلجوقی به وصال هم رسیدند!
بنابراین، نشان شیر و خورشید را میتوان نتیجهی هوسبازی یک پادشاه سلجوقی (که ریشه در آسیای صغیر دارند) دانست. بعدها سکهزنان، بیآنکه تاریخچه و معنای این نشان را بدانند آن را به کار بردند. به تدریج خورشید روی سکهها پایینتر آمده و به پشت شیر میرسد و نقش زن نیز از چهرهی خورشید پاک میشود. بعد از اشغال ایران توسط مغول، پادشاهان این سلسله، غازانخان و سلطان محمد خدابنده نیز از این نقش بر روی سکههای خود بهره میبردند.
شاهد دیگری که نشان میدهد منظور از شیر و خورشید در آن زمان، یک علامت خاص نبوده و فقط طالع پادشاه را نشان میداده، سکهی شاه طهماسب است که خورشید بر روی برهای نشسته است. زیرا طالع شاه طهماسب در ماه حمل(بره) قرار داشت.

پرچم شاه طهماسب
در زمان قاجار که مراودات ایران و اروپا افزایش یافت، پرچم ایران با نماد شیر و خورشید به صورت رسمی معرفی شد. رسمیت یافتن پرچم در ایران در زمان قاجار یک نیاز بود تا در نامههای رسمی، کشتیها و سفارتخانهها از این پرچم استفاده نمایند و از دیگر کشورها متمایز شوند.
به صورت خلاصه میتوان گفت تا آغاز پادشاهی قاجاریان، شکل شیر و خورشید، یکی از تصاویر و نمادهایی بود که روی سکههای دولتی ایران ضرب میشد. بنابراین باستانی دانستن این نشان و یا مربوط دانستن آن به یک معنا یا پیام خاص، صحیح نیست. پیدایش آن، نتیجهی دلباختگی کیخسرو سلجوقی به همسرش شاهزاده خانم گرجی بوده که هیچکدام از این زوج عاشق را نمیتوان ایرانی - به معنای امروزی آن - دانست. پادشاهان بعدی نیز بدون اینکه معنای آن را فهمیده باشند این نشان را به کار بردهاند و در زمان قاجار، به پرچم رسمی ایران تبدیل شد.

آخرین نشان شیر و خورشید در تاریخ ایران بر پرچم پهلوی نقش بست
2 طراحی نشان الله
پس از انقلاب اسلامی ایران، نشان شیر و خورشید یک نشان طاغوتی و نماد شاهنشاهی تلقی شده و در نتیجه نمیتوانست در دولت انقلابی جایی داشته باشد. بنابراین از گرافیستها و هنرمندان دعوت به عمل آمد تا نشان مخصوص جمهوری اسلامی را طراحی کرده و به دفتر نخستوزیری ارائه نمایند.
ظاهرا اولین نشانی که پذیرفته شد، طرحی بود که «در آن یک مشت گرهکرده به همراه چند ستاره دیده میشد. حتی این طرح را بر روی برخی اسکناسها چاپ کردند» ولی در نهایت با آن موافقت نشد
سرانجام طرح «دکتر حمید ندیمی» که با الهام از آیات سورهی مبارکهی حدید طراحی شده بود مورد پذیرش قرار گرفت. وی اکنون دانشیار دانشکده معماری دانشگاه شهید بهشتی است و دارای مدرک دکترای مهندسی معماری از انگلستان است.

دکتر حمید ندیمی - طراح پرچم جمهوری اسلامی ایران
او در مورد طراحی این نشان میگوید:
«قبل از انقلاب در جلسات دکتر شریعتی شرکت میکردم. ایدهی چنین کاری را در این جلسات و زمانی که تفسیر سوره حدید مطرح بود به دست آوردم. علاقه داشتم برای جهان اسلام یک نشان درست کنم. وقتی حضرت امام(ره) فرمودند که نشان شیر و خورشید باید عوض شود و کشور به نشان جدیدی نیازمند است، به صورت جدی ایدهام را پیگیری کردم و به مرور سیاهمشقهای قبلی پرداختم.
دولت در آن سالها، پس از صحبت امام (ره) مسابقهای عمومی گذاشت که هرکس تمایل دارد طرح و نشان خود را ارسال کند.
دکتر ندیمی مفهوم و ریشهی طرح خود را به صدر اسلام بازمیگرداند: «هلالهای تعبیهشده در این آرم از نقش مبارکی ریشه میگیرد که حضرت رسول (ص) بارها با شمشیر مبارکشان به عنوان امضا بر روی شنها ترسیم کردهاند.این طرح پنج بخش دارد که نشاندهنده پنج اصل دین است. اصل توحید را در حکم عمود دو ساقة اصلی در میان خود دارد. علاوه بر کلمة الله که در ترکیب اصلی آن دیده میشود، لاالهالاالله نیز در آن مستتر است. تقارنهای این آرم هم نشانة تعادل و توازن است.»

توضیح آرم جمهوری اسلامی در روزنامه کیهان 21 اردیبهشت 1359
کلمهی الله به صورت کروی طراحی شده تا نشاندهنده پیام جهانی آن باشد.
در19 اردیبهشت 1359 آقای هاشمی رفسنجانی با او تماس میگیرد و میگوید: «آقای ندیمی، طرح شما در شورای انقلاب تصویب شده و حضرت امام هم آن را تنفیذ کردهاند» و به این ترتیب با تصویب نشان جمهوری اسلامی، کار طراحی پرچم جمهوری اسلامی نیز به دکتر ندیمی سپرده میشود. بنابر نص قانون اساسی، پرچم رسمی ایران باید علاوه بر «علامت مخصوص جمهوریاسلامی» دارای «شعار اللهاکبر» نیز باشد.
دکتر ندیمی از شعار بودن اللهاکبر، تکرار را اقتباس میکند و «یازده اللهاکبر در بالا و یازده اللهاکبر» در پایین پرچم جمهوری اسلامی قرار میدهد که مجموعا بیست و دو الله اکبر و یادآور روز پیروزی انقلاب اسلامی با شعار الله اکبر میشود.
کلمه قرمز «الله» منقوش بر پرچم جمهوری اسلامی بیانگر مبداء و منتهای آفرینش است (الی الله المصیر) و هدف و غایت حکومت اسلامی را نشان میدهد.
جزء قائم میانی نشان جمهوری اسلامی، در ترکیب با شکل تشدید که در خط فارسی و عربی نشانه شدت است شمشیر را تداعی میکند و به شکل قائم و ایستاده که خود نماد و قدرت و استحکام و ایستادگی است. این طرح یک برداشت از کلمه «حدید» یا آهن در قرآن است و تقارن طرح الله نیز از همین آیه نشأت میگیرد:
«انزلنا الحدید فیه باس شدید» یک ترکیب کاملا متقارن بیانی همراه با تعادل و توازن.
قالب راست گوشه خط نوشته «الله اکبر» یادی است از کوبندگی این شعار که براستی سلاحی بود پیروز در دست مجاهدان انقلاب اسلامی. خط به کار رفته در نگارش شعارهای الله اکبر، خط بنایی است که در گنبدها و منارههای مساجد اسلامی به کار میرود و اکنون بر بلندای پرچم ایران نشسته است. تکرار این شعار در ترکیب کلی پرچم حاشیههائیست که دو رنگ سرخ و سبز را به رنگ سفید وصل میکند. اگر سفید نشانهای از توحید باشد-که سفید ترکیب و توحید همه رنگهاست- رنگ سرخ پرچم را که نشانه خون و جهاد است به رنگ سبز که میتواند نمادی از آرمانهای والای اسلام باشد پیوند میزند.
و گوئی لاله، لااله الااله در زمین الله اکبر و هم زیر آسمان الله اکبر روئیده است و این پیام شهیدان اسلام است.
به گفتهی حمید ندیمی «این پرچم به امیدِ سپردن به دست امام زمان عجل الله تعالی فرجه شریف و دولت کریمهی ایشان» طراحی شده است.
منبع:مرکزاسناد انقلاب اسلامی
سرهنگ «معمر قذافی»، دیکتاتور لیبی را همواره بیش از صد زن همراهی می کنند که بیشتر آنان محافظان شخصی وی هستند، ولی به تازگی اخبار و اطلاعاتی جدید درباره این مسأله در برخی سایت های کشور لیبی منتشر شده و اسرار این زنان را فاش کرده است.
گفته می شود چهار زنی که همیشه پشت سر «قذافی» ایستاده اند، مانند دیگر محافظان وی، یونیفرم نظامی بر تن می کنند، اما حقیقت این است که آنان پرستار هستند. آنها دوره های پرستاری و امداد رسانی را گذرانده اند تا در صورت بروز هرگونه مشکل جسمی برای دیکتاتور لیبی، به داد او برسند و مشکل وی را برطرف کنند؛ البته آنها کارهای شخصی وی را نیز انجام می دهند.


لطفا برای دیدن سایر عکس ها به ادامه مطلب بروید
ادامه مطلب...
باعرض سلام وپوزش به علت یکسری تغییرات در کد این وبلاگ شمایل وگرافیک آن از دست رفته است که تا دو روز آینده اصلاح خواهد شد.
به همت محققان مرکز تحقیقات پردازشهای فوق سریع دانشگاه صنعتی امیرکبیر، بزرگترین ابررایانهی ایران برای استفاده در پیشبینی وضع هوا ساخته شده و به بهرهبرداری رسید.
به گزارش ایسنا، دکتر «احمد معتمدی»، عضو هیأت علمی دانشگاه «صنعتی امیرکبیر» و مجری طرح با اعلام این مطلب خاطرنشان کرد: این ابررایانه که حاصل تلاش دو سالهی گروه تحقیقاتی مرکز تحقیقات پردازشهای فوق سریع دانشگاه صنعتی امیر کبیر است که برای پیشبینی وضع هوا در سازمان هواشناسی کشور مورد استفاده قرار خواهد گرفت.
وی گفت: این ابر رایانه از نوع خوشهای (کلاستر) و دارای سامانهای با 216 هستهی پردازشی اوپترون دو گیگا هرتز است که حافظهای برابر 56 گیگا بایت دارد و ظرفیت ذخیرهسازی آن معادل 5800 گیگا بایت است.
این ابررایانه دارای حداکثر توان پردازشی 860 میلیارد عمل در ثانیه است و این در حالی است که در قوانین تجارت جهانی ابررایانههای قویتر از 190 میلیارد عمل در ثانیه کالای راهبردی محسوب میشود و فروش آنها مشمول تحریمهاست که ایران با ساخت این سامانه که قویترین ابررایانهی فوق سریع در خاورمیانه است به جمع چند کشور پیشرفته دارندهی این فناوری میپیوندند.
این عضو هیأت علمی دانشگاه صنعتی امیرکبیر، سیستم عامل مورد استفاده در این سامانه را «لینوکس» معرفی کرد و گفت: یک نرم افزار نیز برای مدیریت نظارت و کنترل سیستم توسط محققان این مرکز تهیه شده است که به همراه مجموعهای از نرم افزارهای کاربردی مانند MM5 و ARPS برای پیشبینی وضع هوا بر روی ابررایانه نصب و مورد استفاده قرار گرفته است و نتایج بهدست آمده در این پروژه نیز توسط کارشناسان شرکتهای اروپایی به تأیید رسیده است.
![]() |
دکتر «معتمدی» خاطرنشان کرد: در دنیای امروز بسیاری از مسائل پیچیده به دلیل داشتن زمان طولانی محاسبه روی رایانههای شخصی به صورت عملی و در زمان محدود قابل اجرا نیستند و راه حل این مشکل استفاده از سیستمهای پردازش موازی و ابررایانههاست.
فناوری «کلاستر» نیز در حال حاضر بهترین روش برای ساخت ابررایانه در جهان به شمار میرود و علاوه بر هزینهی پیادهسازی پایین دارای امکان توسعه و به روزرسانی مناسب است و تعمیر و نگهداری و پشتیبانی از آن در داخل کشور امکان پذیر است.
وی با اشاره به اینکه این فناوری بهصورت گسترده در زمینههایی مثل صنایع نفت و گاز، صنایع دارویی، صنایع خودروسازی، صنایع پتروشیمی و پلیمر، صنایع هوا فضا و بسیاری از بخشهای نیازمند به محاسبات سنگین کاربرد دارد، گفت: در حال حاضر مرکز تحقیقات پردازشهای فوق سریع در دانشگاه صنعتی امیرکبیر با حدود 15 سال سابقه و بهرهگیری از متخصصان داخلی به دانش ساخت ابر رایانه کلاستر دست یافته و در جهت رفع نیاز صنایع و مراکز تحقیقاتی کشور در این زمینه فعالیت میکنند.
«معتمدی» در پایان گفت: اولین ابررایانهی ایران در سال 1380 در این مرکز به بهرهبرداری رسیده است که یکی از نمونههای این سیستم در سال 1382 برای سازمان فضایی ایران و بهمنظور پردازش تصاویر ماهوارهای توسط این مرکز ساخته و به بهرهبرداری رسیده است.
منبع:رشد
قوی ترین ابر رایانه خاورمیانه به ابتکار محققان مرکز تحقیقات پردازش های فوق سریع در دانشگاه صنعتی امیرکبیر ( پلی تکنیک تهران) به بهره برداری رسید و تحریم ایران در زمینه ابر رایانه های قوی تر از 190 میلیارد عمل در ثانیه را شکست.
در دنیای امروز بسیاری از مسائل پیچیده به دلیل داشتن زمان طولانی محاسبه، روی رایانه های شخصی به صورت عملی و در زمان محدود قابل اجرا نیستند. این مشکل را می توان با استفاده از سیستم های پردازش موازی و ابر رایانه ها رفع کرد.
محققان مرکز تحقیقات پردازش های فوق سریع به مدت دو سال بر روی ساخت قوی ترین ابر رایانه ایران با بهره گیری از فناوری کلاستر فعالیت کرده و این سامانه را با حافظه ای برابر 56 گیگا بایت و ظرفیت ذخیره سازی پنج هزار و 800 گیگا بایت به مرحله بهره برداری رسانده است که برای پیش بینی وضع هوا در سازمان هواشناسی کشور مورد استفاده قرار خواهد گرفت.
این ابر رایانه به این واسطه که بر اساس فناوری کلاستر ساخته شده است دارای امکان توسعه و به روز رسانی مناسبی است و تعمیر، نگهداری و پشتیبانی از آن در داخل کشور امکان پذیر است. دانش این فناوری در کشور بومی شده است و نیازی به شرکت خارجی یا کشورهای دیگر جهت پشتیبانی سیستم وجود ندارد.
این ابر رایانه دارای حداکثر توان پردازشی 860 میلیارد عمل در ثانیه است، این در حالی است که در قوانین تجارت جهانی، ابر رایانه های قوی تر از 190 میلیارد عمل در ثانیه به عنوان کالاهایی راهبردی محسوب می شوند و فروش آنها شامل تحریم است. سامانه ای که در دانشگاه صنعتی امیرکبیر ساخته شده است قوی ترین ابر رایانه فوق سریع در خاورمیانه است که ایران را به جمع چند کشور برتر صاحب این فناوری پیسوند می دهد.
سیستم عامل مورد استفاده در این سامانه، لینوکس است و یک نرم افزار نیز برای مدیریت، نظارت و کنترل سیستم توسط محققان مرکز تحقیقات پردازش های فوق سریع تهیه شده است و این پروژه توسط کارشناسان شرکت های اروپایی به تایید رسیده است.
به گزارش مهر، اولین ابر رایانه ایران در سال 1380 به بهره داری رسیده است که آن نیز توسط محققان مرکز تحقیقات پردازش های فوق سریع ساخته شده بود.
منبع:آفتاب
با سلام به کلیه دوستان
در پی تحرکات مشتی فریب خورده در روز 25 بهمن ماه سال 1389 و انجام جنایت توسط آنها که منجر به رضایتمندی کشورهای دشمن از جمله آمریکا گردید ، و اعلام حمایت سران کشور آمریکا از این اراذل و اوباش ونظر به اینکه این اقدام آمریکا دخالت در امور کشورمان ارزیابی شده است در پاسخ به این دخالت ها فرزندان انقلاب و سربازان کوچک امام خامنه ای در اقدامی در روز 27 بهمن ماه همزمان 11 سایت دولتی و نیمه دولتی فعال در کشور آمریکا را هک و پرچم پرافتخار میهن عزیزمان ایران اسلامی را بر صفحات آنها هک نمودند در همین زمینه پیامی حاوی اقتدار ایران اسلامی در کلیه زمینه ها و از جمله رصد های سایبری برای حدود 27000 کاربر این 11 سایت ارسال گردید این اقدامات ادامه خواهد داشت.
لینک اثبات 11 سایت مورد هدف
http://www.zone-h.org/mirror/id/13059991
http://www.zone-h.org/mirror/id/13071625
http://www.zone-h.org/mirror/id/13071711
http://www.zone-h.org/mirror/id/13071548
http://www.zone-h.org/mirror/id/13072176
http://www.zone-h.org/mirror/id/13072400
http://www.zone-h.org/mirror/id/13071605
http://www.zone-h.org/mirror/id/13072078
http://www.zone-h.org/mirror/id/13072444
http://www.zone-h.org/mirror/id/13072456
پاینده باد نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران
فرماندهی تیم رزمندگان سایبری ایران
نظرات شما مایه مباهات ماست.






