"به زودی مرگ"

حامی- گروه مستند سازی استودیو نشانه به بررسی پشت پرده اهانت اخیر به ائمه معصوم(ع) پرداخته است. این کلیپ درمورد توهین سازمان یافته شده به امام هادی (علیه السلام ) است که در آن علت این کار و توهین اخیر یکی از خوانندگان ضد دین در آن بررسی شده است .

نام کلیپ : به زودی مرگ"
سازنده : استودیو نشانه
زمان کلیپ : 00:07:41
فرمت کلیپ : FLV
کیفیت :خوب
حامی-خواننده هتاک رپ تصمیم گرفت در دادگاه آلمان، از آیت الله صافی گلپایگانی به دلیل صدور این فتوا که او را مهدور الدم میکند، شکایت کند.
حامی«شاهین نجفی خواننده رپ ایرانی، پس از گذشت چند روز از صدور فتوای ارتداد علیه وی تصمیم گرفت در دادگاه آلمان، از آیت الله صافی گلپایگانی از مراجع تقلید قم، شکایت کند.»

حامی به نقل ازالعربیه : «حکم ارتداد شاهین نجفی پس از آن صادر شد که این خواننده ایرانی، آهنگی جنجال برانگیز با عنوان "نقی" منتشر کرد. منتقدان این آهنگ میگویند که در آن به امام دهم شیعیان هتاکی شده است.»
این سایت افزود: «سایت "عصر امروز" هم گزارش داده بود که کمپینی برای مجازات شاهین نجفی تشکیل شده است. در روزهای اخیر هم سایت "شیعه آنلاین" از اختصاص جایزه ۱۰۰ هزار دلاری برای قتل شاهین نجفی خبر داد.»
این سایت در ادامه به نقل از روزنامه "الشرق الاوسط" آورده است: «شهریار آحادی مدیر برنامه شاهین نجفی گفته است که مبلغ ۱۰۰ هزار دلار وسوسه بر انگیز است برای همین از پلیس آلمان خواسته شد حفاظت از جان شاهین نجفی را بر عهده بگیرد. او افزود که شاهین نجفی در حال حاضر به شکلی مخفی زندگی میکند و تصمیم دارد برای مصونیت از سوء قصد، مدتی از انظار عمومی پنهان شود.»
حامی-مجید جمالی فشی جاسوس موساد و عامل ترور شهید مسعود علی محمدی از دانشمندان هستهای کشورمان بامداد صبح امروز26اردیبهشت 91 به دار مجازات آویخته شد.

این فرد که در جریان سفر به خارج از کشور با عوامل سرویس امنیتی رژیم صهیونیستی موسوم به موساد ارتباط برقرار کرده بود، چندین نوبت با عوامل این سرویس در کشورهای مختلف دیدار و نهایتا برای دریافت آموزشهای مربوط به ترور شهید علی محمدی به اراضی اشغالی فلسطین منتقل و تحت آموزشهای نظامی و تروریستی قرار گرفته بود.
نامبرده پس از بازگشت به کشور، با تهیه مقدمات ارتکاب جنایت، نهایتا با بمب گذاری در یک دستگاه موتورسیکلت، این دانشمند هستهای کشورمان را در برابر خانه اش به شهادت رسانده بود.
محکوم علیه پس از دستگیری ، به تمامی اتهامات خود اعتراف و شرح دقیقی از چگونگی جذب توسط عوامل موساد و تعلیمات آنان برای شهادت دانشمند هستهای کشورمان را تشریح کرد.
دادگاه رسیدگی به اتهامات جمالی فشی در تاریخ اول شهریورماه سال گذشته در شعبه 15 دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی صلواتی و با حضور وکیل، نماینده دادستان و اصحاب رسانههای جمعی به صورت علنی برگزاری نهایتا نامبرده به اتهام محاربه و افساد فیالارض از طریق ترور شهید علیمحمدی به واسطه مستقر کردن موتورسیکلت و انفجار آن، همکاری با رژیم صهیونیستی و شبکه تروریستی موساد، تحصیل مال نامشروع به واسطه همکاری اطلاعاتی با رژیم صهیونیستی، تخریب اموال مسکونی ناشی از انفجار بمب و نگهداری مواد روانگردان به اعدام محکوم شد.
با اعتراض محکوم علیه پرونده جهت رسیدگی به دیوانعالی کشور ارسال که شعبه مربوطه در دیوان عالی کشور هم رای دادگاه بدوی را تایید و حکم صادره بامداد روز جاری به موقع اجرا گذارده شد.
حامی به نقل از مهر:عامل ترور شهید علیمحمدی دانشمند هسته ای کشورمان روز سه شنبه هفته جاری اعدام می شود.

مجید جمالی فشی عامل ترور شهید مسعود علیمحمدی دانشمند هسته ای کشورمان و استاد دانشگاه تهران ساعت 7:30 دقیقه صبح سه شنبه هفته جاری در زندان اوین به دار مجازات آویخته خواهد شد.
یاحق

دوئل
للحق
طرح نوشت : تو همان وقتی که قصد کردی برای هادیِ ما بخوانی ، مُردی! به دست خودت فنا شدی! فقط این میان، مانده ام که امام مان، چه بر سر اولیاءالشیطان باریده که این گونه بعد از هزار و اندی سال، هنوز هم مورد جفای ایشان است ... جانم نقی ... جانم تقی ... جانم به این اسامی که هنوز هم شنیدن اش برای شما زجرآور است ... و چقدر خوب که هر چه بیش تر توهین می کنید، ما را بیش تر مشتاقِ کار برای حضرت شان می گردانید ... الحمدلله الذی جعل اعدائنا من الحمقاء
خادم حامی-درمورد پست قبلی که تحلیل عکس آلبوم بود کار اشتباهی کردم قبول دارم واز همه ی سروران گران تقاضای عفو وپوزش دارم.امیدوارم این پوزش نیزموردعنایت پروردگارباری تعالی ونائب برحق ایشان مهدی (عج)قراربگیرد که با این اشتباه چنین مطلبی را در این فضای مقدس مبارزه بر علیه شیاطین زمان به اشتباه غیر عمد انتشار دادم.
حامی-به دنبال جسارت شاهین نجفی، از خواننده های رپ،در ترانه ای به اسم "نقی"، به امام هادی (ع) حکم ارتداد او توسط آیت الله صافی صادر شد. به دنبال جسارت شاهین نجفی، از خواننده های رپ،در ترانه ای به اسم "نقی"، به امام هادی (ع) حکم ارتداد او توسط آیت الله صافی صادر شد.

...
طی بیرون امدن اهنگ جدیدی از " شاهین نجفی " با نام " نقی " که در این اهنگ به امام هادی (ع) توهین ها ی بسیار زیادی شده است و این امام معصوم رو به زبان طنز مورد تمسخر قرار داده است و خون مسلمانان ومخصوصا شیعیان را به جوش اورده است ایت الله صافی در طی حکمی حکم اعدام این شخص را صادر نمودند ...
لازم به ذکر است که سایت این خواننده توسط نیروهای سایبری هک شده است.
این اهنگ که سر و صداهای زیادی در فضای مجازی داشت به خصوص در فیسبوک که مورد اعتراض بقیه رپ کن های دیگر قرار گرفت از جمله : هیچکس ، بهرام ، پیشرو و...
این رپر ها هرکدوم به نحوی اعتراض خود را نشان دادند و می گفتند که نباید به اعتقادات مردم اهانت کنید!
وهمگی اعتراض خود را نسبت به این خواننده و اهنگش نشان دادند.
در این اهنگ به حضرت مهدی (عج) نیز توهین شده است و مورد تمسخر گرفته شده است.
این فرد که زاده گیلان می باشد که پس از سربازی به المان مهاجرت کرد و ان جا کار موسیقی را به صورت جدی اغاز کرد این شخص از همان اول با به تمسخر گرفتن اعتقادات مردم سعی بر تخریب اعتقادات مردم داشت .
با کارهایی چون مهدی ، سال خون و... به کار خود ادامه داد که هرکدام از کارهایش به صورت مستقیم یا غیر مستقیم ضد دین و ضد جمهوری اسلامی ایران بودند مخصوصا کار مهدی که به امام زمان (ع) ما بسیار توهین کرده است.
این فرد ارتباط نزدیکی با سران جنبش سبز دارد و این رو میتوان از اهنگ ندا به راحتی تشخیص داد.
این فرد در اهنگ هایش به هیچ وجه رعایت ادب را نمیکند و از هر فشی که بتواند استفاده میکند تا قافیه اهنگ هایش جور شود و از نظر او ادب یک چیز بی معنی می باشد!!!!!!!!
مدیر حامی-به عنوان یک گیلانی شرمنده ام که چنین ننگی از یک گیلانی سرزده واقعا شرمندهام.
مرگ بر تو ای شاهین.مرگ.
حامی-شرکت گوگل به بیبیسی فارسی گفته است که دلیل نشان ندادن نام خلیج فارس در سرویس نقشهاش - گوگلمپز - این است که میخواهد وارد مناقشههای سیاسی بر سر نام این دریا نشود.
عدهای از کاربران ایرانی در روزهای اخیر متوجه شدهاند که هیچ گونه نامی برای این آبراهه روی گوگلمپز ظاهر نمیشود و این موضوع خشم بعضی از کاربران ایرانی را برانگیخته است.
مایکل دالوو، مدیر روابط عمومی شرکت گوگل در بریتانیا به بیبیسی فارسی گفته این شرکت هیچ گونه "موضع سیاسی نمیگیرد" و از آنجا که "بعضی از مردم دنیا این آبراهه را Arabian Gulf (خلیج عربی) مینامند، برای پرهیز از ورود به یک مناقشه سیاسی، نامی برای این خلیج روی نقشهاش ظاهر نمیشود."
گوگل میگوید: "سیاستش این نیست که همه مناطق جهان را روی سرویس نقشهاش نامگذاری کند." اما این شرکت مثالی از دریا یا منطقه دیگری در جهان که مثل خلیج فارس، نامی برای آن روی سرویس نقشهاش ظاهر نشود، ارائه نکرد.
این در حالی است که در نرمافزار دیگر این شرکت به نام گوگلارث، نامهای خلیج فارس و خلیج عربی در کنار هم نمایش داده میشوند.
سخنگوی گوگل به بیبیسی فارسی گفته این نرمافزار کلاً جزئیات بیشتری نسبت به گوگلمپز نمایش میدهد و عبارت "خلیج عربی" را "برای کمک به کاربرانی که خلیج فارس را به نامی دیگر میشناسند" در نرمافزار گوگلارث وارد کرده است.
گوگل گفته سیاست کلیاش درباره نامها، استفاده از "نامهای مورد استفاده ساکنان منطقه" است و چون بعضی ساکنان حاشیه جنوبی خلیج فارس از نام دیگر استفاده میکنند، آن را در گوگلارث در کنار نام خلیج فارس نمایش میدهد
حامی-«هیچ نامی از خلیج فارس در «گوگل مپز» وجود ندارد». این خبری است که این روزها موجی از خشم را بین ایرانیان برانگیخته است. این در حالی است که گوگل اعلام کرده است: «نیازی نمیبیند که برای همه نقطههای جهان اسم بگذارد!»

به گزارش آخرین نیوز به نقل از شفاف، «هیچ نامی ازخلیج فارس در «گوگل مپز» وجود ندارد». این خبری است که این روزها موجی از خشم را بین ایرانیان برانگیخته است.
این در حالی است که گوگل در مورد اینکه چرا هیچ نامی برای خلیج فارس در «گوگل مپز» وجود ندارد، اعلام کرده است: «نیازی نمیبیند که برای همه نقطههای جهان اسم بگذارد!» و معلوم نیست از چه زمانی خلیج پر اهمیتی مانند خلیج فارس، برای گوگل تنها نقطهای بیاهمیت محسوب میشود!
این سخنان در حالی است که مسئولین شرکت گوگل در پاسخ به این سوال که مثال آیا هیچ مکان یا خلیج دیگری در دنیا وجود دارد که شما برای آن هیچ اسمی نگذاشته باشید؟ پاسخ منفی دادهاند تا به این ترتیب خلیج فارس تنها نقطه بیاهمیت جهان به زعم گوگل باشد!
البته مسئولان این شرکت آمریکایی در پاسخ به معترضان ایرانی پاسخ دیگری هم دادهاند که به نوبه خود قابل توجه است: «گوگل نمیخواهد وارد دعواهای سیاسی شود!.» یعنی به همین راحتی یک موتور جستجو که وظیفهاش اطلاع رسانی صحیح به دنیا است، با یک بهانه واهی نام یکی از قدیمیترین و بزرگترین خلیجهای جهان را حذف میکند تا وارد دعواهای سیاسی نشود.
این در حالی است که گوگل به عنوان یک موسسه علمی، باید بر اساس دادههای تاریخی و علمی کار کند و بر اساس اسناد و وقایع تاریخی نامها را ثبت کند نه نفع سیاسی.
بیاهمیت دانستن نام خلیج فارس از سوی گوگل در حالی است که گوگل در سرویس «گوگل ارث» {Google Earth} کار متفاوت و عجیب تری کرده و آن اینکه برای این مکان «دو نام» گذاشته است؛ یکی نام اصلی آن «خلیج فارس» و دیگری نام جعلی آن یعنی «خلیج ع ر ب ی».
گوگل در توجیه این کار خود اعلام کرده است: «اصلا قصد موضعگیری سیاسی ندارد و قصدش فقط این است که کسانی که میخواهند این خلیج را با نام «خلیج ع رب ی» جستجو کنند بتوانند آن را پیدا کنند.»
گرچه این توجیهات گوگل مضحکتر از آن است که جوابی داشته باشد اما باید گفت، خلیج فارس یک نقطه در جهان نیست بلکه از جهت مساحت حتی بزرگتر از برخی کشورهای جهان و هزاران برابر دریاچههای کوچکی است که گوگل نام آنها را در نقشههای خود ثبت نموده است و از جهت اهمیت نیز قسمت عمدهای از اقتصاد اروپا و آمریکا از این منطقه تامین میشود و این فارق از جریانات سیاسی بسیاری که حول و حوش این منطقه استراتژیک مطرح میشود.
گفتنی است، کهنترین نامی که از خلیج فارس وجود دارد نارمَرتو (narmarratu) است که در کتیبههای آشوری بر جای ماندهاست و به معنای رود تلخ است. فلاویوس آریانوس در سدهٔ دوم میلادی در آثار خود خلیج فارس را پرسیکون کاای تاس که خلیج فارس معنا میدهد استفاده کردهاست.
جغرافیدانان و تاریخنگاران عرب اسلامی دوره آغازین اسلام، همچون طبری، مسعودی و یعقوبی به اتفاق در کتب خطی به جای مانده از خود اذعان دارند که تمامی نواحی خلیج پارس در دورههای پیش از اسلام به ایران تعلق داشتهاست. «ابن حوقل بغدادی» در کتاب خود «صورة العرض» که در سال 1993. م در لندن به زبان انگلیسی به چاپ رسید، عنوان میکند که: «همان طور که بارها گفته شد، دریای پارس دریایی است از اقیانوس احاطه کننده جهان که در اطراف چین از آن منشعب میشود.
این دریا از سرزمینهای سند (هند) و کرمان تا فارس ادامه مییابد و در میان همه سرزمینها به نام پارس خوانده میشود، زیرا پارس ا ز همه کشورها پیشرفتهتر است و شاهان آن محکمترین کنترل (حاکمیت) را در دوران کهن داشتهاند و حتی اکنون نیز تمامی کرانههای دور و نزدیک این دریا و همه سرزمینهای پارس و دیگر را تحت کنترل دارند»
تا پیش از دهه 60 قرن بیستم میلادی، کشورهای عربی از عبارت خلیج فارس در مکاتبات رسمی خود استفاده میکردند.
در سالهای اخیر و به ویژه از دههٔ شصت میلادی به این سو، نام جعلی خلیج عربی نیز در برخی منابع تحت حمایت بیشینهٔ دولتهای عربی وگاه غیر عربی به گونهای فزاینده در حال رقابت با نام خلیج فارس است، این امر خشم ایرانیان سراسر جهان را برانگیخته و باعث پدیداری نام «خلیج همیشه فارس» یا «خلیج همیشگی فارس» از سوی ایرانیان گشتهاست.
حامی-شتر در خواب بیند پنبه دانه
زشیرشترخوردنوسوسمار عرب را به جایی رسیدست کار
که تاج کیانی کند آرزو تف بر تو ای چرخ گردن تفو

حامی-اخیرا یک نظرسنجی اینترنتی بین المللی با عنوان «اختلاف بر سر جزیره ابوموسی: شما چه فکر میکنید؟» راهاندازی شده است که خوشبختانه فعلا در این نظرسنجی رأی ما بیشتراست و باید هموطنان عزیز هرچه سریعتر همت نمایند تا فاصله خیلی بیشتر شود.
درنگ کردن پشیمانی آینده را به دنبال دارد.
در این نظرسنجی که به سه زبان ارائه میشود، از کاربران دربارهٔ دو گزارهٔ «قسمتی از خاک ایران بوده و همیشه خواهد بود» و «متعلق به امارات است و باید بازگردانده شود» نظر موافق یا مخالف خواسته میشود.
توضیح: دقت کنید که رأی صحیح بدهید. چون زیر هر گزینه هم رأی مثبت لحاظ می شود و هم ردی منفی لذا در قسمت گزینه «قسمتی از خاک ایران بوده و همیشه خواهد بود»
هشدارحامی:دوستان عزیز از زدن گزینه های دیگر خود داری شود فقط مطابق عکس زیرعمل کنیید.سپس رای منفی را برای امارات درسمت چپ همین عکس ثبت کنید.

برای شرکت در این نظرسنجی به این لینک مراجعه کنید.
حامی:بعید میدونم این تکنولوژی رو هم خودشون داشته باشن،هنوز یه یکی دوقرن دیگه باید کار کنن به این چنین تکنولوژی برسن،احتمالا اینو متخصصین غربی براشون ساختن.....(دستشون دردنکنه!!!!)

حامی-یکی از سایت های جریان انحراف از هم اکنون رئیس دولت یازدهم را معرفی کرد.
حامی به نقل از«ندای انقلاب»،یکی از سایت های حامی دولت در نظرسنجی ای تحت عنوان «به نظر شما رئیس جمهور بعدی ایران کیست؟»،کوشید تا از ۷ گزینه برای کاندیداتوری جهت شرکت در یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری پرده بردارد.
این سایت از سعید جلیلی،سید محمد خاتمی،محمد باقر قالیباف،علی لاریجانی،لنکرانی،اسفندیار رحیم مشایی و علی اکبر ولایتی به عنوان گزینه های نظرسنجی خود استفاده کرده و مدعی شد که مشایی با اقبال ۵۰ درصدی مخاطبان نظر سنجی خود مواجه شده است!

به نظر می رسد برخی جریانات خاص سیاسی با انتشار مطالب هدف دار انتخاباتی به دنبال رسیدن به اهداف خاص حزبی و گروهی خود در آخرین سال خدمت رسانی دولت دهم می باشند.
حامی-در حاشیه ادعای واهی امارات در مورد جزایر ایران ...!!!

حامی-جانشین فرمانده نیروی دریایی سپاه همچنین خبر داد که قایق های پرنده در اختیار یگانهای دریایی سپاه در مواقع لازم به گشت زنی در آب های ایران مشغول هستند.
سردار علیرضا تنگسیری جانشین فرمانده نیروی دریایی سپاه در گفتگو با مشرق به اشراف اطلاعاتی یگانهای این نیرو در منطقه خلیج فارس و تنگه هرمز اشاره کرد و گفت: شناورهای بیگانه ای که از تنگه هرمز وارد خلیج فارس می شوند همواره به اطلاعات مورد نیاز یگانهای سپاه پاسخ لازم را می دهند.
وی در پاسخ به این سوال که آیا این موضوع درباره ورود آخرین ناوهواپیمابر آمریکا نیز صدق می کند، با تایید این موضوع گفت: این شناور نیز همچون دیگر ناوها بدون هیچ حاشیه یا اقدام خاصی، به تمامی سوالات نیروی دریایی سپاه پاسخ گفت و سپس راه خود را به سمت مقصد تعیین شده ادامه داد.
استفاده از قایق های پرنده در گشت های دریایی سپاه
تنگسیری در بخش دیگری از گفتگوی خود با مشرق به اهمیت ورود قایق های پرنده به یگانهای رزم نیروی دریایی سپاه اشاره کرد و گفت: با افزایش کمیت و کیفیت این شناورها، هم اکنون قدرت رزمی سپاه در دریا بیش از پیش افزایش یافته و ما در حال حاضر دارای زنجیره مناسبی از تجهیزات دفاعی برای صیانت از حریم آبی و منافع ایران هستیم.
جانشین فرمانده نیروی دریایی سپاه اضافه کرد: هم اکنون قایق های پرنده در اختیار یگانهای دریایی سپاه در مواقع لازم به گشت زنی در آب های ایران نیز مشغول هستند که با توجه به نوع فعالیت آنها، احاطه مناسبی بر منطقه دارند.
حامی به نقل از بولتن و عصرایران-دقایقی پیش، صدای شلیکهای هوایی در بخشی از غرب تهران و اطراف استادیوم آزادی، مردم این منطقه را مضطرب کرد.
دقایقی پیش صدای شدید ضد هوایی در تهران به گوش رسید. 
به گزارش خبرنگار سیاسی قاصد نیوز، صدای شدید شلیک رگباری ضد هوایی دقایقی پیش ساکنان برخی مناطق شمال و شمالغرب تهران را به وحشت انداخت.
ساکنان دهکده المپیک منبع این شلیکها را توپهای ضدهوایی مستقر در منطقه دانستند که تا کیلومترها آن سوتر، صدایشان شنیده میشد.
شاهدان عینی ماجرا همچنین گفتند که همزمان با این شلیکها، یک شیء پرنده را در فضای منطقه دیدهاند که برای دقایقی ثابت بود ولی پس از پرحجم شدن شلیکها، از آسمان غرب تهران دور شده است.
مدیر کل سابق آژانس بینالمللی انرژی اتمی طی مصاحبهای گفت که هر کسی که قصد حمله به ایران را داشته باشد باید کاملا دیوانه باشد.
"محمد البرادعی" مدیر سابق آژانس بینالمللی انرژی اتمی طی مصاحبه با خبرگزاری آلمان اعلام کرد که فکر نمیکند که حمله اسرائیل به ایران قریبالوقوع باشد و افزود که "من فکر میکنم هر کسی که قصد حمله به ایران را دارد صراحتا باید کاملا دیوانه باشد.
البرادعی تاکید کرد در صورتی که اسرائیل واقعا به ایران حمله کند، تهران حمایت هر ایرانی و بخش عمدهای از مردم در خاورمیانه و بسیاری از مردم در سرتاسر جهان را خواهد داشت.
مدیر سابق آژانس بینالمللی انرژی اتمی گفت: من دعا میکنم که این موضوع هرگز اتفاق نیفتد من معتقدم که اسرائیلیها درک میکنند که این موضوع به جای آنکه امنیت آنها را افزایش دهد،امنیت آنها را کاهش میدهد.
هنگامی که از البرادعی درباره ادعاهای اسرائیل در این باره که گفتههای ایران درباره صلحآمیز بودن ماهیت برنامه هستهای تهران را باور ندارد، پرسیده شد، پاسخ داد: چرا آنها [ایرانیان] باید اسرائیل را باور کنند.
وی ادامه داد: اسرائیل حدود 200 بمب [هستهای] دارد. یک احساس ناامنی در خاورمیانه وجود دارد. شما باید با نیتی خوب عمل کرده و خاورمیانهای عاری از تسلیحات کشتار جمعی ایجاد کنید.
مدیر کل سابق آژانس بینالمللی انرژی اتمی گفت که گفتوگوهای آتی میان ایران و گروه 1+5 به موفقیتی درباره موضوع هستهای دست نخواهد یافت.
وی گفت که موضوع تنها زمانی حل خواهد شد که آمریکاییها و ایرانیها بر میز مذاکرات بنشینند و راهی برای زندگی کردن با هم پیدا کنند.
حامی-شما که از زنان نینجا کار ایرانی میترسید در مقابل ما مردان ایرانی که از جان خودخواهیم گذشت چه میکنیید؟
اگرجرات حمله دارید:
ماییم ونوای بی نوایی بسم الله اگر حریف ماییی
حامی به نقل از فارس: یک شرکت هواپیمایی و سه تن از فرماندهان نظامی ایرانی در فهرست تحریمهای ایالات متحده بر ضد ایران قرار گرفتند.
به گزارش والاستریت ژورنال، دولت ایالات متحده آمریکا یکی از خطوط هوایی ایرانی را به بهانه آنچه کمک به دولت سوریه خوانده است، تحت تحریم قرار داد.
این خط هوایی متهم است که با رساندن کمکهای ایران به دولت سوریه، این کشور را در مواجهه با ناآرامیهای اخیر یاری کرده است. مقامات ایرانی و سوری بارها این اتهام را رد کردهاند و ابراز داشتهاند که ایالات متحده و رژیمهای عربی در حال تحریک مخالفین دولت سوریه به شورش و آشوب هستند.
همچنین بنابراین گزارش، سه تن از فرماندهان نظامی ایرانی نیز به اتهام آنچه قاچاق سلاح به آفریقا خوانده شده است، تحت تحریمهای جدید ایالات متحده قرار گرفتهاند. ایالات متحده اتهاماتی را نظیر ارسال سلاح به گامبیا، متوجه برخی ارگانهای نظامی ایرانی میکند.
این تحریمهای جدید که از سوی وزارت خزانهداری ایالات متحده اعمال شده است، شرکت هوایی "یاس ایر" را هدف تحریمهای خود قرار داده است و شهروندان آمریکایی را از هرگونه ارتباط با این شرکت هواپیمایی و همچنین سه فرمانده نظامی تحریمشده، بازمیدارد.
این تحریمها در ادامه سلسله تحریمهایی است که از سوی غرب متوجه مقامات و شرکتهای ایرانی شده است. بیشتر این تحریمها در خصوص برنامه هستهای ایران اعمال گردیدهاند.
حامی-گروهی از بانوان هنرجوی رشته رزمی نین جوتسو ایران از خبرگزاری انگلیسی رویترز به خاطر «آدم کش» خواندن آنها شکایت کردند.
حامی به نقل از پرس تی وی: رویترز در گزارش ماه گذشته خود ایران را به آموزش بیش از سه هزار نیجای خانم برای انجام عملیات ترور متهم کرده بود.
رویترز در این گزارش مدعی شد که ایران قصد دارد از این نیجاها برای مقابله با هر گونه تهاجم نیروهای خارجی استفاده کند.
رویترز این دختران ایرانی را که در شهر کرج آموزش هنرهای رزمی میبینند صریحا «آدمکش» خطاب کرده و آنها را خطرناک توصیف کرده است.
گزارش رویترز که حاوی اسامی و تصاویر این دختران نیجا بود توسط رسانههای غربی به یکی از سوژههای تبلیغاتی علیه کشور ایران تبدیل گشت؛ به طوری که شبکههای تلویزیونی خبری غربی این تصاویر را به دستاویزی برای طرح اتهاماتی دروغین علیه ایران تبدیل کردند.
پس از واکنش نینجاهای ایرانی به این خبر کذب، خبرگزاری رویترز قسمتهایی از خبر مزبور را پس از ۱۰ روز تصریح کرد اما از هرگونه عذرخواهی از دختران ایرانی سرباز زد.
خبرنگار رویترز پس از اطلاع از امکان شکایت نینجاهای ایران سریعا کشور را ترک کرد. وی که مدیر دفتر تلویزیون رویترز در تهران و تهیه کننده این گزارش بود با طرح سؤالی مبنی بر واکنش دختران نینجا در قبال حمله احتمالی به ایران و استفاده از بخشی از پاسخ وطن پرستانه آنها اتهام آموزش دیدن برای آدم کشی را به دختران نینجا وارد کرده بود.
دختران نینجا در طرح شکایت خود خواستار اعاده حیثیت شدند و اعلام کردند تا به سرانجام رساندن این پرونده قانونی آن را پیگیری خواهند کرد. همچنین اقای اکبر فرجی بنیانگذار هنر رزمی نین جوتسو در ایران که توسط رویترز به عنوان مربی آدمکشها لقب گرفته بود این اقدام خبرگزاری انگلیسی رویترز را تلاشی برای بدنام کردن رزمی کاران ایرانی خواند.
حامی-در این نوشته تلاش شده تا وضعیت موجود در فیلم و چگونگی استنباط نتایج از آیه های یاد شده بیان شود تا زمینه پاسخگویی عالمان دینی به شبه های ایجاد شده فراهم گردد. همچنین در برخی موارد خطاهای استنباطی، که با روش تصویری بوجود آمده، توضیح داده شده است.

فیلمی که اخیراً توسط نماینده پارلمان هلند بر روی اینترنت منتشر شده، در کنار اهانت به پیامبر تلاش کرده با روش عقلی و استنباط از آیات قرآن، مخاطب را مجاب کند که:
۱. قرآن حمله های تروریستی به غیر مسلمان ها را ترویج میکند؛
۲. قرآن یهودی ستیزی را تبلیغ میکند؛
۳. قرآن مسلمانان را به کشتن و سربریدن غیر مسلمانها ترغیب میکند؛
۴. دین اسلام می خواهد با کشتن طرفداران سایر ادیان بر دنیا غلبه یابد.
آیه هایی که در این فیلم مورد استفاده قرار می گیرد عبارت است از:
۱. سوره انفال (سوره۸) آیه ۶۰ برای توجیه حمله های تروریستی به ویژه حمله های ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ و بمب گزاری ۱۱ مارس ۲۰۰۴ مادرید اسپانیا و بمب گزاری هفتم جولای ۲۰۰۵ لندن.
۲. سوره نساء (سوره ۴) آیه ۵۶ به عنوانی توجیهی برای یهودی ستیزی.
۳. سوره محمد(سوره ۴۷) آیه ۴ برای توجیه سر بریدن گروگانها به دست القاعده.
۴. سوره نساء (سوره ۴) آیه ۸۹ برای مجازات مرگ برای ارتداد در اسلام که با کشتن پیروان سایر ادیان به دنبال غلبه جهانی است.
از آنجایی که این فیلم تلاش کرده روش تطابق استنتاج ها بر اساس آیات قرآن را جا بیاندازد، لازم است خطاهای استنباطی آن بیان شود تا مسلمانان و غیر مسلمانها نسبت به استنتاج های نادرست از قرآن آگاه شوند.
در این نوشته تلاش شده تا وضعیت موجود در فیلم و چگونگی استنباط نتایج از آیه های یاد شده بیان شود تا زمینه پاسخگویی عالمان دینی به شبه های ایجاد شده فراهم گردد. همچنین در برخی موارد خطاهای استنباطی، که با روش تصویری بوجود آمده، توضیح داده شده است.
بررسی فیلم از سایر ابعاد (تصویری، تحریف تاریخی و ...) نیز شایان توجه است که در نوشته ها ی بعدی باید به آن پرداخت.
این فیلم خیلی سریع در اینترنت گسترش یافته و ترجمه آن با زیر نویس فارسی و سایر زبانها در سایتهای مختلف دیده می شود.
انتشار فیلم:
فیلم "فتنه" (FITNA) عنوان فیلمی است که از سوی "گیرت ویلدرز" (Geert Wilders)، یکی از نمایندگان مجلس هلند تهیه شده است.
این فیلم دیدگاه های او درباره اسلام و قرآن را مطرح می کند.
عنوان فیلم "FITNA" است که از کلمه عربی "فتنه" گرفته شده که به دو معنا استعمال می شود یکی "اختلاف و تفرقه در میان مردم" و دیگری "آزمایش دین در زمانهای آزمایش" و تهیه کننده با توجه به معانی مذکور اسم فیلم را "FITNA" گذاشته است.
![]()
ادامه مطلب...
حامی-عجب حرفی توزدی که!!!!!خیلی ترسیدیم وای الان نمیبینی داریم میترسیم.......
ابوالحسن بنی صدر در ادعایی مضحک مدعی شد: اگر مردم پای صندوق رای بروند، آمریکا و اسرائیل به ایران حمله میکنند!
ابوالحسن بنی صدر رئیس جمهور بی کفایت و بازیچه گروهک های نفاق که در سال ۸۸ امید فراوانی به فتنه پس از انتخابات بسته بود و از پیروزی آشوبگران سخن می گفت، پس از شکست جریان فتنه، این بار با ناامیدی و عصبانیت سعی کرد در مقابل حماسه پیش روی ۱۲ اسفند، فرار به جلو کند.

این رئیس جمهوری زنانه پوش با توهین به شعور و حق انتخاب شهروندی مردم در جامعه اظهار
داشت :
"اگر پای صندوق رای بروید معنایش این است که شما ملت نه تنها روی حق خود نمی ایستید بلکه وسیله کار یک قدرت متجاوز به خود هستید بنابراین امریکا و اسرائیل راحت متقاعد می شود که باید به کشور ایران حمله کرد باید به شما مردم سخت گرفت، باید تحریم ها رو تشدید کرد ! "
پیش از این اردشیر امیر ارجمند فتنه گر مقیم فرانسه در توهینی آشکار به ملت بزرگ ایران گفته بود: مردمی که در انتخابات شرکت می کنند قدرت تشخیص درستی ندارند!
حرکت عاجزانه جریان ضد انقلاب برای جلوگیری از اراده مصمم مردم در تعیین و تکمیل حق سرنوشت و مشارکتشان در اداره امور جامعه و حضور در انتخابات مجلس شورای اسلامی، چنان مضحکانه است که گاه توسط خود ضد انقلاب در محافلشان ناامیدانه از آن یاد می شود.
منبع:قاصد نیوز
سروان علی نیک نفس در رابطه با فعالیت وبلاگها در فضای سایبر اظهار داشت: تولیدات وبلاگها تحت کنترل نیست و بیشتر به عنوان رسانه کاربر محور در فضای سایبر مطرح می شود. در این محیط هر فردی می تواند مطالب دلخواه خود را منتشر کند و نبود نظارت کافی و گستردگی فعالیتها نیز باعث می شود تا فضای آزادی برای انتشار مطالب فراهم شود.
نیکنفس ادامه داد: افراد بیشتر از وبلاگ برای انتشار اطلاعات و علائق شخصی استفاده می کنند و با توجه به محدود بودن اطلاعات این موضوع اهمیت چندانی ندارد. اما متاسفانه هنگامی که چند وبلاگ به عنوان هدف انتخاب می شوند و مورد بررسی قرار می گیرند بسیاری از اطلاعات آنها استخراج و بر علیه کشور استفاده می شود.
سرپرست معاونت تشخیص و پیشگیری پلیس فتا از بررسی نظرات وبلاگها توسط سیستم های جاسوسی خبر داد و افزود: سیستم هایی به صورت خودکار، اطلاعات با ارزش وبلاگها و نظرات آنها را بررسی کرده و اطلاعات مورد نیاز افراد و سیستم های جاسوسی را از حجم بسیار بالای وبلاگها استخراج و دراختیار این افراد قرار می دهند.
نیک نفس افزود: متاسفانه اطلاعات مهمی با عنوان نظرات در وبلاگها منتشر می شود که این مسئله می تواند آسیبهایی را به دنبال داشته باشد.
این مقام مسئول در پلیس فتا با اشاره به ذخیره اطلاعات وبلاگها توسط ارائه دهندگان خدمات وبلاگ تاکید کرد: براساس قانون مبارزه با جرایم رایانه ای ارائه دهندگان خدمات وبلاگ باید اطلاعات وبلاگ ها را ذخیره کنند تا براساس دستور مرجع قضائی برای رسیدگی به جرایم مرتبط با این حوزه آن را در اختیار پلیس قرار دهند.
وی هتک حیثیت را یکی از اعمال مجرمانه در وبلاگ برشمرد و عنوان داشت: علاوه بر وبلاگها در ویکی ها و انجمن های گفتوگو نیز اطلاعات مهمی مطرح و در رابطه با آنها اعمال مجرمانهای انجام می شود اما متاسفانه هتک حیثیت و سرقت اطلاعات شخصی مهمترین جرایم حوزه این رسانه ها است.
سرپرست معاونت تشخیص و پیشگیری پلیس فتا نظر سنجی را یکی از راههای جاسوسی و کسب اطلاعات از افراد دانست و گفت: عده ای با ایجاد نظر سنجی و ترغیب افراد برای شرکت در آن اطلاعات زیادی را از این راه بدست می آورند. ممکن است هر وبلاگ به صورت شخصی مورد سوء استفاده قرار نگیرد اما وبلاگها به صورت دسته جمعی مورد سوء استفاده قرار می گیرند.
نیک نفس با تاکید بر لزوم توجه به اطلاعات منتشر شده در وبلاگها افزود: دارندگان این گونه صفحات باید از انتشار هرگونه مطالبی که می تواند مورد سوء استفاده قرار گیرد خودداری کنند زیرا بخشی از اطلاعات سازمان های جاسوسی از طریق اطلاعات شفاف منتشر شده در کشور تامین می شود.
حامی-عرب.هنوزدراون حدتکامل نداری که درباره ی ایرانو ایرانی ورهبرش اظهارنظری کنی.
(افتاد)
تفاوت دوحیوان!!!!!
.
.
.
.
.


ضمیمه-جسارت به عرب زبانان عزیزنشود. منظورما از عرب در این پست مخاطب قراردادن عرب های بی خاصیتیست که فقط یادگرفته اندبلومبونن وحرف نامربوط بزنن.درجامعه ی عرب نیزانسان های شریف یافت میشوند.
حامی-حضور تاریخی مردم در راهپیمایی ۲۲ بهمن امسال آن هم در شرایطی که غرب با پیشبرد تمام سناریوهای خود علیه ایران -اتهام تروریسم جهانی، اقدامات ضدحقوق بشری، اتهام به برنامه هستهای صلحآمیز ایران- و همچنین بازی رسانهای با برگه تحریم نفتی ایران، زمینه را برای تاثیرگذاری بر افکار عمومی ایرانیان و مایوس کردن آنها از ادامه حضور در فعالیتهای کشور فراهم میدید، موجب شده تا حتی رسانههایی که داعیه حرفهای بودن دارند نیز دست به ارائه تحلیلهایی بزنند که متناسب با فضای سایتهای زرد و غیراخلاقی است تا یک رسانه بینالمللی.

به گزارش رجانیوز، یکی از اصلیترین و البته کلیشهایترین ادعای مخالفان جمهوری اسلامی در زمینه حمایت مردم از حکومت، منحصر دانستن حامیان به بخش مشخص و تعریف شده با یک سبک زندگی و ظاهر ثابت است؛ بهطوری که بارها اظهارنظر بسیاری از مردم در حمایت از مسئولان کشور و اعلام ایثار برای حفظ خاک کشور، با توهین و تمسخر ضد انقلاب روبرو شده است. در این زمینه، حت
ی عکس جوانانه شهید بسیجی صانع ژاله که سال گذشته در آشوب خیابانی ۲۵ بهمن توسط منافقین به شهادت رسید، به دلیل مدلدار بودن ریش این شهید، به عنوان سندی برای مخالفت او با حکومت از سوی سایتهای ضدانق
در عین حال، بهدنبال حضور گسترده مردم در راهپیمایی روز شنبه، رسانههای بیگانه ابتدا اقدام به بایکوت این حضور با شکوه کردند و سپس با تعبیر از این جمعیت میلیونی به دهها هزار نفر و صدها نفر تلاش کردند که این جمعیت را تقلیل دهند. با این حال، به نظر میرسد بازتابهای تصویری و تلویزیونی این حضور، رسانههای فارسی زبان ضد انقلاب را به صرافت انداخته که برای توجیه این حضور مردمی، توجیههای خندهدار دست و پا کنند.
در این زمینه، سایت بخش فارسی تلویزیون دولتی انگلیس که خود را زیرمجموعه غول رسانهای British Broadcasting Corporation میداند، دست به ارائه تحلیلی از جمعیت حاضر در راهپیمایی زده و به طور ویژه به دختران و زنان شرکت کننده در جشن سالگرد انقلاب اسلامی پرداخته و چند عکس از تعدادی از دختران حاضر در این راهپیمایی را منتشر کرده است.
بیبیسی در این مطلب که یکی از همکاران سابق نشریات اصلاحطلب نوشته است، مجددا به «تئوری ساندیس»
تأسی کرده و حضور طیفهای مختلف مردم در راهپیمایی را غیر واقعی، غیر طبیعی و نمایشی دانسته و نوشته است: «حضور بانوانی با ظاهری متفاوت در عکسهای خبرگزاریها از مراسم راهپیمایی، ممکن است نتیجه اقداماتی نمایشی با حضور بازیگرانی باشد که نقش آفرینیشان بر مبنای اعتقاد قلبی به حکومت ایران نیست.»
تلویزیون دولتی انگلیس همچنین حرف نهایی خود را که «غیرمردمی بودن» راهپیمایی ۲۲ بهمن و به نوعی ابراز خشم و البته اعتراف به حضور پر شور و گسترده مردم و بالا بودن تعداد راهپیمایان است، اینچنین بیان کرده است: «مخالفان حکومت، محافظه کاران حاکم را متهم میکنند که با ابزارهایی چون انتقال جمعیت از روستاها و مناطق کم جمعیت به مراکز استانها و پایتخت، به کار گیری برنامه ریزی شده نیروهای نظامی، بسیج و کارمندان ادارات و نهادها و حتی تطمیع یا ارعاب افراد بیتفاوت نسبت به حکومت، نمایشهایی را ترتیب میدهند تا تعداد جمعیت وفادار به خود را بیش از آنچه که هست، جلوه بدهند.
پذیرفته شدن این فرض که تبلیغات رسمی در مورد حضور راهپیمایان کم حجاب، نوعی اقدام برنامه ریزی شده از سوی نهادهای حکومتی است، نتیجهای مشخص را در این کارزار تبلیغاتی به دنبال خواهد داشت. به عبارت دیگر، اگر حکومت ایران به منظور تقویت تبلیغات حکومتی، حتی از عبور از شناخته شدهترین و خبرسازترین خط قرمزهای جمهوری اسلامی در مورد پوشش زنان نیز ابایی نداشته باشد، پذیرش اظهارات آن در مورد ساختگی نبودن تجمعات رسمی، به سختی امکانپذیر خواهد بود. این ادعایی است که سست شدن پایههای آن، یکی از مهمترین استنادات حاکمان ایران، و شاید مهمترین استناد آنان، در مورد پایگاه مردمی خود را بیاعتبار میکند.»
این تحلیل جالب و البته خندهدار که از سوی بیبیسی ارائه شده، بار دیگر مهر تاییدی بر حاکمیت توهم در تحلیلهای رسانهای ضدانقلاب زد و مشخص کرد که توهم بیشمار بودن که در جریان حوادث سال ۸۸ از سوی سران فتنه به بدنه آشوبگر منتقل شد، در ردههای بعدی به میان نظریات اجتماعی و جامعهشناختی ضدانقلاب هم رسوخ کرده است. این مساله از آنجایی قابل توجه است که پافشاری و اصرار تئوریپردازان جریان فتنه بر ماهیت «طبقه متوسط» بودن جنبش سبز، یکی از نقاط برجسته تحلیلهای این افراد بود اما اکنون و با ارائه اینگونه نظریات از سوی بیبیسی، مشخص میشود که اساسا شناختی از مفهوم طبقه متوسط نیز در میان مدعیان نظریهپردازی جامعه مدنی وجود ندارد.
حضور افراد با ظاهرهای متفاوت، سبک زندگی غیر همگون و رفتارهای ظاهری مختلف -که معرف و نماد راستین طبقه متوسط هستند-، در راهپیمایی ۲۲ بهمن دقیقا مصداق حمایت بدنه اجتماع از جمهوری اسلامی ایران و نظام حاکم است. به همین دلیل است که حضور دخترانی در راهپیمایی که ظاهر متناسبی با حجاب اسلامی ندارند، تنها با تعجب کسانی روبرو میشود که در توهم حمایت یک گروه مشخص از نظام به سر میبرند؛ نه کسانی که در میان مردم زندگی میکنند و از استحکام پایههای جمهوری اسلامی در قلب و ذهن مردم خبر دارند.
جمهوری اسلامی به دلیل تاکید بر استقلال ایران، تلاش برای ایجاد رفاه نسبی در جامعه، ارائه آزادیهای اجتماعی در حد قابل قبول، تامین امنیت بسیار بالا در منطقه بسیار ناامن خاورمیانه و همچنین احترام ویژه به مردم همواره از سوی افکار عمومی پشتیبانی شده است؛ موضوعی که با مراجعه به نظر ایرانیان اقلیت دینی همچون مسیحیان میتوان به سادگی آن را ثابت کرد.
به نظر میرسد حضور دختران با حجاب نامناسب در راهپیمایی ۲۲ بهمن و مقایسه آن با برخورد نیروی انتظامی با بدحجابها تحت عنوان «گشت ارشاد» و نتیجهگیری بر اساس آن، رویکردی است که نویسنده BBC به دلیل دوری از جامعه ایرانی و اقامت در کشور انگلستان در پیش گرفته و قادر به درک تفاوتهای میان «انتقاد و مخالفت با یک طرح» و «پشتبانی از کلیت نظام جمهوری اسلامی ایران» نیست.
لاب ارزیابی شد!
حامی-شکست دوباره ی غرب
محرمانه-چینیها در این پیام عنوان کردهاند که در صورت توقف صادرات نفت ایران به دیگر کشورها، آمادگی خرید کل نفت ایران را دارند.
مقامات چینی اخیرا در پیامی محرمانه به مقامات کشورمان مبنی بر اعلام آمادگی برای خرید تمامی نفت ایران، برگ دیگری از شکست غرب برای تحریم ایران را به نمایش گذاشت.
اخبار دریافتی خبرنگار«ندای انقلاب» حاکی است ،چینیها در این پیام عنوان کردهاند که در صورت توقف صادرات نفت ایران به دیگر کشورها، آمادگی خرید کل نفت ایران را دارند.
سران این کشور همچنین تصریح کرده اند که در حمایت از ایران آمادگی کاهش واردات نفت خود از رقبای نفتی جمهوری اسلامی از جمله عربستان را دارند.
شنیدهها همچنین حاکی از آن است که تصمیم مجلس برای ممنوعیت فروش ۲۰ درصد نفت خود به اروپا که مورد استقبال دیگر مقامات کشور نیز قرار گرفته است، بی ارتباط به این قول چینیها نیست و قرار است این ۲۰ درصد به چین فرستاده شود.
گفتنی است، این پیغام محرمانه چینیها به ایران پیرو در خواست ایران از این کشور برای کاهش واردات نفت از عربستان صورت گرفته است
مدیرحامی-هیچ غلطی نمیتوانیدبکنیدحالامی بینید.
حامی به نقل ازپایگاه اطلاع رسانی سپاه قدس: شاهزاده "الولید بن طلال بن عبد العزیز"، شاهزاده میلیارد سعودی از تحریم نفتی ایران به شدت ابراز نگرانی کرد و آن را تهدیدی بر سرمایهگذاریهای خود در خاورمیانه و سراسر جهان خواند.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی سپاه قدس به نقل از فارس، شاهزاده "الولید بن طلال بن عبد العزیز"، شاهزاده میلیارد سعودی در مصاحبه با شبکه تلویزیونی آمریکایی "سیانان" شرکت و به سوالات این شبکه درباره اوضاع کنونی خاورمیانه پاسخ گفت.
وی در ابتدا و پیش از هرچیز از اعمال تحریمهای نفتی علیه ایران ابراز نگرانی و تاکید کرد که این تحریمها بیتردید تاثیری منفی بر سرمایهگذاریهایش
در منطقه خاورمیانه و سراسر جهان تاثیر خواهد گذاشت.
الولید بن طلال در ادامه گفت: به نظر نمیرسد، حمله نظامی به ایران تنها گزینه موجود در رویارویی با تهران باشد و تصور نمیکنم تهران نه الان و نه هیچ وقت دیگر اقدام به بستن تنگه هرمز کند.
وی درباره اظهارات "علی النعیمی"،وزیر نفت عربستان سعودی که پیشتر گفته بود،کشور متبوعش توان تولید 2.5 میلیون بشکه نفت مازاد در صورت اعمال تحریم بر ایران را دارد، گفت: عربستان تلاش میکند به هر طریق ممکن این نیاز جامعه بین المللی را تامین کند.
وی گفت که نسبت به حوادث جاری در سوریه اصلا خوشبین نیست، اما نمیداند، چقدر زمان لازم است تا این کشور به ثبات سیاسی دست یابد و ریاض تا جای ممکن به معترضان سوری کمک خواهد کرد.
این شاهزاده سعودی درباره به قدرت رسیدن جریانهای اسلامگرا در کشورهایی که شاهد خیزشهای عربی بودهاند، گفت: در این تردید نیست که جریانهای اسلامگرا در مرحله کنونی نقش مهمی را در منطقه ایفا میکنند.
وی درباره رسیدن موج بیداری اسلامی به کشور عربستان ادعا کرد که اصلاحاتی که "عبد الله بن عبد العزیز"، پادشاه عربستان روند آن را آغاز کرده است، موجب میشود وی تا سالها و بدون مقابله با اختلاف و اعتراضی به حاکمیت خود بر عربستان ادامه دهد.
شاهزاده الولید بن طلال از نوادگان عبد العزیز بنیانگذار عربستان سعودی ثروتمندترین مرد جهان عرب و پنجمین مرد ثروتمند جهان است که در سراسر جهان سرمایهگذاریهای گستردهای انجام داده و به فساد اخلاقی معروف و مشهور است.
حامی-وای وای یه کاری بکنین اینارو ببینین چقدرباهوشن!!!!
«تیم کیتین» (اسم را نگاه!!) فرمانده سابق یگان پنجم نیروی دریایی آمریکا مستقر در بحرین، از ارتش این کشور خواسته است که برای مقابله با ایران در تنگه هرمز از دلفین های آموزش دیده استفاده کنند!

«سانفرانسیسکو کرونیکل» در همین زمینه نوشته: «دلفین ها قادرند با یک توانایی خاص، حتی با چشمان بسته، اجسام را در زیر آب با ردیابی امواج آنان پیدا کنند. به همین خاطر این موجود دریایی یک مین یاب فوق العاده است».
جان من! در مقابله با قدرت خیبری و بدری انقلاب اسلامی عزیز، ببین کار کاخ سفید به کجا کشیده؟! یعنی می خواهم ببینم این دلفین ها که اغلب چشم شان هم بسته است، از «RQ۱۷۰» قوی ترند؟! آیا ممکن است نظامی مقتدر، طیاره پهپاد را در روز روشن شکار کند، اما از پس ۴ تا دلفین بازیگوش برنیاید؟! وانگهی! جمهوری اسلامی اصولاً کارش از مین گذاری گذشته است و بیشتر در کار ساخت «موشک همه جا پیما» ست.
و اما حالا که همچین است، ما هم به یانکی ها برای مقابله با جمهوری اسلامی در تنگه هرمز، بسته پیشنهادی زیر را ارائه می دهیم...
ادامه مطلب...
حامی-سخنان هنجارشکن وتوهین آمیز عماد افروغ در برنامه پارک ملت دیشب،نسبت به ولایت مطلقه فقیه.

................................................................................................
سخنان هنجار شکن و توهین آمیز عماد افروغ در برنامه پارک ملت دیشب، نسبت به ولایت مطلقه فقیه باعث تعجب بیش از پیش ولایت مداران گردید
بر همگان است تا با نشان دادن اعتراض خود به انحاء مختلف مانع هتک حرمت های این چنینی در رسانه ملی نسبت به مقدس ترین پاییه این انقلاب یعنی ولایت فقیه شوند و نسبت به روشنگری در این رابطه اقدام فرمایند
پیامک برنامه پارک ملت جهت اعلام برائت از این برنامه دشمن شادکن 2000120
ادامه مطلب...
حامی-کشورهای تروریست بزرگ همچون آمریکاوانگلیس ومهمترین آن ها صهیونیسم ها که اصلاکشوربه حساب نمی آیدفکرمیکنند که با ترورعلم ودانش ایرانیان میتوانندجلوی پیشرفت ماروبگیرنند اماخودشان هم میدانندوباعملما مطمئن میشوندکه با این کارهاهیچ غلطی نمی توانند بکنند.
اگرمصطفی ها،مسعودها،مجیدها،فریدون ها،داریوش ها روترورکردییدبدانیدکه هدف ماروروشن تر کردین وبه مااعتمادبه نفس وهدف بیشتری دادین که ماجوانان بایدبکوشیم تاپوزه ی گرگ هایی همچون آمریکا واسراییل روبه خاک بمالیم وهمه ی این ها زیرسایه ی توجهات امام عصر (عج)است وهیچ گرگ صفتی نمیتواندجلوی هدف ماروبگیرد.

(( ماییم و نوای بی نوایی بسم الله اگر حریف مایی ))
همین کودک امروزهدف والای آینده ی خود را پیداکرد.
حامی-بیش از دو سال است که گروهکهای تروریستی اقدام به ترور دانشمندان هستهای ایران میکنند به طوریکه تاکنون 5 دانشمند هستهای ترور شدهاند که طی آن چهار دانشمند به درجه رفیع شهادت نائل شدند.
به گزارش همشهری آنلاین، امروز نیز در سالروز شهادت استاد علیمحمدی اسکتبار بار دیگر قدرت علمی ایران به ویژه در عرصه فعالیت صلح آمیز هستهای را تاب نیاورد و محققی دیگر را به شهادت رساند.
در جدول زیر ترور دانشمندان کشور در دو سال اخیر و آخرین وضعیت پیگیری آنها آمده است:
|
مشخصات فرد ترور شده |
تاریخ، ساعت و محل ترور |
نحوه ترور |
سوابق تحصیلی و علمی |
سوابق کاری |
مسئول ترور |
|
دکتر مسعود علیمحمدی |
1388/10/22 |
بمبگذاری در خودرو |
فارغ التحصیل دکترا از دانشگاه صنعتی شریف در رشته فیزیک نظری |
استاد برجسته فیزیک ایران |
"مجید جمالی فش" وابسته به موساد |
|
دکتر مجید شهریاری |
1389/9/8 |
بمبگذاری در خودرو |
فارغ التحصیل کارشناسی الکترونیک از دانشگاه امیرکبیر |
عضو هئیت علمی دانشکده فیزیک دانشگاه امیرکبیر |
در دست پیگیری |
|
فریدون عباسی دوانی |
1389/9/8 |
بمبگذاری در خودرو |
|
استاد برجسته فیزیک هستهای |
هنوز مشخص نشده است اما ترور ناموفق بود |
|
داریوش رضایی نژاد |
1390/5/1 |
شلیک گلوله |
دانشجوی مقطع دکترای حرفه ای در رشته برق گرایش قدرت دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی |
نخبه آبدانان ایلام |
هفته نامه آلمانی اشپیگال موساد را عامل ترور معرفی کرد |
|
شهید مصطفی احمدی روشن |
1390/10/21 |
انفجار بمب مغناطیسی |
فارغ التحصیل رشته مهندسی شیمی دانشگاه صنعتی شریف |
معاون بازرگانی سایت هسته ای نطنز |
هنوز مشخص نشده است |
حامی به نقل از ایرانا-پنجمین ترور دانشمندان کشور در دو سال؛ شهادت مصطفی احمدی روشن معاون سایت هسته ای نطنز و فارغالتحصیل دانشگاه صنعتی شریف

واکاوی زمینه ها و هدف های ترور احمدی روشن
اسراییل - آمریکا و تداوم راهبرد کور ترور دانشمندان هسته ای ایران
با ناکام ماندن راهبردها و تاکتیک های متنوع آمریکا، رژیم صهیونیستی و غرب در مقابله با برنامه های هسته ای ایران و قرار گرفتن جمهوری اسلامی در زمره معدود کشورهای دارنده فناوری و دانش بومی هسته ای، 'ترور دانشمندان اتمی' به عنوان ترجیع بند اساسی سیاست های کنونی قدرت های بیگانه علیه ایران مطرح شده است.
استفاده از این راهبرد غیرانسانی و ضد بشری - که براساس موازین حقوق بین الملل، مصداق اقدام تروریستی از نوع تروریسم دولتی به شمار می آید - مورد تاکید مقام های ارشد آمریکایی بوده و سران رژیم صهیونیستی هم آن را بخشی از برنامه های کلان خود برای جلوگیری از دستیابی ایران به توانمندی هسته ای ارزیابی کرده اند.
ادامه مطلب...
حامی-اریک اشمیت، مدیرعامل شرکت اینترنتی گوگل در مصاحبه با شبکه فاکسنیوز اذعان کرد که ایرانیان صاحب استعدادی "غیرمعمول" در حوزه عملیات سایبری هستند.
وی همچنین تصریح کرد که آمریکاییها دقیقا قادر به شناخت ابعاد این استعداد نیستند اما به هر حال این امر تهدیدی برای آنان محسوب میشود.
وی در این مصاحبه که بخشی از فیلم آن در یوتیوب قرار گرفت در پاسخ به سوالی در خصوص کنترل پهپاد RQ170 توسط نیروهای سایبری ایران اظهار داشت که این اطلاعات سری است و ما هرگز دسترسی به آنها نداریم اما این نگرانی که ایران توانسته باشد این کار را انجام دهد همواره وجود داشته و ما هم باید همواره نگران آن باشیم.
این اعتراف ضمنی که از سوی مدیرعامل یک غول سایبری در جهان مطرح میشود تاییدی دیگر بر شکست آمریکا از ایران در جریان پهپاد RQ170 است.
باراک اوباما رئیسجمهور آمریکا نیز اخیرا ضمن پذیرش شکست سایبری از ایران از کشورمان خواست تا پهپاد را به آمریکا بازپس دهد. بسیاری این تقاضا را بسیار وقیحانه میدانند چرا که هیچ کشوری حق جاسوسی در خاک دیگر کشورها را ندارد چه رسد به اینکه تقاضا کند که ابزار جاسوسی لو رفته را به آن کشور پس دهند.
مقامات جمهوری اسلامی ایران تاکید کردهاند پهپاد متعلق به ایران است و به آمریکاییها بازگردانده نخواهد شد.
حامی-پروازشی های عجیب شبیه به بشقاب پرنده بر فرازآسمان بوشهرکه گویا چندروزی تکرارشده بود.

بقیه عکس ها در ادامه ی مطلب
ادامه مطلب...
حامی-"پهپاد انسانی" در دام سربازان امام زمان؛
مشروح اعترافات جاسوس بازداشت شده سیا در ایران + فیلم
به دستور اوباما میز ایران در سازمان مرکزی اطلاعات آمریکا مامور میشود تا علاوه بر فعالیتهای خرابکارانه و جاسوسی که تاکنون انجام میداده، پروژهای سه جانبه را بسیار محرمانه و با همکاری موساد و MI6 طراحی کند.
اولین تصاویر از جاسوس بازداشت شده سیا در ایران و فیلم اعترافات مهم این جاسوس منتشر شد. مشروح گزارش "مهار شده" که به چگونگی شکار پهپاد انسانی سازمان سیا (جاسوس آمریکایی) در ایران میپردازد به شرح ذیل است:
به دستور باراک اوباما میز ایران در سازمان مرکزی اطلاعات آمریکا سیا مامور میشود تا علاوه بر هزینههای گذشته، فعالیتهای خرابکارانه و جاسوسی که تاکنون انجام میداده، پروژهای سه جانبه را بسیار محرمانه و با همکاری موساد و MI6 طراحی کند.
یعنی علاوه بر ترور و جنگ رسانهای سیا تمام توان خود را برای فاز سوم طرح به کار میگیرد؛ راهی برای نفوذ.
حکمتی (جاسوس دستگیر شده سیا در ایران): «تمام مواردی که نیاز داری تا این ماموریت را انجام بدی با جزییات دونه دونه بهت یادمیدهند.»
نیاز سازمان سیا جدی است که این پروژه با فوریت و جدیت تمام در دستور کار قرار میگیرد. یک تیم ویژه مامور میشود تا زبدهترین فرد را برای نفوذ به دستگاه اطلاعات ایران انتخاب کند.
فرد مورد نظر در آریزونای آمریکا متولد شده و سابقه یک دهه آموزشهای فشرده اطلاعاتی را در رزومه خود دارد. نام برده در آگوست 2001 در قسمت اطلاعات ارتش آمریکا مشغول به کار میشود.
حکمتی(جاسوس دستگیر شده سیا در ایران): «سال 2001 دبیرستان را تمام کردم و تصمیم گرفتم وارد ارتش آمریکا بشوم. آگوست 2001 رسماً لباس ارتش آمریکا را پوشیدم و آموزشهای مختلف نظامی اطلاعاتی را دیدم.»
از آموزشهای عمومی و ویژه نظامی به دانشگاهی مخصوص فرستاده میشود تا در کنار آموزشهای اطلاعاتی زبانهای خاورمیانهای را نیز بیاموزد.
حکمتی: «وقتی که فهمیدند من کمی فارسی بلدم، کمی عربی بلدم، گفتند که ما دوست داریم شما را بفرستیم به یک دانشگاهی که عربی یادبگیری.»
حکمتی حالا به تحلیل گر اطلاعات تبدیل شده که با پوشش نظامی ارتش آمریکا وارد خاک عراق میشود.
ماموریت حکمتی در عراق شناسایی افرادی بین مقامات عراقی است که گرایش به آمریکا دارند، آمریکا میتواند با صرف هزینه آنها را عروسک خیمه شب بازی خود بکند. حکمتی: «نظر مقامات عراقی را در مورد آمریکا و حضور نظامیان آمریکایی در عراق بررسی میکردم. هدفمان این بود که در بین سران و مقامات افرادی که تمایل به آمریکا دارند پیدا کنیم و کاری کنیم که در روز وقوع هر مسئله ای اینها از نظامیان و آمریکا حمایت کنند و بعد از ارسال گزارشات ما به اطلاعات ارتش، ماموران امنیتی جلسهای مخفیانه با این مقامات برگزار میکردند و سعی میکردند رابطه نزدیکتری را برقرار سازند.»
حکمتی باید افرادی را بیابد که اهداف آمریکا را در خاک عراق تامین کند.
حکمتی: «تاجایی که میتوانند امور کشورها را کنترل می کنند؛ مخصوصاً بحث نفت را. آمریکا قصد داشت تا با تصرف چاههای نفت عراق سازمان اوپک را ورشکست کند و کاری کند که نفت فقط به دلار معامله شود تا قدرت آمریکا مقابل چین و روسیه بیشتر باشد. یکی از دلایل حضور نظامی آمریکا در عراق اینکه در خاورمیانه حضور داشته باشد و با نفوذ در گروههای اسلامی در بین مردم مسلمان نفوذ کند و انحراف ایجاد کند. آمریکا با پوشش آوردن دموکراسی آمد. یکی دیگر از اهداف آمریکا کنترل خاورمیانه از جمله ایران، سوریه، لبنان، عراق، بحرین و حتی تونس بود تا ایران برای این کشورها الگو نشود.»
حکمتی خیلی زود باید خود را به مقامات مافوق ثابت کند به طوری که بلافاصله پس از پایان ماموریت چند ماهه در عراق به استخدام چندین شرکت اطلاعاتی در میآید. "دارپا"، مرکز پیشرفته تحقیقاتی و اطلاعاتی متعلق به وزارت دفاع آمریکا است و حکمتی را از سال 2005 تا 2007 به خدمت گرفت. پس از دارپا حکمتی به KUMAGAMES (کوما گیم) میرود؛ شرکتی رایانهای که از سازمان سیا پول میگیرد تا فیلمها و بازیهای خاصی را برای تغییر افکار عمومی در خاورمیانه طراحی و رایگان توزیع کند و این بازی هدفش این بود که مردم عراق و همه دنیا را قانع کند که کاری که آمریکا دارد در کشورها انجام میدهد کار خوبی است.
حکمتی: «رئیس کوما به من زنگ زد و گفت من از طریق دارپا رزومه شما را گرفتم و ما یک برنامه داریم که دوستداریم با ما همکاری کنید.»
انتخاب حکمتی برای این است که سیا توانایی وی در دقت به جزئیات محیط و تفکر برای آمریکا را بسنجد. پس از کوما CUBIC کمپانی و شرکت خصوصی که پنهانی به کارهای اطلاعاتی میپردازد. تغییر این شرکتها در فاصله زمانی کوتاه به خاطر این است که حکمتی آموزشهای مختلف را در پوشش کار در شرکتهای مختلف بیاموزد و ضمن اینکه دوستان و همراهان وی به ماهیت ماجرای وی پی نبرند.
حکمتی: «این شرکت هم یک پوششی بود برای سازمان سیا و فقط رئیس شرکت میدونه که شما با سازمان کار میکنید.»
تیم ویژهای که میز ایران در سیا مامور کرده بود سرانجام حکمتی را برای عملیات پیچیده نفوذ انتخاب میکند، اما حکمتی باید پیشاپیش برای این ماموریت مهم و استراتژیک محک زده و آموزش ببیند.
حکمتی: «ژولای 2009 خانمی با من تماس گرفت که میگفت کارمند دولت است. اسمش "دولارس" بود.»
این آزمونها به همین جا ختم نمیشود. حکمتی بارها تست دروغ سنجی و روانشناسی و معاینات پزشکی را با موفقیت پشت سر میگذارد تا دولارس مامور گزینش سیا با وی تماس بگیرد و اعلام کند که تحقیقات خاتمه یافته و حکمتی باید منتظر تماس آنها بماند و در این فاصله حکمتی به عنوان نیروی ویژه به BAESYSTENS فرستاده میشود حکمتی: «یک تماس گرفته شد از BAESYSTENS که باید اونجا بری به عنوان تحلیل گر اطلاعات و اونجا ماموریتها میگیری از مرکز اطلاعات در عراق که یک رئیس داری اونم بهت ماموریت میدهد.»
حکمتی در عراق حدود دو سال استفاده از سیستمهای محرمانه و جمعآوری اطلاعات از اماکن و اشخاص مختلف به طور کاربردی را فرا می گیرد. در این بین سیا میکوشد تا پوششی مناسب، برای ماموریت بزرگ وی بیابد.
واشنگتن 2011 حکمتی: «یک زن به من زنگ زد گفت بیا پیش ما در واشنگتن. او گفت این مراحل آموزش که در عراق فرا گرفتی میخواستیم ببینیم شما اگر امکانات و ظرفیت خوبی دارید برای این پروژه فکر میکردیم که از شما چطوری استفاده کنیم.»
میز ایران در سیا که در مقابله با سرویس اطلاعاتی ایران شکستهایی پیدرپی خورده است، پروژه نفوذ را حیاتی میبیند و با فوریت و جدیت تمام آن را دنبال میکند و از این رو بزرگترین ماموریت حکمتی که سفر به ایران است در هتل واشنگتن به وی ابلاغ میشود.
حکمتی: «من رفتم یک آقایی آمد و یک ساعت و نیم سوالاتی پرسید و گفت ما برنامههایی برات داریم اگه تو این کار موفق باشی بیشتر بهت آموزش و کار و سفر میدهیم برای این کار هم نیاز داره که بری ایران آیا برای این کار حاضری یا نه؟ من گفتم آره.»
مامور سیا با دادن توضیحات ریز و دقیق حکمتی را برای انجام این ماموریت بزرگ توجیه میکند و به وی اطمینان میدهد با پوششی که برای او ایجاد میکنند هیچ مشکلی پیش نیاید. دو طرف طی سه روز بارها نوع مواجه با ماموران اطلاعاتی با پوشش حکمتی را تمرین میکنند.
حکمتی: «بعد در مورد این داستان اینقدر تکرار و سوال و تمرین کردیم تا سناریو را خوب بلد شدیم.»
سیا تصمیم گرفته تا یکی از زبدهترین نیروهایش که در زمینههای مختلف اطلاعاتی آموزش دیده و حالا دیگه از سطح تحلیلگر اطلاعاتی بالاتر رفته با پوشش یک دلال اطلاعات در مسیر دستگاه امنیتی ایران قرار دهد تا نفوذ صورت گیرد. برای این کار فرد مورد نظر به هر طریق ممکن اعتماد سازی کند.
حکمتی: «اینکه شما میرید یک منبع میشوید برای وزارت اطلاعات، سه هفته میری اطلاعات هماهنگ شده را بهشون میدی و یک پولی هم میگیری و بعد برمیگردی.»
حکمتی اجازه دسترسی به سریترین سیستمهای اطلاعاتی را پیدا میکند تا برای جمعآوری اطلاعات مورد نیاز پروژه نفوذ، به پادگان بگرام افغانستان فرستاده میشود و در این هنگام شبکههای مختلف ایران که تحرک و فعالیتهای بگرام را زیر نظر دارند از حضور یک آمریکایی ایرانی تبار در این پادگان مطلع میشوند. حکمتی سپس با پروازی به دبی میرود.
حکمتی: «ازپایگاه بگرام تا کابل 45 دقیقه فاصله است. من در یک مرکز جاسوسی کار میکردم که در بگرام مستقر بود. من از بگرام یک سری پرواز داشتم که یکی از آنها از خط بگرام به دبی بود. دو روز در دبی مستقر و از آنجا یک بلیت گرفتم و به تهران آمدم.»
حجم اطلاعاتی که حکمتی آورده به گونهای است که هر سرویس اطلاعاتی در مواجهه با آن خود را در مقابل منبعی مهم میبیند و سعی میکند تا علاوه بر صحت سنجی هر طور شده این منبع را از دست ندهد و نیاز اطلاعاتیاش را به وسیله آن برآورده کند و این همان دامی است که برای ایران پهن شده است.
هر سرویس اطلاعاتی نیاز به اطلاعات دارد، هر سرویس اطلاعاتی نیاز به منابع دارد و مخصوصا ایران که با آمریکا دشمن است. سازمان سیا در این پروژه به دنبال ایجاد اثر انگشت یا ردپای سرویس اطلاعاتی ایران است تا هر طور شده لااقل یکی از ماموران امنیتی ایران را به دام انداخته و پس از درخواست اطلاعات از حکمتی به توانمندی و نیازهای ایران اشراف یابد تا بتواند از آن بعنوان حربهای علیه ایران قرار دهد.
حکمتی: «نقشه آنها بود که اولش یکسری اطلاعات ارزشمند را مفت بدهند که بعد ببینند اطلاعات خوبی است یا نه و بعدا با من تماس بگیرند. کسی که تشنه باشه بهش آب می دی، نمی پرسه آب را از کجا گرفتی و آب می خوره و می گه خیلی ممنون.»
ولی دستگاه امنیتی ایران بر این تشنگی اشراف یافت. با ارزیابی درستی، اطلاعات به فرعی بودن کار پی میبرد و با شناسایی مسیرها و راههای اعزام فرستاده که حکمتی از آنها عبور کرده بود پروژه نفوذ را کنترل و مهار میکند. سربازان گمنام امام زمانعجلاللهتعالیفرجهالشریف؛ این مجاهدان خاموش جمهوری اسلامی ایران با ردگیری و مهار فرستاده نه تنها پروژه نفوذ را با شکست مواجه کردند، بلکه شبکه گسترده جاسوسی با طیف وسیعی از اطلاعات ستاد را شناسایی و منهدم کردند تا روشهای واسطهها و همکاران این شبکه جاسوسی در اعتبار نیروهای اطلاعاتی جمهوری اسلامی قرار و بار دیگر نقشه بدخواهان این مرز و بوم فنا شود.
دانلود
حامی به نقل ازپایگاه سپاه قدس گیلان: در موج جدید داستان نویسیهای مستهجن ارتباط با محارم و قبحشکنی این موضوع در دستور کار رسانههای نظام سرمایهداری قرار گرفته است.
رضا فرخی| در موج جدید داستان نویسیهای مستهجن ارتباط با محارم و قبحشکنی این موضوع در دستور کار رسانههای نظام سرمایهداری قرار گرفته است؛ به گونهای که در بسیاری از این سایتها داستانهایی خیالی از رابطه با محارم در قالب متن یا صوت ذهن مخاطب را با یک چالش اجتماعی مذهبی رو بهرو میکند.
ناتوی فرهنگی هر روز در راستای ایجاد بحرانهای اجتماعی در جوامع مخالف غرب و فرهنگ لیبرالیسم حرکت و موج جدیدی را آغاز میکند. یک روز فیلمهای هالیوودی، یک روز شبکههای ماهوارهای و یک روز هم سایتهای اینترنتی و فضای سایبری!
به واقع این جریان که متصل به لابی های فرهنگی غرب است به صورت زنجیرهای با ابزارهای مختلفی که در عرصههای مختلف در اختیار دارند تلاش میکنند تا با انتقال برخی مفاهیم به ذهن مخاطبان خود در درجه اول فرهنگ غربی را در جوامع اسلامی ترویج دهند و در مرحله دوم با استفاده از شگردهای مختلف رسانهای، اقشار مختلف جامعه را به سمت وسویی سوق دهند که پایانش چیزی جز بن بست فکری و اجتماعی نیست.
*بحران سازی اجتماعی در جوامع اسلامی با پخش تولیدات مستهجن
بحران سازی اجتماعی همواره یکی از مهمترین زیر مجموعههای اجتماعی در جنگ نرم بوده که هیچگاه از نظر رسانههای غربی دور نمانده است. این موضوع وقتی حادتر وحائز اهمیتتر میشود که بیشترین قشر یک کشور مثل کشور ایران، نیروی جوان باشد؛ چرا که قشر جوان همان طور که در صورت هدایت میتواند پتانسیل فوق العادهای برای جامعه باشد در صورت عدم هدایت و به نوعی انحراف توسط لابیهای متهاجم فرهنگی، به سمت وسویی میرود که باعث ایجاد بحرانهای اجتماعی میشود.
با نگاهی به محتوای برخی از سایتها که اتاق فرمان آنها در آن سوی مرزها است متوجه برنامه ای که آنها برای جامعه جوان ایرانی دارند، خواهیم شد. سایتهایی با محتوای کاملا مستهجن که به صورت زنجیره ای به وجود میآیند و در یک روز مطالب متنوع و مشترکی از انواع عکسها و مطالب و حتی داستانهای مبتذل روی این سایتها قرار میگیرند.
*هرزه نویسیهای مستهجن به زبان فارسی
در کنار تمام نکتههای گفته شده چند سالی میشود که شاهد موج هرزه نویسیهای مبتذل در سایتهای وابسته به نظام سرمایهداری هستیم. البته این موضوع باعث نگرانیهای فراوانی در خود جوامع غربی نیز شده است. به نوعی که شرکت Optenet به تازگی میلیونها آدرس اینترنتی را مورد بررسی قرار داده است تا آمار دقیقی از تعداد سایتهای مستهجن و دیگر سایتهای اینترنتی بهدست آورد.
بر اساس نتایج حاصل از مطالعه این شرکت نرمافزاری، از کل اینترنت بیش از ۳۷ درصد سایتها با موضوعات جنسی و مستهجن فعالیت میکنند. از سوی دیگر علاوه بر این حجم قابل توجه، در چند سال اخیر سایتهای مستهجن به زبان فارسی شروع به فعالیتهایی کردهاند که بدون شک حریم خانواده و دین را در جامعه ایرانی هدف قرار دادهاند.
* شکستن قبح ارتباط با محارم در دستور کار رسانههای وابسته به نظام سرمایهداری
در موج جدید داستان نویسیهای مستهجن ارتباط با محارم و قبحشکنی این موضوع در دستور کار رسانههای نظام سرمایهداری قرار گرفته است؛ به گونهای که در بسیاری از این سایتها داستانهایی خیالی از رابطه با محارم در قالب متن یا صوت ذهن مخاطب را با یک چالش اجتماعی مذهبی رو بهرو میکند.
نکتهای که شاید نباید از آن غافل بود فعالیت دائمی سایتهای وابسته به تفکر لیبرال است که هر روز داستانها و عکسهای مستهجن را به صورت زنجیرهای در فضای اینترنت قرار میدهند.
*فضای مجازی،جولانگاه تولید کنندگان پورنو
در تحلیل برنامههای پخش شده ذکر این نکته ضروری به نظر میرسد که در کنار شکسته شدن قبح ارتباط با محارم، موضوع خیانت مسئلهای است که در دل این برنامه نهفته است و آرمانهای یک جامعه دینی را نشانه گرفته است.
قدرتهای رسانهای غرب با استفاده از هنر زیبا سازی "ارتباط با محارم" را آنچنان لطیف به مخاطب خود که اغلب جوان هستند القا میکنند که به تدریج قبح چنین مسئله ای در فضای حقیقی جامعهای که گرایش به برنامههای ماهوارهای پیدا کرده است، شکسته شود.
این جریان ضد فرهنگی و ضد اخلاقی در حالی از سوی این سایتها به سمت جامعه جوان کشور روانه میشود که عرصه مجازی روز به روز فضای بیشتری را در اختیار این گروهها قرار می دهد. درواقع این فضای باز باعث جولان دادن این سایتها شده و به همین دلیل این شبکه ها از این فرصت استفاده کرده و دائما تولیدات خود را افزایش میدهند تا با پرکردن فضا به نوعی آن را آلوده کنند و در کنار این موضوع با سوءاستفاده از غرایز جوانان آن را به سمت مورد نظر خود هدایت کنند.
*سست کردن بنیانهای خانواده با ترویج خیانت
احمد عزیزی؛ جامعهشناس و استاد دانشگاه در این زمینه معتقد است که سایتهای متعلق به لابیهای صهیونیست و بهائیت با برنامهریزی کاملا حساب شده در صدد این هستند، جریانهایی را که در مقابل جریانات ضداخلاقی آنها مقاومت میکنند را هم به زانو در بیاورند و به نوعی به سمت خود بکشانند.
این استاد دانشگاه دراین زمینه تاکید میکند که فضای سایبری فضای تولید و راهنمایی است و در صورتی که در زمینههای مختلف تولید بومی صورت نگیرد، لابیهای فرهنگی غرب که درکمین جامعه مذهبی ایران نشستهاند از راههای که از نظر آنها آسیب رسان است وارد می شوند وضربه خود را وارد می کنند.
با نگاهی به صحبتهای این استاد دانشگاه می توان به این موضوع پی برد که این گروهها علاوه براینکه قصد دارند انحرافات اخلاقی را در جامعه به صورت امری عادی در بیاروند، تلاش می کنند تا به تدریج از تشکیل بنیان خانواده جلوگیری کنند و به نوعی بنیان خانواده های تشکیل شده را با ترویج خیانت سست کنند.
*مدیر یک سایت مستهجن: همسرم را مجبور به برقراری ارتباط با دیگران کردم
بحرانهایی که در اثر فعالیت این سایتها به وجود میآید آنقدر شدید است که حتی نمونه های وحشتناک و عینی دراین زمینه وجود دارد.
چندی پیش یکی از گردانندگان سایتهای توصیف شده پس از دستگیری به این موضوع اعتراف کرد که محتویاتی که برای این سایتها تهیه می کرده است از لحاظ روانی حتی روی خود او هم تاثیر گذاشته است.به نوعی که پس از چندی حتی همسر خود را مجبور به برقراری ارتباط با دیگران کرده بود.
این اعترافات شاید در مرحله اول آنقدر تکان دهنده است که باورش بسیار مشکل باشد،اما به واقع این نمونه یکی از صدها نمونهای است که در اثر فعالیتهای غیر اخلاقی به وجود آمده است.
دراین میان نکتهای که باید بیش از موضوعات دیگر به آن توجه داشت این است که اکثر این سایتها از آن سوی مرزها کنترل و هدایت می شوند و به همین دلیل دقیقا در راستای اهداف خاصی پیش می روند که در لابیهای سیاسی-صهیونیستی غرب تدارک دیده شده است.
برای توجه بیشتر به این موضوع نباید فراموش کرد که غرب همیشه تلاش داشته که انرژی جامعه جوان ایران را منحرف کرد و آن را در راستا اهداف خود هدایت کند که بدون شک این گونه فعالیتها در فضای مجازی در راستای تحقق چنین اهدافی است.

مدیرحامی- خدمت دوستان که نه دشمنان عزیزدر شرکت لاکهید مارتین ماقول میدیم اصلا بهش دست نزنیم فرداهم باپست پیشتازواستون میفرستیم.باورنکردید.....چی؟نه....یعنی میگیدمن دروغ میگم باشه خود دانید.
(راستی اگه بازم ازین ماسماسکادارین بده بیادالبته اگه جرات دارین!!!!!!!!!!)
حامی به نقل ازایران هسته ای- کارشناسان نظامی گفتند علت اصلی فرود یک فروند هواپیمای بدون سرنشین امریکایی در ایران این است که ایران به فناوری پدافندی دست یافته که می تواند با استفاده از آن کنترل وسایل پرنده ای را که در نزدیکی آسمان ایران پرواز می کنند و یا در مواقعی وارد آسمان ایران می شوند، به دست بگیرد.
منابع غربی روز یکشنبه 13 آذر 1390 اعلام کردند یک فروند هواپیمای بدون سرنشین امریکایی در مرزهای شرقی ایران سقوط کرده است.
این منابع گفتند این هواپیما از نوع هواپیماهای بدون سرنشین (پهپاد) مدل AQ 173 بوده و توسط سیستم پدافندی ایران در نزدیکی مرز افغانستان و پاکستان سرنگون شده است.
برخی منابع مانند سی ان ان از شهر کاشمر به عنوان محل سقوط این هواپیما نام برده اند.
سی ان ان همچنین از قول منابعی در وزارت دفاع امریکا تاکید کرد که این هواپیما حاوی اسناد و مدارک بسیار مهم و دارای طبقه بندی بالا بوده است.
این منبع امریکایی در گزارشی دیگر از قول منابع امریکایی گفت دولت اوباما احتمال می دهد این هواپیما همان هواپیمایی باشد که هفته گذشته در غرب افغانستان ناپدید شد.
بی بی سی این اتفاق را آغاز «فصلی جدید در نبرد خاموش ایران و امریکا» خوانده است.
خبرگزاری روسی ریانووستی هم با انتشار گزارشی در این باره نوشت: «هواپیمای بدون سرنشین امریکایی که هم اکنون در اختیار ایران است از نوع هواپیماهایی است که به سختی قابل رویت است و امریکا معموملا از ان برای کمک به فرماندهانی استفاده می کند که در صحنه نبرد نیاز به اطلاعات دارند». ریانووستی ادامه داد: «ایران موفق شده این هواپیما را با حداقل آسیب سرنگون کند».
و مهم تر از همه، صدای امریکا از قول یک مقام نظامی در ارتش امریکا ضمن تایید سقوط این هواپیما علت اصلی آن را «از دست رفتن کنترل هواپیما» اعلام کرد.
در همین حال، منابع نظامی در تهران خبر در اختیار داشتن این هواپیمای بدون سرنشین امریکایی را تایید کرده و گفتند این اولین پهپاد امریکایی نیست که ایران موفق به ساقط کردن آن شده است.
با این وجود این منابع استفاده از تعبیر سقوط را چندان مناسب نمی دانند چرا که آنچه عملا اتفاق افتاده این بوده است که ایران موفق شده با استفاده ازیک فناوری بسیار پیچیده در حوزه جنگ الکترونیک، اختیار این هواپیما را که در نزدیکی مرز ایران در حال پرواز بوده به دست بگیرد و آن را در جایی داخل خاک ایران بر زمین بنشاند.
یک منبع در این مورد به «ایران هسته ای» گفت: «امریکایی ها بیش از آنکه از ساقط شدن هواپیمایشان توسط ایران نگران باشند نگران فناوری هستند که برای نشاندن این هواپیما به کار گرفته شده است».
وی ادامه داد: «امریکایی ها می دانند کسی به طرف این پهپاد شلیک نکرده و ایران توانسته آن را در حالی درون خاک خود به زمین بنشاند که بدنه و محتویات آن کاملا سالم است».
این کارشناس نظامی ضمن تاکید بر اینکه مجاز به اظهار نظر بیشتر در این باره نیست، گفت: «از این به بعد مرزهای ایران دیگر به هیچ وجه جای امنی برای وسایل پرنده امریکایی نخواهد بود. ایران اکنون قادر است بدون شلیک حتی یک گلوله و صرفا با استفاده از یک فناوری پیشرفته جنگ الکترونیک، اختیار این وسایل پرونده را از دست کنترل کنندگان آن خارج کرده و آنها را به درون خاک ایران هدایت کند».

این موضوع زمانی اهمیت پیدا می کند که توجه کنیم استفاده از هواپیماهای بدون سرنشین ظرف 3 سال گذشته در راهبرد نظامی امریکا جایگاهی بسیار ویژه پیدا کرده است. امریکایی ها در مناطق مختلف جهان بویژه در پاکستان، افغانستان و یمن با استفاده گسترده از این هواپیماها دست به عملیات های جاسوسی و همچنین حمله به اهداف خاص زده اند. اخیرا نیز این هواپیماها مکررا در فضای مرزی ایران به پرواز در آمده و درصدد جمع آوری اطلاعات بوده اند.
مسئله بسیار فناوری جدیدی که ایران به آن دست یافته عملا راهبرد مبتنی بر استفاده گسترده از هواپیماهای بودن سرنشین برای عملیات ویژه اطلاعاتی توسط ارتش امریکا را مختل خواهد کرد چرا که امریکایی ها دیگر هرگز نمی توانند مطمئن باشند کنترل وسایل پرونده ای که به پرواز در می آورند تا آخر ماموریت در اختیار آنها باقی خواهد ماند.
کارشناسان عقیده دارند محدود شدن توان ارتش امریکا در استفاده از هواپیماهای بدون سرنشین مشکلات تاکتیکی و عملیاتی جدی برای ارتش این کشور در منطفه بوجود خواهد آورد.
پاینده بادایران:دشمنان میدانیدولی مطمعا باشیدایرانو ایرانی میتواند
حامی-تقدیم به سردار سپاه اسلام ...

مدیرحامی-نمیدانم چه آتشی به وجودشان کشیدهای، شنیدهام بدجور با آبرویشان بازی کردهای، حیثیت نیروهایشان را در عراق به بازی گرفتهای و سیلی سختی در لبنان به صورتشان زدی!!،
ادامه مطلب...
هشدار صریح حضرت آیت الله خامنه ای:
هر تجاوزی را با سیلی محکم و مشت پولادین پاسخ خواهیم داد.
فرمانده معظم کل قوا تاکید کردند: دشمنان بخصوص آمریکا و دست نشانده گانش و رژیم صهیونیستی بدانند، ملت ایران اهل تجاوز به هیچ کشور و ملتی نیست اما هرگونه تجاوز و حتی تهدید را با قدرت کامل و بگونه ای پاسخ خواهد داد که متعرضان و متجاوزان را از درون متلاشی کند.

ادامه مطلب...
مدیرحامی-نه اسراییل بلکه تمام همکیشانش بداننددرصورت هرگونه اقدامی علیه ایران اسلامی ،این کشورومردمانی که تا پای جان ازآن حمایت میکننددرس عبرتی به تعرضگران خواهند داد که تا10هانسل ازآن کشور هم ازنام ایرانی به لرزه بیفتند نه به عنوان کشوری جنگ طلب بلکه به عنوان کشوری که مردم ودولتش ازناموس وغرورخودبرای بار دوم دفاع کردند.
گزارش جدید یوکیا آمانو مدیر کل آژانس انرژی اتمی درباره فعالیت های هسته ای ایران طی یکی دو روز آینده به طور رسمی منتشر خواهد شد اما از چند هفته قبل برخی محافل غربی و به ویژه اسرائیلی به استقبال این گزارش رفته و گوشه هایی از آن را منتشر کرده اند.
براساس ادعای این محافل آمانو به طور مشخص در گزارش جدید خود نشانه هایی از رویکرد نظامی برنامه هسته ای ایران را ارائه خواهد داد. همزمان با این گزارش ها دولتمردان تل آویو دور جدیدی از اظهارنظرها درباره احتمال حمله نظامی به ایران را با حرارت بیشتری آغاز کرده اند. آیا باید این اظهارنظرها مبنی بر احتمال حمله اسرائیل به ایران را که تاکنون از سوی مقام های رسمی واشنگتن نیز رد نشده است جدی گرفت و اصولا در شرایطی که ایران با حضور معاون آمانو و بازدید وی از تاسیسات هسته ای کشورمان موافقت کرد و همچنین سعید جلیلی دبیر شورای عالی امنیت ملی در نامه ای به اشتون آمادگی ایران را برای برگزاری دور جدیدی از مذاکرات با ۱+۵ اعلام کرده است و طرح هایی چون طرح گام به گام روسیه برای خروج از بن بست موجود روی میز است چرا گزارشی با چنین رویکردی توسط آژانس تهیه می شود؟ به نظر می رسد پاسخ هر دو سوال را باید در یک زمینه و فرآیندی که از چندی پیش آغاز شده است جستجو کرد.
مقام های اسرائیلی در اظهارنظرهای خود درباره لزوم برخورد با ایران و به عبارتی ضرورت حمله نظامی مدعی هستند که ایران تا ۶ ماه دیگر قادر به ساخت یک بمب هسته ای خواهد بود بنابراین تا دیر نشده باید با حمله ای پیش دستانه حداقل فرآیند دستیابی ایران به سلاح هسته ای را به تأخیر انداخت.
در همین راستا وزیر جنگ رژیم صهیونیستی سفرها و مذاکراتی با مقام های آمریکایی و انگلیسی داشته و این رژیم اخیرا یک موشک بالستیک جدید را مورد آزمایش قرار داده و مانورهایی هوایی را نیز برگزار کرده است. تا این جای کار به نظر می رسد اسرائیل خود را برای یک حمله به ایران آماده می کند اما رجوع به سابقه ذهنی موجود درباره تهدیدهای اسرائیل برای حمله به ایران و همچنین روند مذاکرات هسته ای ایران و ۱+۵ نشان می دهد که هرگاه قرار است فشار تحریمی جدیدی علیه ایران افزایش یابد تل آویو به مثابه یک لبه این قیچی عمل می کند. «تهدید به حمله نظامی برای ایجاد جو تبلیغی و رسانه ای شدید به منظور راضی کردن طرف های درگیر برای موافقت با تحریم های جدید علیه ایران برای جلوگیری از بروز یک درگیری نظامی»، این سیاست رویکرد ثابت تل آویو طی سال های اخیر در مواجهه با روند مذاکرات هسته ای و ۱+۵ بوده است بهترین شاهد این ادعا این است که اگر آن ها واقعا قصد حمله داشته باشند نمی بایست آن را اعلام کنند تا طرف مقابل غافلگیر شده و بیشترین خسارت را متحمل شود.
همچنین جدای از این که اسرائیل و آمریکا از واکنش غیرقابل پیش بینی ایران به هر گونه تعرض نظامی و گسترش آتش جنگ به دیگر مناطق خاورمیانه هراس دارند مسائل داخلی هر دو کشور و شرایط موجود اقتصاد جهان نیز اجازه چنین کاری را به آن ها نمی دهد به گونه ای که حتی اخیرا لس آنجلس تایمز از منتفی شدن طرح آمریکا برای تحریم بانک مرکزی ایران به دلیل تبعات آن برای اقتصاد جهانی و بازار نفت خبر داده بود .
در همین راستا ستون نویس روزنامه اسرائیلی هاآرتص در همین زمینه می نویسد: «اسرائیل به هیچ وجه آمادگی ندارد که خود را برای یک حمله نظامی به ایران آماده کند» وی از مقام های اسرائیلی می پرسد: «آیا دولت اسرائیل توانسته از پس مشکلات داخلی خود برآید، بحث اشغال و اشغال گری را پایان دهد و از امنیت مرزهایش مطمئن شود که حالا به فکر جنگ تازه افتاده است؟ آیا جبهه داخلی خود را برای انجام چنین کاری آماده کرده است؟ آیا اسرائیل آمادگی دارد با حوادثی به مراتب شدیدتر و سخت تر که احتمالا از زمان تأسیس در سال ۱۹۴۸ تا کنون سابقه نداشته است مقابله کند؟» از سوی دیگر تهیه گزارشی منفی توسط آژانس علیه ایران در شرایطی که اخبار حکایت از آماده شدن مقدمات دور جدیدی از مذاکرات ایران و ۱+۵ داشت در ابتدا این گمان را تقویت می کند آمریکا که نقش عمده ای در تهیه اطلاعات گزارش های آمانو دارد تمایلی به برگزاری این دور از مذاکرات ندارد.
این که مذاکره مطلوب چه شرایطی دارد و آیا دورهای قبلی مذاکرات ایران و ۱+۵ واجد این شرایط بوده است بحثی جداگانه را می طلبد اما به نظر می رسد اگر چه یکی از نتایج انتشار گزارش جدید آمانو علیه ایران با خصوصیات و ویژگی هایی که پیشتر گفته شد تخریب فضای اعتماد سازی و از سرگیری مذاکرات خواهد بود اما تهیه کنندگان گزارش امید دارند با انتشار این گزارش در وهله اول بتوانند اجماع در حال فروپاشی درباره فعالیت های هسته ای ایران را احیاء کرده و دور جدیدی از تحریم های سخت تر علیه ایران را رقم بزنند فشاری که بر پایه این تحلیل می تواند ایران را مجبور به حضور در پای میز مذاکره ای با آن ها نماید که برگ برنده آن را در دست خود می بینند.
در عالم سیاست نباید و نمی توان احتمال هر گونه اقدام غیرمنطقی و حتی حمله نظامی را از نظر دور داشت و نیازی به تأکید نیست که داشتن آمادگی برای مقابله با این تهدیدها ضروری است اما به نظر می رسد مسئولان با عنایت به ماهیت فعلی موج تبلیغاتی احتمال حمله نظامی به ایران و فشارهای سیاسی و رسانه ای ناشی از گزارش جدید آمانو برای تشدید تحریم های ایران باید سیاستگذاری خود را معطوف به کند کردن ۲ لبه قیچی تهدید و تحریم کنند.امابازهم تاکیدبرآن است که هیچ غلطی نمیتوانندانجام دهند.
پاینده بادایرانو ایرانی
"اسرائیل قبل از حمله به ایران نابود میشود"
حامی-به آرزوی 33ساله ی خودتا ابد نخواهیدرسید.
همه کاری برای معترضان ایران (جنبش سبز پلید) کردیم.اما خودشان به ما گفتند اگر شما عامل و حامی اصلی جنبش جلوه کنید.آبروی! ما میرود.

نگارش در تاریخ جمعه ششم آبان 1390 توسط حاج عمار افسر جنگ نرم همه کاری برای معترضان ایران کردیم اما خودشان به ما گفتند اگر شما عامل و حامی اصلی جنبش جلوه کنید آبروی ما میرود.
وزیر امور خارجه که قرار بود در ابتدای سال جاری در برنامه "نوبت شما" بیبیسی فارسی حاضر شود و به سؤالات پاسخ دهد اما این برنامه لغو شد، سرانجام شب گذشته در گفتوگو با این شبکه حاضر شد.
به گزارش رجانیوز، هیلاری کلینتون در ابتدا گفت که هدفش از این مصاحبه، ارتباط برقرار کردن با مردم و به ویژه با جوانان است و میخواهد به آنها بگوید که سر جنگ نداریم.
وی با تکرار آرزوی 33 ساله امریکاییها در مورد براندازی جمهوری اسلامی گفت "امیدواریم شاهد تغییر رفتار رژیم ایران باشیم" تا محرز شود، برخلاف برخی از ادعاها مبنی بر اینکه دولت دمکرات اوباما به دنبال براندازی نیست، بلکه در پی تغییر رفتار جمهوری اسلامی است، کلینتون این آرزو را در قالب یک مصاحبه عمومی لو داده باشد.
ادامه مطلب...
در خبر ها متوجه حضور شما در سومالی شدم و نیت خیر شما را در کمک به مردم گرسنه و مظلوم سومالی دیدم . اما این تمام دانسته هایم نبود . لذا برآن شدم تا توصیه ای از باب آشنایی که با مردم خارج از سرزمین مان ایران دارم ، برادرانه خدمتتان عرض کنم .
خواهرم .... اگر به تاریخ مراجعه کنید داستانی به نام " شعب ابیطالب " خواهی دید که مسلمانان از ظلم و ستم به ستوه آمده و بدستور پیامبر در آن اسکان یافتند ، در زیر آفتاب و در سرزمین خشک و بی آب و علف در سرزمین کوهستانی مکه .
حتما داستانش را شنیده اید ..... یادم می آید حضرت روح الله در مورد حصراقتصادی امریکا فرمودند " ما فرزندان شعب ابیطالبیم " ! یعنی نان را بر ما نبرید که پیامبر ما روزه را دستور فرموده ... آب را بر ما مبرید که ما فرزندان کربلاییم و مقتدایمان حسین بن علی است ....
خواهرم .. مردم سومالی مسلمانند .. و قدری که اطلاع دارم از محبین خاص اهل بیت علیهم السلام. تصاویر حضور شما در سومالی را دیدم .... نه برازنده یک مسلمان بود و نه در شأن یک ایرانی ... و نه خاصه یک زن مسلمان و الگو به عنوان هنرمند .... خصوصا که از شبکه Ifilm شما را در سریال یوسف پیامبر هم دیده اند و میشناسند ...

خواهرم ...به شما توصیه میکنم عکسهای انجلینا جولی یهودی کابالیست را ببینید . خصوصا سفری که افغانستان داشت .. اگر فرصت ندارید به این عکسها نگاه کنید :

البته میدانم که این تصاویر همه به هدف خاص گرفته شده و گرنه نه انجلینا اهل حجاب است و نه سرویسهای جاسوسی کسی را برای الگوی حجاب به افغانستان معرفی میکنند . اما در نظر عامه مردم کدام حجاب پسندیده تر است و کامل تر ؟؟؟

خواهر گرامی ! این زن سومالیایی گرسنه و رنج کشیده را میبینی در پیش تو است ؟

این همان زن شعب ابیطالب است که گرما باعث نشد چادر را به روسری و روسری را به شال و پیراهن بدل سازد و زجر بی حجابی را به لبخند عافیت بدل سازد .
خواهرم ... سرکار خانم ریاحی ... سومالی فرصت خوبی است برای من و شما و همه ما ها . زنان سومالی فرزندان خود را به دست خویش به خاک سپردند و کمر شکستند و عمود خیمه حجاب را خم نکردند ...

این مادر بر سر فرزند مرده خویش ایستاده و گریه میکند ... اما حجاب دارد .... آن هم از نوع چادر ....
میدانم که حجاب سنت است و آنها نیز زنان سنتی ...اما کاش ما هم بر سر همین سنت ها می ماندیم و متجدد و مدرن و هنر مند نمی شدیم ..
خواهرم .. نمیدانم آن زن سومالیایی که شما با او دست دادید چه فکری کرد در مورد ایران ام القری جهان اسلام و کشور شیعه و ..... نمیدانم به لب آورد که این جا سومالیست و ما مسلمان و شما که از ایران امدی چرا برای ما نان آوردی مانند امریکا و اروپا .... ؟

خواهرم .. آیا مردم سومالی از شما غذا طلب کردند ؟ شما که انجا بودید برای ما بگویید که آنها محتاج نان بودند یا نام و یا همه الحمدالله می گفتند و صبر پیشه کرده بودند ؟؟؟
خواهرم فرزندان این مملکت به تاراج غرب رفته از من و شما ی ایرانی نان نمی خواهند .... آب را نستله به آنها خواهد رساند و کنسرو های مختلف غربی برایشان خواهد رسید هرچند که هر ۱۰۰ نفر یک عدد . اما از من و شما نه آب طلب خواهند کرد و نه نان ..... آنچه در نگاهشان موج میزند اسلام است ... و تنها جرمشان مسلمانی ...

تصورم این بود که سفیر مملکتی هستید که رهبرش حمایت از سومالی را فرمود و سیل شد کمکهای مردمش ..... تصورم این بود که از ایران به سومالی رفته اید .... تصورم این بود که حرفی به جز توریستهای صلیب سرخ دارید و چیزی بیشتر از بسته ای نان با آرم آبی یا سرخ ...
من از شما عذر میخاهم زن محجبه سومالیایی که در گرمای ۵۰ درجه چارد به سر داری .... از تهران از راهی دووور از شما عذر میخواهم ...

دختران محجبه سومالی که با سن کم در آن گرما محجبه ماندید و حجاب را به نان نفروختید .. من از شما عذر میخواهم .... بدانید که من از این فاصله دور صدای شکستن اسباب بازی های باربی برهنه ی هدیه شده ی غرب را شنیدم و بر خود لرزیدم که ما هم برای شما اب نستله و باربی فرستادیم ....
حامی-حمله ی کاملا حساب شده از جمهوری خلق چین جهت از بین بردن اعتقادات مذهبی ایرانیان مسلمان.لطفا در هنگام خرید به دقت تمام کالای مورد نظر خود را بررسی کنید.
انگار چینی ها پس از کشتار ترک های مسلمان کشور خودشان، تصمیم گرفته اند به مقدسات مردم مسلمان ایران هم به موهن ترین شکل ممکن حمله کنند .
تا قبل از این Made In China حتی به تسبیح ها و جانمازهای ایرانیان رسیده بود و حالا کلمه "الله" و عبارت مقدس مسلمانان یعنی "بسم الله الرحمن الرحیم" را به قسمت پشت شلوارهای ایرانیان برده اند و عجب آنکه برخی مدعیان که پیشتر در اعتراض به عبارت کوکاکولای برعکس شده کفن پوش به خیابان ها می ریختند و در جهت تحریم کوکاکولا و نستله حرکت می کردند و هم در برابر کشتار مسلمانان چین سکوت کرده اند و هم در برابر این توهین آشکار.
این شلوارهای جین زنانه در فروشگاه های افسریه، حوالی خیابان های اول و دوم به قیمت 21 هزارتومان در حراجی به فروش می رسند.
اکثر خریداران هم به نوشتار پشت جیب شلوار توجه نمی کنند و صرفا به خاطر قیمت و دوخت شلوار ان را خریداری می کنند. فروشنده هم اطلاعات چندانی در خصوص محل خرید شلوارها و ... ارایه نمی دهد. البته برخی از خریداران به دلیل عبارت پشت شلوار از خرید آن امتناع می کنند.
هم وطن عزیزدرخرید هر جنس چینی دقت فرماییداز قبیل قران،توضیح المسائل،مفاتیح الجنان،نهج البلاغه، لباس،فرش،پرتقال،سیب،سیر،جاسوییچی،برنج،گندم،پیچ خودرو،خودکار،پاک کن،کفش الی∞


به تصویر این شلوارهای جین چینی که به تازگی به بازار ایران وارد شدند نگاه کنید، عبارت "بسم الله الرحمن الرحیم" که "الله" آن دوبار تکرار شده است، روی جیب های عقب این شلوارهاست و یک بسم الله هم برعکس نوشته شده است.
در مکتب اسلام برای کلمه الله حرمت قائل شده اند. به طوری که حتی برای دست زدن به خط و نوشته آن باید وضو داشت . و حالا درست در قسمت نشیمنگاه این شلوارها این کلمه گلدوزی شده و بدتر ان که در تهران - که خیلی ها دوست دارند ان را ام القرای جهان اسلام بنامند - به فروش می رسد!
با توجه به اینکه این شلوارها تازه به کشور وارد شدند، هنوز تعدادشان مشخص نیست ولی به دلیل آنکه در مارک داخلی شلوارها، عبارت "Made In P.R.C" مخفف عبارت "People Republic of China" به معنی جمهوری خلق چین درج شده است، به نظر می رسد تکذیب ملیت این کالاهای موهن و تازه وارد برای مسئولان امر کمی مشکل شود.
نظری واسه این مطلب داری بسم الله؟
![]()
حامی-اقدام ضد ایرانی جدید غرب ساخت بازی رایانه ای در مورد انقلاب اسلامی ایران

حامی-نوید خوانساری که کارگردان میان پرده های بازی هایی هم چون GTA3، آلن ویک و مکس پین است روی پروژه ی ساخت یک بازی در مورد انقلاب اسلامی ایران کار می کند.
سایت RT.com طی مصاحبه ای با خوانساری از ساخت این بازی که فعلا 1970 The Game نام دارد پرده برداری کرد. هنوز هیچ اطلاعاتی در مورد جزییات این پروژه مانند زمان انتشار، سبک بازی، پلتفرم های هدف و غیره اعلام نشده است. خوانساری در مصاحبه اش تاکید کرده هدف از ساخت این بازی برانگیختن یک گفت و گوی چند جانبه میان کسانی است که بازی را بازی می کنند.
ظاهرا قرار است در طول بازی، بازی کننده ها بتوانند در نقش چند فرد مختلف از طبقات اجتماعی مختلف که درگیر جریان انقلاب اسلامی ایران بوده اند قرار بگیرد. اما از آن جایی که غربی ها بدون قصد و غرض و با نیت خیر به سراغ چنین مسایلی نمی روند، احتمال زیادی وجود دارد که قصد سازنده ها تحریف تاریخ انقلاب اسلامی ایران باشد. زیرا در بخشی از مصاحیه ی خوانساری آمده «بازی در مورد آدم بدهایی که به سراغ آدم خوب ها می روند یا آدم خوب هایی که از آدم بدها می خواهند انتقام بگیرند نیست.»
در حال حاضر ما هیچ بازی رایانه ای خوبی که در مورد حوادث انقلاب اسلامی ایران باشد نداریم و امیدواریم کسانی که در این صنعت نوپا در ایران فعالیت می کنند هر چه سریع تر برای تولید یک بازی خوب دست به کار شوند تا جلوی تحریف های احتمالی غربی ها گرفته شود. مطمئنا هیچ بازی رایانه ای که در غرب و با سرمایه گذاری غربی ها در مورد انقلاب اسلامی ایران ساخته بشود بدون تحریف و جهت گیری غرض ورزانه نیست.
حامی وطرفدارانش صمیمانه از بازی سازان ایرانی تقاضا دارد که اولویت اول ساخت بازی خود رابازی های ارزشی انقلاب قرار دهند تاجوانان عزیز این مرزوبوم به دنبال بازی های ساخت غرب نروند.
انشاء الله
حامی-بیست و چهار سال پیش درچنین روز هایی خاندان آل سعود جنایتی را مرتکب شد که تا ابد داغ ننگ آن بر پیشانی رژیم آل سعود خواهد ماند و همواره به عنوان سندی از درنده خویی این جنایتکاران ارائه خواهد شد.که متاسفانه امروزه این کشتار از نظر عموم فراموش شده است.
مرگ بر کفار حیوان صفت
گزارش تصویری حامی از این جنایت بزرگ
حامی-در جریان حمله شبانه گروهک تروریستی پژاک به پایگاه بسیج در روستای سلین از توابع شهرستان سروآباد رضا عباسی خودلان به درجه رفیع شهادت نائل آمد و چهار نفر دیگر نیز در این حمله مسلحانه زخمی شدند.
فرماندار شهرستان سروآباد گفت: این حمله تروریستی چهارشنبه شب شب صورت گرفت و افراد تروریست به پایگاه حمله کرده و یک از نیروهای بسیجی را به درجه رفیع شهادت رسانده و چهار نفر دیگر نیز در این حادثه زخمی شده اند که افراد زخمی هم اکنون در مراکز درمانی در حال مداوا هستند.
احمد محمدرضایی افزود: با توجه به آثار به جایی مانده در محل این درگیری ضربات سنگینی نیز بر این گروه تروریستی وارد شده و تلاش ماموران امنیتی و انتظامی برای دستگیری افراد این گروهک تروریستی همچنان ادامه دارد.
در جریان حمله های تروریستی گروهک پژاک طی دو هفته اخیر یک بسیجی دیگر در شهر سروآباد شهید و با حمله افراد این گروهک یک افسر پلیس راه نیز شهید شده است.
حامی-یک اسرائیلی ادامه فیلم ضدایرانی «300» را میسازد.
حامی-استودیو برادران وارنر نوام مورو را برای کارگردانی «300: نبرد آرتمیزیا» انتخاب کرد که ادامهای بر فیلم «300» است.
به گزارش خبرآنلاین، این کارگردان متولد اسرائیل که سال 2008 فیلم «آدمهای باهوش» را کارگردانی کرد، برای ساخت «300: نبرد آرتمیزیا» (با نام قبلی «خشایارشا») با جام کولت-سرا (کارگردان فیلم «ناشناس» با بازی لیام نیسن) رقابت داشت. 
اما استودیو برادران وارنر که به هر دو فیلمساز علاقه دارد، این دو را برای کارگردانی دو فیلم مختلف انتخاب کرده است. کولت-سرا قرار است اقتباسی از «آکیرا» را کارگردانی کند و نوام مورو هم روی صندلی کارگردانی «300: نبرد آرتمیزیا» مینشیند. انتظار میرود هفته آینده این خبر به طور رسمی اعلام شود.
«300: نبرد آرتمیزیا» بر مبنای تازهترین رمان گرافیکی فرانک میلر ساخته میشود. خشایارشا پادشاه ایران و ضدقهرمان فیلم «300» شخصیت اصلی این رمان است، هرچند اینبار شخصیت او به مراتب محوری است.
او که پس از مرگ پدرش داریوش در جستجوی جایگاه خدایگان است، با تمیستوکل سردار آتنی وارد جنگ میشود. داستان چند سال را دربرمیگیرد، اما مرکز داستان نبرد آرتمیزیوم است که سال 480 پیش از میلاد روی داد.
زاک اسنایدر که «300» را کارگردانی کرد فیلمنامه «300: نبرد آرتمیزیا» را با همکاری کرت یانستاد نوشته است. قرار است این فیلم به لحاظ تکنیکی مشابه «300» باشد.
به گزارش خبرآنلاین، «300» سال 2006 با بودجهای 65 میلیون دلاری ساخته شد و در دنیا حدود 456 میلیون دلار فروخت.
داستان فیلم سال 480 پیش از میلاد روی میدهد. خشایارشا پادشاه ایران برای انتقام شکست پدرش داریوش تصمیم به فتح یونان میگیرد. او با لشگری انبوه به این کشور حمله میکند، اما در تنگه ترموپیل 300 سرباز اسپارتی با آنها روبهرو میشوند.
«300» به خاطر تحریف آشکار تاریخ و ارائه تصویر غیرواقعی از ایرانیان مورد انتقاد قرار گرفت.
هالیوود ریپورتر / 15 ژوئیه /ترجمه: علی افتخاری
حامی-به دلیل تقاضای مکرر دوستان این مستند برای دانلود قرار گرفت.

حامی-در این مستند ،فیلم هایی برای اولین بار از جلسات داخلی اپوزیسیون پخش می شود که در آن تلاش های سازمان های اطلاعاتی آمریکا ، بریتانیا ، اسراییل و فرانسه برای براندازی نظام جمهوری اسلامی با طرح تشکیل "دولت در تبعید " افشا شده است.
در پی عملیات موفقیت آمیز سرویس های اطلاعاتی ایران در ناکام گذاشتن طرح "دولت در تبعید"که با نفوذ یک مامور ایرانی به نام "مدحی"در میان اپوزیسیون رخ داد و مستند آن نیز از تلویزیون ایران پخش شد ، وزارت امور خارجه آمریکا در واکنش به پخش این مستند به نام"الماس فریب"مدعی شد که هیچ مقام آمریکایی دیداری با سردار مدحی نداشته اند.
در این مستند ،فیلم هایی برای اولین بار از جلسات داخلی اپوزیسیون پخش می شود که در آن تلاش های سازمان های اطلاعاتی آمریکا ، بریتانیا ، اسراییل و فرانسه برای براندازی نظام جمهوری اسلامی با طرح تشکیل "دولت در تبعید " افشا شده است.
این مستند حاوی اظهارات فردی به نام سردار مدحی است که با نفوذ در اپوزیسیون خارج از کشور طرحی به نام دولت در تبعید را عقیم می گذارد.
براساس این طرح با همکاری سازمان های اطلاعاتی آمریکا ، بریتانیا ، اسراییل و فرانسه قرار بود یک دولت در تبعید تشکیل شود که مسئولیت شورای منافع و امنیت ملی آن بر عهده مدحی گذاشته می شود.
مدحی در این مستند اعلام می کند که با هیلاری کلینتون وزیر امور خارجه آمریکا و نیز جو بایدن معاون رییس جمهوری آمریکا در عربستان و واشنگتن ملاقات کرده است .

اما آلن ایر سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا در گفتگو با رادیو فردا با تکذیب اظهارات مدحی مدعی می شود : من با قطعیت می گویم که اصلا هیچ مقام آمریکایی با این فرد ( مدحی ) ملاقات نکرده است . هیچ مقام آمریکایی نه تماس و نه ملاقاتی با او داشته اند".
این تکذیب در حالی صورت گرفته که دولت امریکا محوریت اصلی طرح دولت تبعید را بر عهده داشته است.
مدحی در مستند الماس فریب روایت می کند که از تایلند به عربستان سفر می کند و درآنجا سفارت آمریکا در ریاض با وی تماس می گیرند و او با سفیر آمریکا در عربستان و بعدها با هیلاری کلینتون دیدار می کند.
بنا به روایت مدحی کلینتون از وی می خواهد تا به آمریکا سفر کند و وی با قبول این دعوت راهی واشنگتن می شود و در آنجا با جو بایدن معاون اوباما ملاقات می کند.
مدحی در مستند الماس فریب به گفتگوهای مداوم و مکرر خود با دنیس راس ( مشاور وزارت امور خارجه آمریکا ) نیز اشاره می کند و می افزاید که سال گذشته کنفرانسی به نام " گوآدلوپ" در فرانسه تشکیل می شود و وی نیز در آن شرکت می کند تا درباره طرح براندازی جمهوری اسلامی و تشکیل دولت در تبعید به بحث و بررسی گذاشته شود.
مدحی روایت می کند که پس از اینکه قرار می شود تا طرح براندازی حکومت ایران اجرایی شود و بدین منظور قرار می شود وی به همراه جمعی دیگر از عناصر اپوزیسیون به پایگاهی نظامی در اسراییل منتقل شوند با ارسال اطلاعات خود به دستگاه اطلاعاتی کشورمان به کمک ماموران اطلاعاتی جمهوری اسلامی از دام فریبی که برای عناصر اپوزیسیون خارج از کشور ترتیب داده بود ، گریخته و به کشور باز می گردد.
دانلود 4قسمت هر قسمت تقریبا 4مگابایت
حامی-علیرضا نوری زاده، پنجشنبه 19 خرداد در برنامۀ خود به نام «پنجرهای رو به خانۀ پدری» به پخش مستند «الماس فریب» واکنش نشان داد.
حامی، نوریزاده که بیشتر به نام تحلیلگر «صدای آمریکا» شناخته می شود با بیان اینکه انسانها در مواقعی شکننده میشوند مدعی شد: از هفتۀ چهارم-پنجم که با او حرف زدم، متوجه شدم لنگییی در کارش هست؛ یکی اینکه دربارۀ آقای خامنهای حرف نمیزد.
دوم اینکه علیه جنبش سبز بلند شد، علیه آقای موسوی و آقای کروبی، که یک دفعه من قطع کردم. یادتان هست برنامه قطع شد؟ برای اینکه به او گفتم اصلاً چنین نیست؛ این دو انسان هر چه هم در گذشته بودند، آزادمردند، ایستادهاند و مردم ایران آمدهاند پشتشتان ایستادهاند و کارتان درست نیست.
نوریزاده همچنین اظهار داشت: «امیر فرشاد ابراهیمی» که اولین بار با آقای مدحی آشنا شده بود به من هشدار داد - انصاف است اینجا بگویم، چندین نوبت به من هشدار داد - اما من همیشه اینجوری آقای مدحی را میدیدیم، که حتی اگر پروژه باشد، من که با او زندگی نمیکنم.
نوریزاده در مورد «محمّدرضا مدحی» اظهار داشت: او آدم معتقدی بود، وقتی نام حضرت فاطمۀ زهرا (س) میآمد، دگرگون میشد، گلایه میکرد از بعضی تلویزیونهای اپوزیسیون که تعرض میکنند به اعتقادات مردم.
هرگز مستند حرفهایم، مدحی نبود
این عنصر اپوزیسیون خارجنشین، با انکار تمام گفتههای قبلیاش اظهار داشت: گاهی میشد که مدحی مطلب خودم را به خودم تحویل میداد و من آنجا متوجه میشدم مدحی چیزی برای گفتن ندارد. و نامههایی هم که در میآورد یا نامههای مأموریتهای قبلی بود یا درست میکرد و چندین نوبت مچش را گرفتم!
نوریزاده که بارها و بارها در برنامههایش با مدحی مصاحبه کرده بود، گفت: مدرکی برایم فرستاد، غلط بودنش را دیدم. ... در مدارکش ضعفهای عجیب و غریب بود. تاریخ زده بود بالا با تاریخ پایین درست نبود [همخوانی نداشت]... من هرگز به این مطالب اعتماد نکردم. هیچگاه مستند حرفهای من، آقای مدحی نبود!
فهمیدم صدا ضبط میکند!
نوریزاده در بخش دیگری از اظهاراتش گفت: بعد از مدتی سوء تفاهمی پیش آمد. زنگ زدم، گفتم: آقای مدحی شما این حرفها را زدی؟ گفت: نه، من نزدم فلان شخص زده، و صدای آن شخص را برایم پخش کرد. دیدم اینها کارشان این است که صدا ضبط میکنند و برایم مشخص شد آقای مدحی صدا ضبط میکند... دیدم او دارد برنامهای میریزد.
مدحی در جلسۀ مشترک اوپوزیسیون نبود
نوریزاده گفت: به دعوت «برنارد لوی» (فیلسوف و سیاستمدار فرانسوی که روابط نزدیکی با سارکوزی دارد) به فرانسه رفتیم و سخنرانی کردیم، من بودم، آقایان حسن شرفی، عبدالله مقتدی، مهرداد خونساری، محسن مخملباف بود که آنجا اعتراضی هم کرد که ما به دعوت چه کسی به اینجا آمدهایم که آقای «لوی» گفت: به دعوت من. اصلاً آقای مدحی در کار نبود و ایشان در تایلند بود.
مهرداد خونساری بازی خود!
نوریزاده گفت: بعد از آن سفر، مجدداً به دعوت خانم حبیبی از صدای فرانسه، به پاریس رفتم برای کنفرانسی دربارۀ تونس. همان روز دیدم محمد رضا شاهید (خبرنگار صدای آمریکا در پاریس) با مدحی گفتوگو میکند. شاهید گفت امروز مدحی معرفی شد که یکی از بلندپایگان سپاه به جنبش پیوسته. موقع خروج چند گردن کلفت او را بردند. گفتم اینها دیگر چیست؟ خونساری گفت: «بله ایشان چون قرار است کار بزرگی انجام دهد، در خطر است».
«جمع یاران» دو نفره بود!
او ادامه داد: از این جلسۀ معرفی، که کنفرانس مطبوعاتی هم در پایانش برگزار شد و تصویر مدحی و جهانشاهی هم آنجا منتشر شد، دیگر غیبش زد. من از دکتر خونساری پرسیم و او گفت مدحی شرایطی دارد که نباید ظاهر باشد. خُب طبیعی بود، فردی آمده در اپوزیسیون با جمع یارانش، که بعد معلوم شد دو نفر بودند! و میخواهد حکومت را براندازد.
نوریزاده افزود: آقای مدحی هر جا صحبت میکرد میگفت که ما یک گروه هستیم. و این جمع یاران همه جا هستند. پاسدارهای معروف و بزرگاند. و این گفتهها باعث شده بود برخی به او توجه کنند.
مدحی گفت 6 ماه دیگر حکومت را ساقط میکنم، بامزه بود!
نوریزاده در بخش دیگری از اظهاراتش که تلاش می کرد خود را مطلع از آنچه رخ داده نشان دهد گفت: یادتان هست در آخرین برنامۀ من که آمد، گفت من شش ماه دیگر حکومت را ساقط میکنم. این هم بامزه بود، که بعد دوستی به من گفت: آقا، این طفلک «کُرتن»ها را میزند و اثر بدی بر او داشته و حرفهای بامزهای میزند. من هم گفتم بله، دیدم دیگر حرفی ندارد برای ندارد.
چوب سادهدلیام را میخورم
نوریزاده که پیش از این انرژی زیادی صرف مدحی کرده بود، اعتراف کرد که این روزها به شدت تحت فشار افکار عمومی است. او گفت خیلی سؤال شده این مدت که با وضعیت بهوجود آمده، نوریزاده چه میگوید. من اینجا بگویم: از دل پاک ما و نیت صادقانۀ ما خیلیها سوء استفاده کردند. .... در این سالها از افرادی ضربه خوردم که دوستشان داشتم و همه جور به آنها کمک کردم.
اعتراف به آدمربایی رژیم صهیونیستی
نوریزاده در قسمت دیگری از صحبتهایش مدعی شد «مدحی محلی از اعراب ندارد». آمریکا و اسراییل اطلاعات فراوانی دارند. او برای نمونه اظهار داشت: اسراییلیها عسگری را بردند، تمام برنامۀ هستهای را فهمیدند.
حامی میگوید:زنده باد سربازان گمنام امام زمان که با اقدامی جسورانه این چنین جهان را متحیر قدرت نمایی خود کرده اند.
آری ایرانی میتواند.
حامی-ماموران اطلاعاتی ایران با هدایت و نجات محمدرضا مدحی از عناصر فریب خورده سازمان جاسوسی آمریکا (سیا) به طرح ضد ایرانی "دولت در تبعید" تیر خلاص زدند .
حامی-یک مقام مسئول در وزارت اطلاعات جزئیاتی از نفوذ دستگاه امنیتی کشورمان در کانون اپوزیسیون خارج کشور و فرایند شکست پروژه آمریکایی - صهیونیستی «دولت در تبعید» را تشریح کرد:
این مقام مسئول در حوزه امنیت داخلی وزارت اطلاعات اظهار داشت: پس از آنکه دشمنان در جریان فتنه 88 که با توجه به بدیع بودن متغیرهایش متفاوتترین فتنه در طول عمر جمهوری اسلامی بود موفق به پیشبرد پروژه براندازی نرم جین شارپ نشد اقدامات سختافزارانه در دستور کار قرار دادند.
وی ادامه داد: طراحان ناکام پروژه جنگ نرم از جمله جوزف نای به این فکر افتادند که با توجه به جایگاه اقوام و مذهب در ایران متوسل به اقدامات سخت و عملیاتهای خرابکارانه در کشورمان شود.
این مقام مسئول در وزارت اطلاعات گفت: بنیاد آمریکایی دفاع از دموکراسی (PDD) در یکی از جلسات خود که 3 ساعت طول کشید تشکیل«دولت در تبعید» را تصویب کرد که مأموریت اجرای این پروژه به دنیس راس معاون امور خاورمیانه اوباما سپرده شد.
وی افزود: تحقق دولت درتبعید نیازمند چهرهای برخوردار از سوابق اجتماعی و مذهبی بود و برهمین اساس سرویس اطلاعاتی آمریکا شناسایی و جذب عناصر مناسب برای رهبری دولت مذکور را در دستور کار قرار داد.
به گفته این مقام امنیتی در آن ایام محمدرضا مدحی که دارای وجه سابقه طولانی خدمت در نهادهای انقلابی بود و در بانکوک به تجارت جواهرات و سنگهای قیمتی اشتغال داشت، مورد توجه سفارت آمریکا در تایلند قرار گرفت.
«این فرد خیلی زود از طریق سرویس اطلاعاتی آمریکا برای پیوستن به جریان ضد انقلاب خارج از کشور جذب شد و در سفری به عربستان با مقامات آمریکایی از جمله هیلاری کلینتون وزیر امور خارجه این کشور دیدار کرد.»
مقام مسئول در حوزه امنیت داخلی وزارت اطلاعات گفت: مدحی با پذیرش همکاری با آمریکا و اپوزیسیون خارج نشین و طرح ادعای سازماندهی هزاران نفر از نیروهای داخلی جنبشی را تحت عنوان «جمع یاران» تشکیل داد.
وی افزود: او پس از سفر به واشنگتن با هواپیمای اختصاصی و استقرار در ویلایی در حومه این شهر با جو بایدن دیدار کرد که در این ملاقات، معاون رئیس جمهور آمریکا حمایت کامل کشورش از نامبرده را اعلام کرد.
این مقام امنیتی ادامه داد: در پی موافقت مدحی با همکاری در پروژه دولت در تبعید دنیس راس که مأموریت تشکیل این دولت را داشت پروژه خود را با توجه به ویژگیهای شخصیتی و سوابق همکار جدیدش تکمیل شده دید.
به گفته او، مدحی پس از مدتی به فرانسه رفت و در آنجا با امیرحسین جهانشاهی سرمایهدار ایرانی دارای تابعیت فرانسوی - اسرائیلی که پدرش از چهرههای نزدیک به رژیم پهلوی به ویژه اشرف بود و خود او نیز مسئولیت سازمانی موسوم به (موج سبز) را برعهده داشت و 9 سال برای اقدامات براندازانه در سرزمینهای اشغالی دوره دیده بود و همچنین مهرداد خوانساری از عناصر سلطنتطلب وابسته به دفتر به اصطلاح مطالعاتی سازمان جاسوسی MI6 انگلیس که پدر وی نیز از دیپلماتهای رژیم شاه بود، ملاقات کرد.
«در این دیدار خصوصی که در هتل آتلانتیک پاریس (محل کار جهانشاهی) انجام شد و در همان مکان نیز آغاز همکاری این 3 نفر در یک کنفرانس مطبوعاتی اعلام شد پروژه تشکیل شورای رهبری دولت در تبعید رسماً کلید خورد.»
مقام مسئول در وزارت اطلاعات با یادآوری برگزاری کنفرانسی در جزیره گوادالوپ در ژانویه 1979 (دیماه 1357) با حضور رؤسای 4 قدرت مهم بلوک غرب برای بازگرداندن شاه مخلوع به کشور، گفت که این بار اپوزیسیون در نیمه دوم سال گذشته کنفرانسی تحت عنوان گوادالوپ 2 برای همفکری در زمینه براندازی جمهوری اسلامی برگزار کرد.
وی افزود: در این نشست که سران تمام جریانات و گروههای ضدانقلاب از منافقین تا سلطنتطلبان و از تجزیهطلبان تا جریان فتنه و حتی فرق منحرف اخلاقی و اجتماعی حضور داشتند دولت در تعبید رسماً اعلام موجودیت کرد.
به گفته این مقام امنیتی، عبدالله مهتدی رهبر گروهک منحله کومله، حسن شرفی رهبر گروهک منحله دموکرات، علیرضا نوریزاده سلطنتطلب عضو MI6، رضا حسینبُر از رهبران یکی از گروههای تجزیهطلب، محسن مخملباف رابط اپوزیسیون خارج کشور با سران فتنه، جهانشاهی از عناصر سازمان موساد و همچنین مسئول میز ایران در سازمان جاسوسی فرانسه به نمایندگی از نیکلا سارکوزی رئیس جمهور این کشور حضور داشتند.
«در این جلسه راههای براندازی جمهوری اسلامی از جمله تداوم حیات جریان فتنه از طریق اقدامات آشوبگرانه و اغتشاش و حتی ترور چهرههای منتسب به جریان مذکور در داخل کشور و همچنین نفوذ در ساختارهای قدرت جمهوری اسلامی از طریق جذب نیرو از مراکز مهم مورد بررسی قرار گرفت و 7 میلیارد دلار آمریکا نیز برای آغاز این تحرکات اختصاص یافت.»
مقام مسئول در حوزه امنیت داخلی وزارت اطلاعات گفت: پس از انتخاب مدحی به رهبری دولت در تبعید و جهانشاهی به جانشینی وی و ایجاد شورای 30 نفره برای فعالیتهای اجرایی در حوزههای سیاسی و اقتصادی و رسانهای در حقیقت پروژه مذکور وارد فاز جدیدی شد.
وی افزود: یکی از اقدامات صورت گرفته در این مرحله جذب دیپلماتهای ایرانی در خارج کشور بود که برای آن کمپینی هم تشکیل شد اما با افشای هویت احمد ملکی دیپلمات ایرانی در ایتالیا که خواهرزاده مهدی کروبی بود این پروژه با شکست مواجه شد.
به گفته این مقام امنیتی هنگامی که قرار شد شورای رهبری دولت در تبعید برای مدیرت و هدایت عملیاتهای خرابکارانه در ایران و براندازی جمهوری اسلامی از طریق کودتاه ظرف یک سال در پادگان سیکلن تلاآویو مستقر شوند، عملیات نجات مدحی توسط سربازان گمنام امام زمان (عج) انجام شد و او به کشور بازگشت.
وی در پایان تأکید کرد که امروز بحمدالله با در پیش گرفتن رویکرد تهاجمی وزارت اطلاعات و تعریف امنیت نظام اسلامی در خارج از مرزها و اقدامات مؤثر و هوشمندانه در این عرصه جمهوری اسلامی در بالاترین سطح ثبات و امنیت قرار دارد.
شب گذشته مستند «الماسی برای فریب» از شبکه اول سیما پخش شد که روایتی از نفوذ دستگاه اطلاعاتی جمهوری اسلامی در کانون اپوزیسیون خارجنشین و اشراف بر تحرکات ضد انقلاب و نمایشی از اقتدار سربازارن گمنام امام زمان (عج) در به سخره گرفتن سرویسهای جاسوسی غرب بود.
دشمنان نظام اسلامی در طی 32 سال گذشته همواره با استمداد از اپوزیسیون و به کار گرفتن اقدامات نرم و سختافزارانه تلاش کردند توطئههای خود را برای براندازی جمهوری اسلامی پیش برند اما پاتک وزارت اطلاعات به توطئه بزرگ دولت در تبعید که همه سرویسهای جاسوسی دشمن و ضدانقلاب در لوای آن بودند با اقدامی استراتژیک به تأخیر افتاد و فرسایشی شدن آن موجب کاهش نتایج این طرح آمریکایی - صهیونیستی شد و سپس با نجات الماسی که برای فریب اندیشیده شده بود، نقشهای که آنها الماس خود میخواندند با الماسی دیگر منهدم شد.
حامی-جریان فتنه به دنبال مصادره عابران پیاده است.
حامی-، اردشیر امیرارجمند مشاور انتخاباتی میرحسین موسوی در گفت و گو با دویچه وله مدعی شد:« 22 خرداد امسال آغاز یکسری فعالیتها در ماه خرداد خواهد بود، راهپیمایی 22 خرداد اولین آن است و آخرین نیز نخواهد بود.»

وی در ادامه بدون توجه به مرگ سیاسی کامل این جریان در طی یکسال و نیم گذشته، اضافه کرد: «بهنظر ما انجام تظاهرات شور و هیجان و پویایی جنبش را حفظ میکند، بیست و دوم خرداد روز مهمی است، ماه خرداد ماه مهمی است و حتما باید گرامی داشته شود.»
گفتنی است در سال گذشته نیزعدم استقبال معدود حامیان این جریان و تهدید خاتمی مبنی بر جدایی وی از موسوی و کروبی ، باعث شد تا این راهپیمایی که از همان ابتدا پیش بینی شکست آن کار چندان سختی نبود، لغو شود.
امیر ارجمند طی اظهاراتی که از بی برنامگی فتنه گران برای سازماندهی اغتشاش و آشوب در کشور حکایت داشت،گفت:«ما از همهی شبکههای اجتماعی خواستهایم که همفکری کنند و نظرشان را ارائه دهند تا بر اساس آن عمل شود. امیدواریم دوستان مشارکت کنند و روشها و تاکتیکهای جدیدی را پیشنهاد کنند که با معضلات قبلی مواجه نباشیم.»
در حالیکه سایت ها و رسانه های حامی فتنه همواره در طی یکسال و نیم گذشته با اعلام مکان های شلوغ شهر به عنوان محل برگزاری تجمعات خود، از عبور و مرور رهگذران در پیاده رو ها به عنوان تظاهرات سکوت یاد کرده اند و با گرفتن چند عکس از عابرین پیاده مدعی میشدند که این افراد همگی معترض حکومت هستند، مشاور انتخاباتی میر حسین موسوی نیز این بار به همان شیوه نخ نما شده قدیمی مستمسک شده وگفت:« راهپیمایی سکوت روش جدیدی است که میتواند راهگشا باشد و باید به آزمون گذاشته شود.»
سبزها در غیاب رهبرانشان دست به دامن منافقین شدند
سناریوی نخ نما شده برای آشوب
سایتهای جریان فتنه، با گذر خرداد از نیمه، بار دیگر بر فعالیتهای خود افزوده اند تا شاید بتوانند پس از پشت سر گذاشتن دو سال ناکامی، خاطرات اردو کشی های سال 88 را حتی در مقیاسی کوچک و اندک تکرار کنند

((هشداربه کلیه افرادی که قصدانجام اعمالی خرابکارانه برضداین نظام مقدس رادارند اینبار تکرارکنید با خشم مردم مواجه خواهید شد.))
ادامه مطلب...
حامی-وزارت اطلاعات از شکست دیگر 'سیا' خبر داد:
بازداشت 30 جاسوس آمریکا/ شناسایی 42افسر اطلاعاتی 'سیا' وزارت اطلاعات در اطلاعیه ای با اعلام اینکه 'یک شبکه پیچیده جاسوسی و خرابکاری وابسته به سازمان جاسوسی آمریکا توسط سربازان گمنام امام زمان (عج) شناسایی و متلاشی شده است' تاکید کرد که در این راستا 30 جاسوس آمریکا بازداشت و 42افسر اطلاعاتی 'سیا' شناسایی شده اند.

روابط عمومی وزارت اطلاعات روز شنبه با انتشار اطلاعیهای تاکید کرد: با عنایات الهی و در پی اقدامات گسترده اطلاعاتی و ضد اطلاعاتی سربازان گمنام امام زمام (عج) در داخل و خارج از کشور، شبکه پیچیده جاسوسی و خرابکاری وابسته به سازمان جاسوسی آمریکا شناسایی و متلاشی شد.
این شبکه توسط تعداد قابل توجهی از برجسته ترین افسران اطلاعاتی عملیاتی سازمان سیا در چند کشور جهان راه اندازی شده بود و با استفاده از پوشش ها و دام های گوناگون از قبیل ارایه ویزا، وعده اقامت، اشتغال و تحصیل در خارج از کشور و نیز با پوشش مراکز کاریابی درصدد فریب عده ای از شهروندان، تخلیه اطلاعاتی و به جاسوسی واداشتن آنها بود.
بر اساس این گزارش، این شبکه با تلاش هوشمندانه و مخلصانه فرزندان فداکار ملت شریف ایران در سلسله عملیات گسترده تعقیب و مراقبت ( در داخل و خارج از کشور)، نفوذ، فریب و دوبل سازی شناسایی و منهدم شد. بر اساس اطلاعیه وزارت اطلاعات؛ از انبوه اطلاعات حاصل از این شبکه مشخص شد که افسران سازمان سیا با بهره گیری از پایگاه های متعدد و متنوع اطلاعاتی و نیز با استفاده از سفارتخانه ها و کنسولگری های آمریکا در چندین کشور ( به ویژه امارات متحده عربی، مالزی و ترکیه) ضمن تعقیب هدف جمع آوری اطلاعات از مراکز علمی، تحقیقاتی، دانشگاهی کشور و از حوزه های انرژی هسته ای، صنایع هوایی و دفاعی و بیوتکنولوژی، در عین حال گردآوری اطلاعات بسیار ریز پیرامون لوله های نفت و گاز، شبکه های برق و مخابرات کشور ، فرودگاه ها و گمرکات کشور، امنیت شبکه های ارتباطی و بانکی و مواردی از این قبیل را نیز به عنوان دیگر اهداف اطلاعاتی به عوامل خود ابلاغ کرده بودند.
جمع آوری اطلاعات ریز پیش گفته ، دقیقا در راستای اهداف عملیاتی و خرابکارانه سازمان سیا بوده و بدیهی است که این اقدام خصمانه از حافظه وزارت اطلاعات زدوده نخواهد شد.
نیروهای زبده و مومن وزارت اطلاعات در رویارویی جانانه خویش با عوامل سازمان سیا، ضمن اقدامات متعدد و متنوع اطلاعاتی ، ضد اطلاعاتی و عملیاتی، 30 نفر از جاسوسان آمریکایی را بازداشت کردند.
وزارت اطلاعات تصریح کرد: برای کسب اطلاع از سایر اهداف و اقدامات حریف وبه منظور ارسال اطلاعات فریب برای آن سرویس، طی عملیات معکوس اطلاعاتی، اقدام به دوبل کردن تعدادی از جاسوسانی که به استخدام سازمان سیا درآمده بودند، گردید. اما پیرامون عواملی که ناخواسته و ناآگاهانه به دام جاسوسان آمریکایی افتاده بودند، ضمن فراخوانی و مطلع کردن آنها نسبت به خطرات پیش رو، ارتباط با حریف آنها قطع شد.
بدین ترتیب نه تنها تهاجم سنگین اطلاعاتی سازمان مرکزی جاسوسی آمریکا خنثی شد، بلکه تعداد 42 نفر از افسران اطلاعاتی عملیاتی آن سازمان در کشورهای مختلف نیز مورد شناسایی دقیق دستگاه اطلاعاتی کشور قرار گرفتند.
وزارت اطلاعات ضمن تاکید مجدد بر عهد ناگسستنی خویش با حضرت امام خمینی (ره)، شهدای به خون خفته انقلاب اسلامی، رهبر معظم انقلاب اسلامی(مدظله العالی) و ملت عزیز و همیشه در صحنه ایران اسلامی از مردم شریف و فهیم کشورمان استدعا دارد فرزندان فداکار خود را در مسیر مبارزه سخت، پیچیده و دائمی با توطئه های استکبار جهانی یاری کنند و موارد مشکوک را به ستاد خبری این وزارتخانه به شماره 113 گزارش کنند.
همچنین وزارت اطلاعات توصیه کرد که مردم نسبت به تماس ها و ارتباطات مشکوکی که در پوشش دعوت به تحصیل، اشتغال و یا اقامت در خارج از کشور، اخذ روادید و نیز نظرسنجی های تلفنی فاقد منشا معتبر نهایت دقت را داشته باشند .
پاینده باد
هک سایت هیلاری کلینتون از سوی گروه ایرانی
حامی-هکران با نفوذ به سایت کلینتون، علاوه بر حذف مطالب آن تصویری در محکومیت اقدامات اخیر امریکا در صفحه اصلی سایت درج کردهاند. به گزارش گرداب، ثانیه نو نوشت: گروهی از هکران ایران در اقدام جدید خود سایت وزیر امور خارجه آمریکا را هک کردند.
هکران ایرانی در جدیدترین اقدام خود سایت هیلاری کلینتون، وزیر امور خارجه ایالات متحده امریکا که در روزهای اخیر گروهی را برای بررسی وضعیت اینترنت ایران مأمور کرده بود، هک کردند.
این هکران با نفوذ به سایت کلینتون، علاوه بر حذف مطالب آن تصویری در محکومیت اقدامات اخیر امریکا در صفحه اصلی سایت درج کردهاند.
در این تصویر علاوه بر محکومیت قرآنسوزی در امریکا، شعار ما میتوانیم در بالای صفحه قرار گرفته و به امریکا هشدار داده شده تا دست از جنایت و حمایت از دیکتاتورها برداشته و به جای دخالت در امور دیگر کشورها به وضعیت فقر در امریکا رسیدگی کند.
این در حالی است که در چند هفته اخیر چندین گروه هکر ایرانی در اعتراض به کشتار مسلمانان در کشورهای مختلف عربی و جنایات کشورهای سلطهگر، اقدام به هک سایتهای عربستان سعودی، انگلیس، امریکا و اسرائیل کرده بودند.
همچنین در پیام هکران آمده : ما کلیه اطلاعات سایت از جمله:
بیش از 3000 پیام خصوصی کاربران و بازدید کنندگان آن را در اختیار داشته و کلیه اطلاعات سایت را منهدم نموده و برای اثبات ادعای خود تصاویری از بخش مدیریت این سایت و نظرات آن نیز منتشر نموده اند.

حامی - مهدی آذرپندار: بحثهایی که این روزها در رسانه ها درباره اصغر فرهادی و فیلم در حال اکرانش "جدایی نادر از سیمین" مطرح می شود، عموماً به شکل تحسین است تا انتقاد.
یکی از جادوی فیلمنامه نویسی او میگوید و دیگری از هنر کارگردانیاش. منتقدی مینویسد که او تنها کارگردان ایرانی است که قادر است با تصویر کردن زندگی شهری یک خانوادهی متوسط (و نه فقیر) ایرانی، جوایز جشنوارههای خارجی را درو کند. منتقد دیگری قدرت او در هدایت بازیگران را بهانهای میکند برای تحسین هر چه بیشتر او. در آخر هم همه پرمخاطب بودن آثار او را شاهدی میگیرند بر موفقیت او در راضی کردن مردم در عین رعایت تمام استانداردهای سینمایی. و قس علی هذا...
نمیتوان انکار کرد که فرهادی یک کارگردان خوب و فیلمساز مولف است. در فیلمنامه نویسی مهارت دارد و فیلمنامههایش پر از جزئیات و مبتنی بر قواعد فیلمنامه نویسی هستند. علاوه بر همهی اینها، می توان ادعا کرد که هر بازیگری که با او کار کرده، یکی از بهترین بازیهایش را ارائه داده است. بهطور کلی میتوان گفت که فرهادی زبان سینما را به خوبی میشناسد و از آن به بهترین نحو در جهت "بیان افکار" خود استفاده میکند.
اما بزرگترین مشکل فرهادی در همینجاست. او در حالی استاد به تصویر کشیدن افکار و جهانبینیاش برای مخاطبان خود است که میتوان انتقادات زیادی را به افکار او وارد کرد. شاید با نگاهی سردستی به آثار او، به راحتی میتوان او را یک "آنتی خانواده" نامید که از دو عنصر "دروغ" و "خیانت" به بهترین وجه برای به تصویر کشیدن بنای ویران یک خانوادهی ایرانی استفاده میکند و در این کار مهارت خاصی پیدا کرده است.
تقریبا در تمام آثار او با خانوادههایی روبرو میشویم که در بستری از پنهان کاری و دروغ با هم زندگی میکنند و معمولا یکی از زوجین به دیگری یا خیانت کرده و یا دروغ گفته است. این چنان در آثار فرهادی بارز است که نیازی به موشکافی ندارد اما برای آنکه از سوی شیفتگان آقای فرهادی متهم به بیانصافی در نقد نشویم، با نگاهی به تمام آثار او و حتی آثاری که به تبعیت از آثار او ساخته شدهاند، به بررسی صحت این مدعا خواهیم پرداخت.
تم عشق نافرجام از همان نخستین کارهای فرهادی در تلویزیون جلوهی بارزی داشت. حتما مخاطبان پیگیر تلویزیون به یاد دارند که چگونه در قسمت آخر سریال "داستان یک شهر"، در حالی که همه انتظار داشتند کاراکترهای زن و مرد اصلی سریال (با بازی آتنه فقیه نصیری و علی قربانزاده) با هم ازدواج کنند، این اتفاق رخ نداد در حالی که دلیل قانع کنندهای هم برای شکل نگرفتن این ازدواج به مخاطب ارائه نشد. در بین قسمتهای دیگر همین سریال، اپیزودهای دیگری هم وجود داشت که این روند را تائید میکردند و در آنها خیانت و دروغ متناسب با خط قرمزهای تلویزیون دیده میشد؛ از جمله اپیزودی که در آن، داستان زوجی روایت میشد که مرد خانواده ایدز داشته و آن را به همسرش نیز منتقل میکند.
بعد از خداحافظی فرهادی با تلویزیون، این تم در آثار او به صورت بارزتری ارائه شد؛ چرا که او دیگر در قید و بند ممیزی تلویزیون نبود. فرهادی در اولین کار سینماییاش یعنی "رقص در غبار"(1381)، قصهی جوانی را تعریف میکند که همسرش را به خاطر بدنام بودن مادرش طلاق میدهد و در اثر اتفاقهایی با مارگیری عبوس و کم حرف با بازی فرامرز قریبیان آشنا میشود و تصمیم میگیرد در کنار او مارگیری را بیاموزد. اگرچه تا همینجا هم شما با یک عشق نافرجام روبرو شدهاید، اما فرهادی به این خانوادهی از هم پاشیده شده اکتفا نمیکند. در ادامهی فیلم با گرمتر شدن رابطهی مارگیر با جوان، پیرمرد قصهی زندگی خود را برای جوان تعریف میکند و شما در این حین متوجه میشوید که مارگیر مدتی قبل، مردی را که به زنش نظر داشته کشته و در اثر همین کار راهی زندان شده، اما وقتی از زندان فرار کرده، درمییابد که زنش با فرد دیگری ازدواج کرده است.
در "شهر زیبا" (1382) باز هم به وفور شاهد چنین موقعیتهایی هستیم. اکبر به خاطر کشتن دختری (که سابقاً عاشقش بوده) زندانی و منتظر اعدام است. فیروزه -خواهر اکبر (با بازی ترانه علیدوستی)- مدتی است از شوهر معتادش طلاق گرفته است. عشق اعلا و فیروزه هم که در پایان داستان نافرجام میماند. از این فیلم به بعد، متناسب با هر چه بیشتر دیده شدن آثار فرهادی، این تم و تفکر در آثار او تقویت شد.
در چهارشنبه سوری (1383) فرهادی تصویرگر ماجرای زنی با بازی هدیه تهرانی است که به شوهرش شک دارد و فکر میکند که او با زن همسایه رابطه دارد. روند فیلمنامه، پرداخت صحنههای فیلم و گریم هدیه تهرانی به نحوی است که گویا کاراکتر زن بیمار و اسیر توهم است و شک او به شوهرش (با بازی فرخ نژاد) بی اساس است؛ اما در پایان فیلم، درست کمی بعد از اینکه زن متقاعد میشود که شکش نادرست بوده و شوهرش مرد وفاداری است، مخاطب رودست میخورد و متوجه میشود که شک زن به شوهرش صحیح بوده و مرد به او خیانت کرده است.
این در حالی است که زن متوجه این خیانت نمیشود و این زندگی ادامه پیدا میکند و فیلم اینگونه به اتمام میرسد. تمام قصهی فیلم در روز چهارشنبه سوری اتفاق میافتد و روایت زندگی خانوادهای اینچنین در بستر روز چهارشنبه سوری اشارهای زیرکانه است به موقعیت ناپایدار خانوادهی ایرانی و آتش خیانتی که بالاخره روزی سر از زیر خاکستر درخواهد آورد.
چند سال بعد، دقیقاً همین تم، در فیلم محاکمه در خیابان(1387) (همکاری مشترک فرهادی و کیمیایی در نوشتن فیلمنامه) تکرار میشود. مردی که در روز عروسیاش به گذشتهی همسر خود شک کرده است، جستجویی خیابانی را برای یافتن حقیقت آغاز میکند و بالاخره به این نتیجه میرسد که نکتهی تاریکی در گذشتهی همسرش نیست. اما درست در همین جاست که مخاطب -به عنوان وجدان بیداری که نمیتوان حقیقت را از او پنهان کرد- متوجه میشود که همسر او پیش از این، رابطههایی داشته که آن را از شوهر فعلیاش پنهان کرده است.
جالب اینجاست که خیلیها نقش فرهادی در این فیلمنامهی مشترک را فقط در پایان بندی آن می دانند و معتقدند که مشخص شدن صحت خیانت زن به شوهرش در پایان، محصول کار فرهادی است و نقش او در فیلمنامه کیمیایی فقط همین یک صحنه بوده است واین خود تاییدی است بر اینکه فرهادی آنقدر در به تصویر کشیدن این تم مهارت یافته که حالا هرجایی این چنین موضوعی دیده شود، با اطمینان آن را به فرهادی نسبت میدهند.
به این ترتیب فرهادی دوباره ماجرای تراژدی تشکیل خانوادهای را برای شما بازگو میکند که از همان ابتدا بر دروغ و خیانت بنا میشود. به عبارت دیگر، فقط هنگامی در فیلمنامههای فرهادی شاهد تولد یک خانوادهی جدید هستیم که بنای آن خانواده بر اساس دروغ شکل گرفته باشد.
کنعان(1386) یکی دیگر از فیلمنامههای فرهادی است که این رویکرد این بار با ظهور و بروز بیشتری در آن دیده میشود. کاراکتر مینا با بازی علیدوستی در حالی که زندگی خوبی دارد و مشکل خاصی در زندگیاش دیده نمیشود، قصد خروج از کشور را دارد و چون مرتضی شوهرش (با بازی فروتن) مخالف این کار است، او درخواست طلاق میدهد. او در یکی از سکانسها در پاسخ به سوال همسرش برای آگاهی او از علت طلاق، به این موضوع اشاره میکند که دوست ندارد وقتی از خانه بیرون میرود، کسی منتظر او باشد و اینکه او بعد از سالها زندگی متوجه شود که پیر شده و به هیچ یک از آرزوهای خود نرسیده است.
این در حالی است که کاراکتر مرتضی به هیچ وجه فرد شکاک و سختگیری نیست، بلکه یک روشنفکر تمام عیار و یک استاد دانشگاه است. اما به عقیدهی فرهادی، اصولاً خانواده یک بنیان محدود کننده است که مانع رسیدن آدمی به آروزهایش میشود. از همین رو مینا فکر میکند که با ازدواج با استاد سابقش(مرتضی)، از تحصیل علم و خیلی چیزهای دیگر محروم شده و حالا می خواهد به این روند پایان دهد.
در کنعان، دیگر خیلی خبری از دروغ و خیانت نیست. اینجا فرهادی این دو موضوع را بهانهای برای از هم گسستن خانوادهی ایرانی نکرده، بلکه با صراحت اصل خانواده را زیر سوال می برد. او این بار تصویر گر خانوادهای است که هیچ مشکل بزرگی در آن دیده نمیشود، اما بازهم مثل همان خانوادههای پیشین در حال از هم پاشیدن است. در پایان فیلم، مینا به خاطر خواهرش از طلاق صرف نظر میکند و مخاطب دوباره دعوت میشود به اندیشیدن در مورد خانوادهای که به خاطر مصلحت اندیشیها مجبور هستند دوباره در کنار هم زندگی کنند و این همان تلخی بی پایانی است که فرهادی بعدها در "دربارهی الی" به آن اشاره میکند: یک پایان تلخ، بهتر از یک تلخی بیپایان است.
"دربارهی الی" شاهکار فرهادی است که به حق فیلم ارزندهای است اما باز هم تصویرگر خانوادههایی دروغگوست و جامعهای که دروغ را مستمسک آرزوهای خود قرار داده است. اصولاً از دید فرهادی جامعهی "ایران" جامعهی مناسبی برای زندگی نیست؛ چرا که غرق در دروغ و خیانت است. او چندین بار در فیلمهایش تصویرگر افرادی بوده که آرمانشان زندگی در خارج از کشور است و حاضر هستند زندگی مشترک خود را -که زندگی چندان بدی هم نیست- فدای این آرمان کنند.
در این فیلم، وقوع یک بحران موجب میشود تا پرده از زندگی شاد و دلپذیر چند خانوادهی به ظاهر خوشبخت، کنار رفته و چهرههای واقعی این چند خانواده افشا شود. هر چه تا پیش از این رقص و شادی و خنده دیدهایم، حالا از این به بعد باید دعوا و پرخاش تماشا کنید. کار به جایی می رسد که دست آخر این چند خانواده برای حفظ بنیان خود از نابودی، مجبور میشوند از آبروی الی -که دیگر در میانشان نیست- هزینه کنند. خانوادههایی که از این به بعد باید با وجدان خود درگیر شده و تلخی بی پایانی را تجربه کنند.
"جدایی نادر از سیمین" اما حکایت انتخاب یک پایان تلخ است به جای یک تلخی بیپایان. اینجا دیگر از نام فیلم هم مشخص است که قرار است چه اتفاقی بیفتد. این فیلم نقدی است بر و ضعیت اخلاق در جامعهی ایران و تسری به آن خانواده ها که در بهترین حالت به طلاق میانجامد. خواه خانوادهها مذهبی باشند خواه غیر مذهبی. فقیر باشند یا از قشر متوسط؛ فرقی نمیکند. جامعه غرق در دروغ شده و بهترین راه عزیمت از کشور است و اینکه این بار فرهادی تاکید میکند که ادامهی زندگی در چنین خانوادهای، یک رنج دائمی است که می توان با طلاق به آن پایان داد.
او در نشست مطبوعاتی جشنوارهی برلین در جواب خبرنگاری میگوید: «من از جامعهای آمدهام که آمار طلاق در آن رشد فزایندهای دارد و خیلیها آن را اتفاق بدی می دانند، اما به نظر من رشد طلاق، حاکی از کنار گذاشتن رودربایستیهای سنتی است.» و خود به صراحت اشاره میکند که باید قبح طلاق ریخته شود. از نظر فرهادی تعداد خانوادههایی که با عشق شروع کرده و با عشق تمام کنند، بسیار نادر است. احتمالاً اتفاقی که این وسط باید بیفتد، طلاق است تا هر یک از زوجین بیرون از حصار خانواده(!) به آروزها وآرمانهای خود برسند. خانواده معمولا بستری است که برای حفظ آن باید ناگزیر به دروغ متوسل شد.
فرهادی در "جدایی..." و "دربارهی الی" دروغ را به همه حتی دختر کم سن و سال نادر و سیمین -ترمه (با بازی سارینا فرهادی)- نسبت میدهد تا بگوید مقصر این همه دروغگویی در جامعهی ما افراد جامعه نیستند بلکه مناسبات اجتماعی آن جامعه و در راس آنها خانواده است که چنین بستری را فراهم میکند.
یک بار دیگر اگر همهی دروغهایی را که از زبان کاراکترهای فیلمهای فرهادی شنیدهاید، مرور کنید، متوجه خواهید شد که تمام آنها یک توجیه داشته اند و آن چیزی نبوده جز "حفظ بنیان خانواده". نظافتچی ساختمان در "چهارشنبه سوری" دروغ میگوید تا خانوادهای را به زعم خود از فروپاشیدن حفظ کند. سپیده در "دربارهی الی" دروغ می گوید تا چند خانواده را از بحرانی که درگیر آنها شده نجات دهد و ترمه در "جدایی..." دروغ میگوید تا شاید بتواند پدرش را و به تبع آن خانواده اش را دوباره دور هم جمع کند.
و در آخر تلخ تر از همهی مطالب بالا این است که نوع نگاه فرهادی در حال تکثیر است: سال گذشته "هفت دقیقه تا پاییز" با نگاهی به "دربارهی الی" ساخته شد و امسال "سعادت آباد" و "انتهای خیابان هشتم"
صندوق کلاریون تولیدکننده مستند جهاد سوم، در جدیدترین پروژه "ایران هراسی اتمی " با تلفیق دو واژه ایران و اورانیوم، مستند "ایرانیوم " را ساخته که ایران را خطرناکترین تهدید اتمی جهان معرفی کرده است.
به گزارش فارس، صندوق کلاریون تولیدکننده مستند جهاد سوم، در حال تولید یک مستد جدیدی است که ایران را "تهدید هستهای " معرفی کرده است.
در سایت این مستند ادعا شده است: از شروع انقلاب اسلامی در سال 1979 ایران دشمنی تمام عیاری را برای غرب به نمایش گذاشته و با ایدئولوژی افراطی خود بیشتر از 30 سال است که جهان را تهدید میکندف ما معتقدیم که این مستند مهمترین و به موقعترین فیلمی است که ما میتوانیم درحال حاضر بسازیم. تهیه کنندگان این مستند ادعا کرده اند: فیلم 45 دقیقهای ما اصول انقلاب را توضیح میدهد و به صورت تصویری دشمنی و خشونت ابراز شده توسط رهبران ایران را به نمایش میگذارد، فیلم به طور مستند نیات سوء رفتاری رژیم نسبت به شهروندان را به ترتیب تاریخی شرح خواهد داد و استفاده رژیم از ترور در خارج برای تحمیل کردن ضربات مرگبار نسبت به دشمنان خود ساخته را به تصویر میکشد. در این مستند که دقیقاً با هدف ایران هراسی تهیه شده، ادعا شده است: اکنون 30 سال از شروع انقلاب ایران میگذرد و ایران در آستانه هستهای شدن میباشد، بر اساس بعضی تخمینها، ایران کمتر از یک سال دیگر تا تولید یک سلاح هستهای فاصله دارد و شاید هم کمتر، ایران به طور نامتناقض سعی در پنهان کردن نیات و پیشرفتش در برنامه هستهای خود دارد و یک بازی محتاطانه و در عین حال تهاجمی و زیرکانه را به صورت دیپلماسی فریبنده در دستور کار قرار داده است. تهیه کنندگان مستند ایرانیوم همچنین مدعی شدهاند: توسعه برنامه هستهای ایران فقط به خطرات بزرگ قبلی ایران اضافه میکند، سناریوهای تهدیدات متعدد مطرح شده از طریق یک ایران هستهای نیز کاملا واقعی و وحشتانگیز است، در تمام این مدت، قدرتهای غربی و به ویژه آمریکا نسبت به مقاصد سوء رژیم ایران هشدار دادهاند اما در عین حال بانکهای غرب، شرکتها و حتی دولتها به خاطر میادین نفتی و دیگر منافع اقتصادی از انقلاب ایران حمایت کردند. همچنین تهیه کنندگان در سایت ایرانیوم ادعا کردهاند که همه این مسائل دلایلی است که باعث شده مذاکرات دیپلماتیک با ایران از سال 1979 شکست بخورد و احتمالاً باز هم شکست خواهد خورد. تهیه کنندگان ادعا کردهاند: این فیلم یک سری پیشنهادات برای مقابله با این تهدید ارائه میکند، فیلم گروههای ذینفع و ذینفوذ و تصمیم گیرندگان آمریکا را مورد هدف قرار میدهد. بعد از دیدن فیلم، عموم مردم قادر خواهند بود که ذات خطرناک تهدیدات را درک کنند و جنبشی که هدفش جلوگیری از پیشرفت بیشتر نظام ایران و زرادخانه هستهای این کشور است، تقویت شود. در پایان این مستند ادعا شده است: با مدارکی که پشت ایدئولوژی اسلامی رهبران ایران است، "ایرانیوم " سناریوهایی را که ممکن است در صورت هستهای شدن این کشور تندرو با آن مواجه شویم را به تصویر میکشد و توضیح میدهد. در این مستند با افرادی همچون "آر. جیمز وولسی "(R. James Woolsey) رئیس سابق سازمان اطلاعات مرکزی(CIA، "الیوت انجل " (Eliot Engel) نماینده دموکرات در کنگره، "پرفسور برنارد لوئیس " (Bernard Lewis) از دانشگاه پرینستون، "سناتور جان کیل " (Jon Kyl) نماینده جمهوریخواهان از آریزونا، "محسن سازگارا " (Moshen Sazegara) ضد انقلاب فراری به خارج از کشور مصاحبه شده است.
"پرسپولیس″؛ کتاب و فیلمی ضد ایرانی
حامی-پرسپولیس ساتراپی، ایران هراسی
هنگامی که مرجان ساتراپی نواده خاندان معلوم الحال قاجار به هدایت و همراهی دوست یهودی اش داوید، طراحی کتاب پرسپولیس را شروع کرد هرگز تصور نمی کرد به مدد یک فیلم سیاه و سفید کارتونی که درباره مردم ایران و فرهنگ و آداب و رسومشان ساخته یک شبه ره صد ساله بپیماید و در همه خبرگزاریهای غربی از او برای گفتگو و مصاحبه های ژورنالیستی که هدفی جز تحقیر فرهنگ ملت ایران دارند دعوت شود.
پرسپولیس، ایران هراسی
او پس از ساخت یک فیلم سیاه درباره مردم ایران و حمله مستقیم به حجاب و آداب و رسوم مردمش، به عنوان نماد یک زن هنرمند و قهرمان ایرانی در صدر اخبار هنری رسانه های غربی قرار گرفت و با جوایزی که به او رسید الزاماً شروع به بیان موارد خلاف حقیقت علیه فرهنگ و تمدن ایرانی نمود.
درباره پرسپولیس
فیلم کارتونی «پرسپولیس» به ادعای کارگردانش فیلمی کاملا بیطرفانه است ولی به زعم هر بیننده ایرانی منصفی که تحولات ایران را درک کرده است، در قالبی سیاه و سفید سعی کرده تا انقلاب اسلامی را رویدادی تلخ وسیاه معرفی کند که مردم ایران را به مردمی بد اخم تبدیل کرده است.
فیلم براساس دو کتاب مصور «ساتراپی»، توسط خود او و با همکاری «ونسان پارونو»، فیلمساز فرانسوی ساخته شده است و خاطرات دختر چهارده ساله سرکشی(خود نویسنده) است که از نظر سازنده فیلم، پس از انقلاب اسلامی، ناگهان خود را در تهرانی کاملا سنتی و مذهبی مییابد و او که نمیتواند با وضع موجود خود را تطبیق دهد به دلیل مشکالات متعددی که به وجود می آورد توسط والدینش به اتریش فرستاده میشود و سرانجام پس از استقرار خود در کشوری دیگر و رویارویی با فرهنگی جدید(البته برای نویسنده جدید نیست چون با فرانسوی ها بزرگ شده) درمییابد که در کشورش راحت نیست و ترجیح می دهد مثل فرانسوی ها باشد.!
مرجان ساتراپی ،کارگردان این فیلم کاملا ضد ایرانی پس از انتخاب فیلمش در جشنواره سیاسی کن در رسانههای مختلف غربی مصاحبه کرده و در این مصاحبه ها ضمن تایید این مطلب که فیلم در واقع روایت واقعی زندگی خود اوست، از وقایعی که در ایران پس از انقلاب و پس از جنگ ایران و عراق به وقوع پیوسته ابراز نگرانی کرده و مردم ایران را مردمی ترسو از روبرو شدن با حقیقت معرفی کرده است. البته در این نگرش منظور از حقیقت همان چیزیست که ساترالپی و دوستانش مایل هستند فهمیده شود.
مرجان ساتراپی کیست؟
مرجان ساتراپی در سال ۱۳۴۸ در رشت به دنیا آمد. مادر وی نوه بزرگ ناصرالدین شاه بود ولی این خانواده ادعا دارد بیشتر تحت تاثیر اندیشه های روشنفکرانه چپ بودند. مرجان تنها دختر این خانواده بود. او کودکی و نوجوانی خود را در تهران گذراند. تا زمان انقلاب، در مدرسه ی غیر ایرانی ، فرانسه زبان و مختلط ژاندارک و رازی درس خواند و هویت فکری ضد دینش در همین مدرسه شکل گرفت.
سالهایی از جنگ ایران و عراق را در تهران به سر برد ولی به دلیل مشکلاتی که در مدرسه به وجودآورد اواخر سال ۱۳۶۳ به اتریش رفت و در دبیرستان فرانسوی زبان شهر وین به تحصیلات خود ادامه داد.
او در هیجده سالگی به ایران بازگشت و در دانشکده ی هنرهای زیبای دانشگاه آزاد در رشته ی ارتباط تصویری درس خواند. در سالهای ۱۳۶۹ تا ۱۳۷۳ به عنوان تصویرگر نشریات، تدریس زبان فرانسه و انگلیسی، نقاشی، گرافیست و . . . مشغول به کار بود او در این مدت ازدواج کرد ولی به دلایلی که درباره آن صحبت نمی کند طلاق گرفت و چون روحیه اش با فرهنگ دینی ایرانی سازگار نبود سرانجام در سال ۱۳۷۴ مجدداً ایران را ترک کرد و راهی فرانسه شد و تا سال ۱۳۷۸ در استرازبورگ (فرانسه) در رشته ی تصویرگری آموزش دید.
وی از این سال به بعد در پاریس زندگی می کند و حرفه اش نقاشی و تالیف کتابهای کودکان است و با مجلات و روزنامه های متعددی همکاری دارد.
ساتراپی قبل از پرسپولیس ، دو کتاب کودکان "هیولاها ماه را دوست ندارند" و "اژدر" را در فرانسه به چاپ رسانده بود که به هیچ وجه جدی گرفته نشد و این چاپ و انتشار "پرسپولیس″ بود که برای مرجان ساتراپی فرصتی کم نظیر به همراه آورد.
ساتراپی از نظر اخلاقی یکی از نوادگان اصیل قاجار است و به گفته یکی از نشریات غربی سیاه می پوشد و به راک و متال گوش می دهد و پشت سرهم سیگار می کشد و با همان لهجهء فرانسوی اش!! راجع به اخلاقیات،ِ لذات جسمانی همچون لذت سیگار و غذا و...! حرف می زند و می گوید:
کن، دریافت جایزه سیاسی
کلیسا و مسجد که زیر دست افراد جزمی و سرخورده و سرکوب شده می چرخند ، می خواهند «لذت ها» ی این دنیا را از شما دریغ کنند. اما فرهنگ خود شما در اینجا(غرب) هم همین را موعظه می کند. به محض آنکه می گویید غذای خوب ، هشدار می دهند «کلسترول» ؛ به محض اینکه می گویید «سیگار» می گویند «سرطان»! تا می گوئید ...می گویند «ایدز»!
وی پس از ترسیم این نوع محدودیتها به زعم خودش،همه را با توجیه این که مهم لذت طلبی است رد می کند.
او یک فرد لا ابالی لذت پرست است و هر گونه قید و بندی را با توجه به اصل لذت طلبی رد میکند و می توان این طور ارزیابی کرد که ساتراپی کاملا به فرهنگ فرانسوی که بر اساس آن تربیت شده است وفادار است و تقریبا چیزی از اسلام و دین و قید و بندهای اخلاقی مشخص کننده طبیعت انسانی نمی داند.
ساتراپی در یکی دیگر از کتابهایش با کنار هم قرار دادن چند زن مسلمان ایرانی و شرح گفتگوهای آنها به ریشخند عفت و پاکدامنی می پردازند و آن را امری بیهوده می داند که فقط به نفع مردان است و این نگرش هم مبتنی بر دیدگاه لذت پرستانه ایست که ریشه در تربیت غربی وی دارد و تاثیر حضر مدارس خارجی را در کشور پس از سالها با چنین افراد هویت باخته ای نشان می دهد.
ذوق زدگی غربی ها از ساخت این فیلم ضد ایرانی از سوی یک ایرانی به حدی بود که روزنامه نیویورک تایمز از «پانتون»، ناشر«پرسپولیس» نقل قول می کند که این کتاب در بیش از یکصد کالج در آمریکا تدریس می شود.
او البته برای نشان دادن فرهنگ ملتی که قرار است مورد تهدید و تحریم و احیاناً حمله قرار گیرد نشان دادن فیلمی که یک ایرانی آن هم از نوع قاجاری اش ساخته است منبع و ماخذ قابل اطمینانی است فیلمی که البته به شکلی کاملاً اتفاقی به نفع بزرگترین دشمن استقلال ایرانی ها هم ساخته شده است.
به اذعان بسیاری از رسانه های غربی او این فیلم را برای غربی ها ساخته است و البته با نوع نگاهی که به کار برده است، و با وارونه جلوه دادن حقیقت، توهین وافترا به مردم و فرهنگ بومی و ملی کشورش، زیر سؤال بردن حجاب و اصول اخلاقی و هم چنین وادادگی شدید و تاثربر انگیز در برابر فرهنگ غرب یک طعمه حسابی برای این رسانه های غربی است.
این نواده خلف قاجار در بخشی از دروغ هایش پیرامون محتوای فیلم پرسپولیس به رسانهای غربی می گوید:
وقتی من را مجبور می کردند که چادر سرم کنم خودم را واقعاً بدبخت حس می کردم. آن زمان خیلی از ایرانی ها وقیح شده بودند. من هم خیلی از توهمات خود را از دست دادم.
وی در بخش دیگری با اشاره به روحیه بی قید و بند خود اضافه می کند:
من و دیگر دوستان دخترم آن زمان (نوجوانی) مشروب دوست نداشتیم اما در تهران مشروب ممنوع بود. به همین خاطر جشن های ما صحنه میگساری می شد.
پس از اکران فیلم ضدایرانی پرسپولیس و تبلیغات بسیاری که اطراف آن از سوی رسانه های غربی صورت گرفت مهدی کلهر در گفت وگو با فارس در رابطه با علل ساخت چنین فیلم هایی گفت: از قرون هفده و هجده میلادی که مبارزه با دین و مذهب در فرانسه آغاز شد، افرادی که قصد داشتند با دین مسیحیت مبارزه کنند به دلیل کم شدن حساسیتها، حملات خود را متوجه دین اسلام میکردند و نویسندگان سرشناسی مثل ولتر نیز از جمله این افراد بودند.
وی افزود: این مبارزه بعد از انتشار سفرنامه شاردن به ایران در شکل جدیتری دنبال شد و شیطنتهای امروز هم در ادامه کارهای دیروز آنها است.
کلهر در این گفتگو تاکید کرد: فیلم پرسپولیس در ادامه آثاری مانند ۳۰۰ قصدتخریب فرهنگ ایرانی را دارد و مسلما این هم آخرین فیلم ضد ایرانی نخواهد بود.
در نهایت این که چرا یکی از نوادگان سلسله قاجار برای بازار گرمی کارهایش به این فکر می افتد که او هم می تواند صفحه ای بر کتاب قطور وطن فروشی خاندان خود در این کشور بیفزاید موضوع بحث نیست. آنچه موضوع بحث است حمله همه جانبه ایست که علیه فرهنگ و تمدن ایرانی در حال اجراست و این حمله البته بخشی توسط مزدوران داخلی و افراد وطن فروخته و برخی هم توسط دشمنان همیشگی و قسم خورده خارجی دنبال می شود و در نهایت موضوع اصلی این است که آیا در این زمینه کشور و فرهنگ شریف و پاک نهاد ایرانی نباید از همراهی و همکاری هنرمندان و فرهنگ دوستان مطلع و آگاه در دفاع از این کیان برخوردار شود؟
حامی-پیکر بی جان سید مرتضی هاشمی و همسرش شب گذشته در حالی در منزل شخصیشان پیدا شد، که سر از بدن آنها جدا شده بود. با این حال هنوز از عاملان و انگیزههای این جنایت فجیع اطلاعی در دست نیست. 
سیدمرتضی هاشمی فرزند کوچک شهید سید مجتبی هاشمی فرمانده جنگهای نامنظم دوران دفاع مقدس و همرزم شهید چمران ساعت 14 روز گذشته( یکشنبه) در منزل شخصی اش به قتل رسید.
به گزارش رجانیوز، پیکر بی جان سید مرتضی هاشمی و همسرش شب گذشته در حالی در منزل شخصیشان پیدا شد، که سر از بدن آنها جدا شده بود. با این حال هنوز از عاملان و انگیزههای این جنایت فجیع اطلاعی در دست نیست.
سیدمرتضی هاشمی فرزند شهید سید مجتبی هاشمی که به تازگی زندگی مشترکش را آغاز کرده بود، به همراه همسرش ساکن حوالی میدان نور در غرب تهران بودند.
مأموران آگاهی و قاضی کشیک با حضور در محل به بررسی صحنه و کشف احتمالی سرنخهایی برای شناخت عاملان این قتل مشکوک و وحشیانه پرداختند.
سیدمرتضی هاشمی متولد سال 1360 فرزند کوچک سردار شهید سید مجتبی هاشمی بود که در مجموعه حراست سازمان تربیت بدنی مشغول به کار بوده است.
این در حالی است که برخی خبرگزاری ها، به اشتباه سید روح الله هاشمی فرزند ارشد شهید هاشمی، را قربانی این جنایت معرفی کرده بودند.
تکمیلی
هنرمند بازپرس شعبه چهارم دادسرای امور جنایی تهران درباره این پرونده به فارس گفت: تصور بر آن بود خودروی مقتول که یک زانتیا بود توسط قاتل یا قاتلان به سرقت رفته باشد اما مشخص شد خودرو در نزد برادر مقتول بوده و به این ترتیب این فرضیه منتفی شد.
وی گفت: تا این لحظه فرضیه سرقت به عنوان انگیزه قتل جایگاهی در این پرونده ندارد.
بر اساس آخرین بررسیها و شواهد موجود زمان وقوع قتل ساعت 11 تا 12 شب پنجشنبه گذشته تخمین زده شده است.
همچنین در همین رابطه سرپرست دادسرای امور جنایی تهران از دستگیری یک مظنون به قتل در جنایت هولناک غرب تهران خبر داد.
فخرالدین جعفرزاده گفت: هماکنون یک نفر مظنون در این پرونده بازداشت شده و تحقیقات برای روشن شدن زوایای این پرونده در حال انجام است.
وی افزود: برخی رسانههای بیگانه اعلام کرده اند یک نوزاد نیز در صحنه قتل حضور داشته که توسط قاتل یا قاتلان ربوده شده است اما این موضوع صحت ندارد چرا که این زوج تازه ازدواج کرده بودند و فرزندی نداشتند.
جعفرزاده در ادامه خاطرنشان کرد: فرضیه سرقت در این پرونده مردود است و به نظر میرسد قتل با انگیزه انتقامگیری و یا مرتبط با مبادلات اقتصادی باشد.
شب گذشته جسد سید مرتضی هاشمی 28 ساله به همراه همسرش آتنا 26 ساله در حالی که به طرز فجیعی به قتل رسیده بودند در منزل مسکونیشان کشف شد.







